اغوای ابزار

اغوای ابزار یکی از خطرات عمده ایست که سازمانها را تهدید می کند. رهبران و مدیران سازمانها و گروه ها تصور می کنند که با بهره بردن از جدیدترین نرم افزارها و به روزترین سیستمها و در اختیار داشتن معروفترین مشاوران و مطالعه جدیدترین و شناخته شده ترین کتابهای مدیریتی راه رستگاری را یافته و می توانند سازمان خود را به سوی موفقیت رهنمون سازند.

اما به واقع چنین نیست.

اینان دچار بیماری مهلک اغوای ایزار شده اند ولی خود از آن بی خبرند.

اما من می خواهم به دنیای کوچک کوهنوردی خودمان بپردازم:

در عالم کوهنوردی نیز به واقع اغوای ابزار و ابزار زدگی یکی از آسیبهای جدی در فرهنگ کوهنوردی شده است.

اغوای ابزار در کوهنوردی یعنی: تکیه بیش از حد بر ابزارها ,تکنیکها,مقالات و امثالهم و در عوض فراموش کردن مهارتهای رفتاری. مهارتهایی که در لحظات دشوار که هیچ ابزاری نمی تواند کوهنورد را نجات دهد به کمک او آمده و فرشته نجات او می شود. مهارتهایی چون صبر و استقامت,خویشتنداری, خلاقیت, آرامش ذهنی, توانایی بدنی بالا,اعتماد به نفس و بسیاری دیگر از مهارتهایی که بدون داشتن آنها نمی توان خود را کوهنورد نامید.
در جامعه کوهنوردی ما کوهنوردان بسیاری به خصوص کوهنوردانی که در دهه اخیر وارد این حیطه شده اند درگیر آسیب ابزار زدگی شده اند. امروزه کوهنوردان جوان ما بجای اینکه وارد محیط کوهستان شده و خود را درگیر فضای واقعی کوهستان کنند دروب سایتها و مجلات و کاتالوگها بدنبال کوهنوردی هستند. در پی یافتن بهترین برندها و آخرین متدهای صعود و جدیدترین و دهان پرکن ترین ابزارها هستند.
کوهنوردان بسیاری را می بینیم که در کلکسیون ابزار و تجهیزات خود چیزی کم و کسر ندارند . ده ها گره مختلف را چشم بسته بر روی طناب اجرا می کنند. دوره های کارآموزی و پیشرفته و مربی گری را یکی پس از دیگری طی می کنند نام تمامی سنگنوردان و یخ نوردان و …بسیاری دیگر را می دانند و جدیدترین فیلمهای کوهنوردی را در آرشیو خود داشته و یا مشاهده نموده اند.
. اما در عرصه عمل چیزی از این کوهنوردان مشاهده نمی کنیم
اغوای ابزار و ابزار زدگی یکی از بیماریهای مهلکی است که متاسفانه کوهنوردی ما بدان دچار شده است و برای درمان آن باید چاره ای اندیشید و همتی را آغاز کرد.
البته این تنها خطر و بیماری نیست که کوهنوردی مارا تهدید می کند ولی یکی از خطرات عمده ایست که می توان از آن نام برد.
برای رهایی از اغوای ابزار باید مبانی ارزشی کوهنوردی ما تغییر کند.

بعنوان مثال سیستم آموزش مدرک محور ما به مهارت محور تغییر یابد.
معیار ارزشگذاری صعودهای ما از صعودهای دهان پرکن و تبلیغاتی به صعودهای خلاقانه و با کیفیت تغییر یابد.
ابزار و تجهیزات در خدمت کوهنوردی باشد و نه برعکس آن و به کوهنوردان جوان و مبتدی مهارتهای فنی و ذهنی کوهنوردی یاد داده شود و روح خلاقیت در آنها پرورانده شود و آنها به کاربران و بندگان ابزارهایشان تبدیل نشوند.

برای کوهنورد شدن باید کوهنوردی نمود و کوهنوردی نمود و کوهنوردی نمود و راه کوهنورد شدن تنها از محیط صعب العبور,خطرناک و دشوار کوهستان می گذرد و سایر راههایی که از مسیرهای سهل و آسان می گذر د هرچند ممکن است مسیرهای جذابی باشند اما مارابه کوهنوردی و کوهنورد شدن نمی رساند.
فعلا” همین

از وبلاگ : همطناب من

americanpeyote.com

نویسنده:

          

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال