بزرگان کوهنوردی ایران

زنده یاد ابراهیم شیخی

                                                               زنده یاد ابراهیم شیخی
ابراهیم شیخی از چهره های نام آشنای کوه نوردی ایران بود.
ابراهیم در ۱۷ دی ماه ۱۳۳۴ در روز عید قربان در تهران متولد شد. به همین دلیل او را حاجی یا حاج ابرام صدا می‌کردند. وی تحصیلات ابتدای و متوسطه را گذرانده و وارد بازار کار شد و مشغول کار تزئینات (کاغذ دیواری) شد.  بعد از انقلاب و رکود بازار و جمع شدن این نوع شغل‌ها وارد بازار طلا و ارز شد. او خیلی زود و در سنین نوجوانی پدر و مادر خود را از دست داد.
زنده‌یاد ابراهیم شیخی عمر پربرکت خود را در راه اعتلای فرهنگ اراده و ایمان که همانا فرهنگ کوهمردی و کوهنوردی است مصروف داشت. او از دانشگاه بزرگ طبیعت درس‌های گرانبهایی آموخت و در توشه آخرتش گوهرهای نفیسی اندوخت. در بسیاری از جهات شخصیتی درخور ستایش و تحسین داشت. اما شاخصه بارز او ایمان و اخلاصش در عمل بود تا جایی که به کرات با تشکیل تیم‌های نجات به هنگام ضرورت، مصدومین و آسیب‌دیدگان را یاری می‌کرد. چه بسیار لحظات بحرانی و پر از خطر که او در صف اول منجیان حاضر و آماده بود.
گرچه او می‌توانست همچون دیگران در بستر آرام زندگی، عمر خویش را سپری سازد، اما روح بیدارش این آرام و قرار را از او ربوده بود. هربار که در جمعی از خاطرات نجات و رشادت‌های او سخن به میان می‌آمد، او با نهایت تواضع و فروتنی می‌گفت: «این وظیفه‌ای است برگردن ما. دیگران مسئولیت‌هایی دارند، ما هم دینی برگردنمان است. Morocco امید آنکه این مهم را نیک به فرجام رسانیم.

 

ebrahim
بسیاری ازقلل بالای ۴۰۰۰ متری ایران را در فصول مختلف صعود کرد و در تکمیل ورزش استقامتی خود به ورزش‌های بوکس و دومیدانی تا حد حرفه‌ای پرداخت تا اینکه در سال ۱۳۵۹ در انتخابی تیم بوکس به عضویت تیم ملی درآمد و در تورنمت بین‌المللی مهم «جام کمربند طلایی رومانی» شرکت کرد و با دو برد و یک باخت، با ابرویی شکافته به عنوان فنی‌ترین بوکسور مسابقات شناخته شد.
وی در دومیدانی نیز سرآمد بود و در رشته‌های ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ و نیمه‌ماراتون در مسابقات مختلف شرکت کرد و کسب مقام نمود. ولی همیشه این را بارها می‌گفت: «رشته اصلی من کوهنوردی است.» وی در کلاس‌های کارآموزی کوهنوردی و همچنین کلاس‌های تکمیلی و مربیگری زیر نظر فدراسیون کوهنوردی شرکت کرده و آموزش‌های لازم را فرا گرفته بود.
چگونگی مرگ وی اززبان همنوردش عمادرفیعی
تیم سه نفره ی ابراهیم شیخی ٬ عماد رفیعی ٬ جلیل علیزاده در نظر داشتند طی برنامه ای پنج روزه و با حرکت از ولنجک تهران و انجام صعودی طولانی و خط الراسی از مسیر توچال ـ سی چال ـ کلون بستک ـ سرکچال ها ـ خله نو و سپس خط الراس پالون گردن ـ سینه زا و چپکرو ـ ورارو خود را به جبهه غربی دماوند برسانند و با صعود دماوند برنامه ی خود راپایان دهند . این تیم تا خط الراس پالون گردن ـ سینه زا پیش روی خوبی داشت و روز پنج شنبه پس از برقراری چادر روی خط الراس « شیخی بعد از خوردن غذا سینه درد می گیرد… بعد از ۱۰ دقیقه صدای غیر عادی از گلویش شنیده می شود … و همان لحظه تمام می کند » . و پیکر بی‌جانش پس از ۳ روز تلاش توسط همنوردان او از مسیر دشت لار و تنگه یونه‌زا(خاتون بارگاه) به پایین منتقل و در قطعه نام‌آوران بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد.
. او در تاریخ ۱۳۸۷٫۳٫۱۷ در سن ۵۳ سالگی چشم از جهان فروبست.

Copy of DSC04529

                                        تابلو یادبود ابراهیم شیخی برفراز قله خلنو بزرگ ـ ۴۳۸۳
                                                                خصوصیات اخلاقی وی
تمام کسانی که شیخی را از نزدیک می‌شناختند از عشق بیکران او به ورزش به‌خصوص ورزش کوهنوردی که ورزش اصلی او بود و بیش از سی سال در آن کوشید، آگاهی داشتند.
از خصوصیات بارز او مهربانی و خوش‌خلقی‌اش بود به طوری که همیشه خوشرو و آماده و مشتاق فعالیت‌های خیرخواهانه ورزشی بود.
او درخصوص انتقال تجربیات و آزموده‌های خود به دیگران بسیار سخاوتمند عمل می‌کرد و همواره به سئوالات و راهنمایی‌های کوهنوردان علاقمند، به‌ویژه در مورد آموزش نسل جوان بسیار با دقت و شکیبا عمل می‌کرد.
ابراهیم شیخی همواره به دنبال حرکت‌های نو و ثبت رکوردهای جدید در ورزش کوهنوردی بود.
او در کوهنوردی برای خود سبکی ویژه داشت که تماماً برتجربیات شخصی و آموزش‌های رایج عمومی تکیه داشت. به طوری که برای تمام حرکت‌ها و تمرینات مداوم خود دلیل و برهان خاصی ارائه می‌نمود و با دانش خود سعی می‌کرد به مرزهای جدیدی از این ورزش دست یابد.
با وجود گرفتاری‌های روزمره به طور مرتب ورزش می‌کرد و عاشق دوومیدانی ، مادر همه ورزش‌ها بود.

با صعود به قله خلنو بزرگ (البرز مرکزی) با تابلویی روبرو می‌شویم که با زبان بی‌زبانی روایتی از آخرین گام‌های کوهنورد بزرگی را بیان می‌کند که از آن قله گذشته و ساعاتی بعد در جوار معشوق خود «کوهستان»، حین ورزش و در اوج آمادگی جسمانی به دیار ابدیت پیوست و جاودانه شد.
                                                                   صعودهای شاخص
– سال ۱۳۶۲ اولین صعود زمستانی جبهه غربی دماوند در قالب گروه کوهنوردی آزاد کاوه
– سال ۱۳۶۳ حضور مؤثر و ۷۵ روزه در ساخت دو جانپناه شمالی دماوند در ارتفاع ۴۰۰۰ و ۴۷۵۰ متری
– سال ۱۳۶۳ اولین صعود زمستانی گرده آلمان‌ها (علم‌کوه) در قالب تیم مشترک فدراسیون و کوهنوردان تبریزی
– سال ۱۳۶۳ حضور مؤثر در ساخت و مرمت جانپناه توچال
– سال ۱۳۶۴ صعود سرعتی قله توچال و ثبت رکورد دو ساعت و ده دقیقه از میدان سربند تا قله
– سال ۱۳۶۴ دریافت مدرک مربیگری کوهنوردی
– سال ۱۳۶۸ صعود دیواره علم‌کوه مسیر لهستانی‌ها (به همراه زنده‌یاد داود خادم)
– سال ۱۳۷۶ صعود تا ارتفاع ۷۵۰۰ متری قله گاشربروم (هیمالیای پاکستان) در قالب اولین تیم ملی فدراسیون کوهنوردی
– سال ۱۳۷۶ صعود یک روزه گرده آلمان‌ها از مسیر ونداربن ـ سرچال ـ علم‌چال ـ گرده ـ قله علم‌کوه ـ سیاه‌سنگ ـ چالون ـ سیاه‌کمان ـ نفت‌چال ـ ونداربن (طی سیزده ساعت) در تابستان
– سال ۱۳۸۳ شرکت در مسابقه ماراتون دماوند (در سن ۵۰ سالگی) و کسب مقام چهارم (رکورد سه ساعت و هجده دقیقه از گوسفندسرا تا قله)
– سال ۱۳۸۴ صعود ۱۶ یال دماوند در شانزده هفته به شکل سرعتی و یک روزه
– سال ۱۳۸۵ عبور از خط‌الرأس دوبرار (قره‌داغ) یک روزه به طول ۴۵ کیلومتر
– صعود اکثر قلل ایران و دیواره‌هایی نظیر بیستون، لجور، بندیخچال، پل‌خواب و صعود بیش از ۱۵۰۰ بار قله توچال و ۳۰۰ بار قله دماوند
– پرچم‌گذاری مسیر صعود قله توچال از سنگ‌سیاه به قله از زمستان ۱۳۶۴ به بعد
– حضور منظم در عملیات امدادرسانی افراد سانحه دیده در کوهستان
آخرین تلاش صعود از قله توچال به دماوند

 

01(1)
                   از سمت راست: جلیل صفرعلیزا ده ـ زنده یاد ابراهیم شیخی ـ صادق آقاجانی

                                               پس از صعود زمستانی گرده آلمانها

                        برگرفته ازنوشته های آقایان:ذبیح الله حمیدی،جلیل صفرعلیزاده

 

 

نویسنده:

          

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال