تکنیک مبارزه با گرگ (ایمنی از حیوانات وحشی)

اطلاعات و شایعات درباره گرگ در همه جا مانند اینترت زیاد است،بنابراین من به ارائه اطلاعات تئوریک درباره گرگ نمی پردازم و دقیقا” درباره ایمنی و مبارزه با گرگ صحبت می کنم. برای توانمند شدن در این موضوع چهار مرحله زیر را فرا بگیرید.

شناسایی ،ایمنی،اشتباهات رایج،مبارزه

الف – شناسایی :
۱- تعداد:گرگ ها در دسته ده تایی و گروهی حمله می کنند.بنابراین حمله یک گرگ تنها نشان از گرگاس بودن آن است.(گرگاس حاصل آمیزش گرگ نر و سگ ماده است که وحشی تر و خطرناک تر از گرگ است و متاسفانه حوادث حمله آن به انسان در شمال شرق ایران زیاد اتفاق افتاده است.علت تنها بودن آن اینست که چون نژاد خالص نیست گرگ ها از ورود آن به گروه خودداری می کنند و از طرفی چون چوپان ها این امیزش را انجام داده اندو به علت ناتوانی در تربیت آن را رها کردند نسبت به انسان نترس می باشد).
۲- سر : سر گرگ در امتداد بدن آن است اما سگ سر خود را بالا می گیرد وگرگاس مابین این دو است.
۳- رنگ بدن :رنگ گرگ از سفید و زرد و خاستری تا مشکی متغیر است و ملاک خوبی برای شناسایی نیست.
۴- حمله گرگ به انسان بیشتر در زمستان است،در این فصل به علت افزایش آدرنالین خون وحشی تر میشوند،اما گرگاس بیشتر در بهار وتابستان حمله می کند.
۵- گرگ ها در شرایط عادی مانند سگها پارس می کنندبه جز مواقع خبر کردن همدیگر برای شکار ،زمان مرگ هم نوعانشان و در هنگام جفت گیری زوزه می کشند! بنابر این گول نخورید و اگر از محیط روستایی فاصله دارید (در طبیعت) بدانید که صدای پارس برای گرگ است ونه سگ!
۶- اندازه رد پای گرگ از سگ بزرگ تر است و ناخن های آن تیز تر وبلند تر .البته گرگ جوان رد پای کوچکتری دارد.
۷- پینه های انگشتی گرگ بلند تر است و مانند پینه های انگشتی سگ به هم نزدیک نیست پس انگشتان میانی گرگ بیشتر از هم فاصله دارد.
ب- ایمنی :
۱- به محض شناسایی گرگ در محیط آتش روشن کرده و مشعل همراه داشته باشید.
۲- ترقه با صدای بلند را آماده در کنار خود داشته باشید.
۳- هرگز از گروه جدا نشوید و در کنار هم بمانید.
۴- با قدرت و محکم گام بردارید(گرگ هوشمند است و به دنبال فرد پیر ،ضعیف، ناتوان و زخمی است).
۵- اگر صدای زوزه گرگ را در نزدیکی خود شنیدید بدانید که گرگ در حال خبر کردن دوستان برای شکار شماست و زمان شما محدود است.
۶- قبل از ورود به محدوده گرگ ها (جایی که احتمال وجود گرگ می باشد) از تنظیم کننده آدرنالین خون استفاده کنید.(مانند پسته و یا انگور ) زیرا گرگ بوی آدرنالین خون شما را می فهمد و از آن طریق پی به ترس شما می برد.
۷- خنجر براق خود را به دست گرفته و حرکت کنید.گرگ هوشمند است و برق خنجر می تواند مدتی او را محتاط کرده و با فاصله از شما نگه دارد.
پ- اشتباهات رایج :
۱- گفته می شود که اگر گرگ برای دفاع از قلمروی خودش با شما برخورد کند و بصورت تصادفی جلوی شما ظاهر شد، به حالت جنینی روی زمین بخوابید تا با شما کاری نداشته باشد، اما اشتباه است چون این یک فرضیه از تمام فرضیه ها است :
زیرا اولا” گاهی گرگ ساعت ها شما را تعقیب می کند بدون آنکه متوجه شوید و وقتی یکباره با آن روبرو می شوید معلوم نیست بصورت تصادفی وارد قلمروی آن شدید یا به دنبال شکار شما بوده است. پس با خوابیدن روی زمین لقمه آماده نشوید!
ثانیا” شاید گرگ نباشد و گرگاس باشد و شما اشتباه تشخیص داده باشید و صرفا” قصد آن حمله باشد.
برای تست اینکه بدانید گرگ در اطراف شما هست و آن را نمی بینید ،کافیست که از گروه دور شوید و لنگ بزنید تا سر و کله آنها اطراف شما پبدا شود،البته اصلا” توصیه نمی کنم.
۲- گفته می شود هنگام دیدن گرگ چهار دست و پا و سپس دو پا راه بروید و این روش را تکرار کنید تا گرگ منصرف از حمله شود،اما این روش باعث خطای گرگ در تشخیص شما بعنوان انسان شده و احتمال حمله افزایش پیدا می کند.
ت- مبارزه (درگیری تن به تن): 
۱- ابتدا سعی کنید به آرامی و بدون توجه کردن به گرگ عقب نشینی کنید تا اگر وارد قلمروی آن شده اید منصرف شود و اگر منصرف نشد،با تکان دادن مشعل و پرت کردن سنگ و چوب و داد و فریاد برای شروع مبارزه خود را قدرتمند نشان دهید.
سپس خنجر را در دست راست بگیرید( اگر راست دست هستید) به شکلی که خم نوک آن به سمت پایین باشد.(در قسمت خرید خنجر گفتم کمی نوک آن خم باشد .زیرا برای مبارزه با حیوان مناسب تراست،
چون مبارزه با حیوانات بیشتر تن به تن است و با فرو کردن خنجر در بدن حیوان با این فرم خنجر و این روش به دست گرفتن خنجر (خم خنجر به پایین)شما تسلط و قدرت بیشتری خواهید داشت).
۲- دست دیگر خود را (دست چپ) در کوله فرو کنید و انتهای کوله را از داخل بگیرید و یا لباسی به دور دست خود بپیچید و با نزدیک شدن گرگ دست چپ را جلوی دهانش بگیرید(مانند سگ که آستین و پاچه را می گیرد گرگ هم همین کار را خواهد کرد) و زمانی که حیوان در گیر دست چپ شما است ،حالا با خنجر (که نوک آن به سمت پایین است)در گردن حیوان فرو کنید(در اینجا تفاوت مارک خنجر را خواهید فهمید!).
۳- اگر با خنجر نتوانستید کاری کنید و یا نداشتیدتنها راه شما اینست که با تمام قدرت کوله را یا پارچه دور دست را در دهان گرگ فرو کنید تا خفه شود.
باید بگویم کار بسیار سختی است.اما راه دیگری ندارید.
تمام کسانی که با گرگ درگیر شدند از این دو طریق توانستند نجات یابند. روش مبارزه تن به تن با گرگاس و سگ هم همین است.
۴- فراموش نکنید که هوشمندی و قدرت در آن نیست که با حیوانات درگیر شوید، بلکه در رعایت کردن سه مرحله قبل است تا مجبور به مبارزه نشوید.
Photo: ‎تکنیک مبارزه با گرگ(ایمنی از حیوانات وحشی):<br />
اطلاعات و شایعات درباره گرگ در همه جا مانند اینترت زیاد است،بنابراین من به ارائه اطلاعات تئوریک درباره گرگ نمی پردازم و دقیقا" درباره ایمنی و مبارزه با گرگ صحبت می کنم. برای توانمند  شدن در این موضوع چهار مرحله زیر را فرا بگیرید.شناسایی ،ایمنی،اشتباهات رایج،مبارزه<br />
الف - شناسایی :<br />
1- تعداد:گرگ ها در دسته ده تایی و گروهی حمله می کنند.بنابراین حمله یک گرگ تنها نشان از گرگاس بودن آن است.(گرگاس حاصل آمیزش گرگ نر و سگ ماده است که وحشی تر و خطرناک تر از گرگ است و متاسفانه حوادث حمله آن به انسان در شمال شرق ایران زیاد اتفاق افتاده است.علت تنها بودن آن اینست که چون نژاد خالص نیست گرگ ها از ورود آن به گروه خودداری می کنند و از طرفی چون چوپان ها این امیزش را انجام داده اندو به علت ناتوانی در تربیت آن را رها کردند نسبت به انسان نترس می باشد).<br />
2- سر : سر گرگ در امتداد بدن آن است اما سگ سر خود را بالا می گیرد وگرگاس مابین این دو است.<br />
3- رنگ بدن :رنگ گرگ از سفید و زرد و خاستری تا مشکی متغیر است و ملاک خوبی برای شناسایی نیست.<br />
4- حمله گرگ به انسان بیشتر در زمستان است،در این فصل به علت افزایش آدرنالین خون وحشی تر میشوند،اما گرگاس بیشتر در بهار وتابستان حمله می کند.<br />
5- گرگ ها در شرایط عادی مانند سگها پارس می کنندبه جز مواقع خبر کردن همدیگر برای شکار ،زمان مرگ هم نوعانشان و در هنگام جفت گیری زوزه می کشند! بنابر این گول نخورید و اگر از محیط روستایی فاصله دارید (در طبیعت) بدانید که صدای پارس برای گرگ است ونه سگ!<br />
6- اندازه رد پای گرگ از سگ بزرگ تر است و ناخن های آن تیز تر وبلند تر .البته گرگ جوان رد پای کوچکتری دارد.<br />
7- پینه های انگشتی گرگ بلند تر است و مانند پینه های انگشتی سگ به هم نزدیک نیست پس انگشتان میانی گرگ بیشتر از هم فاصله دارد.<br />
ب- ایمنی :<br />
1- به محض شناسایی گرگ در محیط آتش روشن کرده و مشعل همراه داشته باشید.<br />
2- ترقه با صدای بلند را آماده در کنار خود داشته باشید.<br />
3- هرگز از گروه جدا نشوید و در کنار هم بمانید.<br />
4- با قدرت و محکم گام بردارید(گرگ هوشمند است و به دنبال فرد پیر ،ضعیف، ناتوان و زخمی است).<br />
5- اگر صدای زوزه گرگ را در نزدیکی خود شنیدید بدانید که گرگ در حال خبر کردن دوستان برای شکار شماست و زمان شما محدود است.<br />
6- قبل از ورود به محدوده گرگ ها (جایی که احتمال وجود گرگ می باشد) از تنظیم کننده آدرنالین خون استفاده کنید.(مانند پسته و یا انگور ) زیرا گرگ بوی آدرنالین خون شما را می فهمد و از آن طریق پی به ترس شما می برد.<br />
7- خنجر براق خود را به دست گرفته و حرکت کنید.گرگ هوشمند است و برق خنجر می تواند مدتی او را محتاط کرده و با فاصله از شما نگه دارد.<br />
پ- اشتباهات رایج :<br />
1- گفته می شود که اگر گرگ برای دفاع از قلمروی خودش با شما برخورد کند و بصورت تصادفی جلوی شما ظاهر شد، به حالت جنینی روی زمین بخوابید تا با شما کاری نداشته باشد، اما اشتباه است چون این یک فرضیه از تمام فرضیه ها است :<br />
زیرا اولا" گاهی گرگ ساعت ها شما را تعقیب می کند بدون آنکه متوجه شوید و وقتی یکباره با آن روبرو می شوید معلوم نیست بصورت تصادفی وارد قلمروی آن شدید یا به دنبال شکار شما بوده است. پس با خوابیدن روی زمین لقمه آماده نشوید!<br />
ثانیا" شاید گرگ نباشد و گرگاس باشد و شما اشتباه تشخیص داده باشید و صرفا" قصد آن حمله باشد.<br />
برای تست اینکه بدانید گرگ در اطراف شما هست و آن را نمی بینید ،کافیست که از گروه دور شوید و لنگ بزنید تا سر و کله آنها اطراف شما پبدا شود،البته اصلا" توصیه نمی کنم.<br />
2- گفته می شود هنگام دیدن گرگ چهار دست و پا و سپس دو پا راه بروید و این روش را تکرار کنید تا گرگ منصرف از حمله شود،اما این روش باعث خطای گرگ در تشخیص شما بعنوان انسان شده و احتمال حمله افزایش پیدا می کند.<br />
ت- مبارزه (درگیری تن به تن):<br />
1- ابتدا سعی کنید به آرامی و بدون توجه کردن به گرگ عقب نشینی کنید تا اگر وارد قلمروی آن شده اید منصرف شود و اگر منصرف نشد،با تکان دادن مشعل و پرت کردن سنگ و چوب و داد و فریاد برای شروع مبارزه خود را قدرتمند نشان دهید.<br />
1- سپس خنجر را در دست راست بگیرید( اگر راست دست هستید) به شکلی که خم نوک آن به سمت پایین باشد.(در قسمت خرید خنجر گفتم کمی نوک آن خم باشد .زیرا برای مبارزه  با حیوان مناسب تراست،<br />
چون مبارزه با حیوانات بیشتر  تن به تن است و با فرو کردن خنجر در بدن حیوان با این فرم خنجر و این روش به دست گرفتن خنجر (خم خنجر به پایین)شما تسلط و قدرت بیشتری خواهید داشت).<br />
2- دست دیگر خود را (دست چپ) در کوله فرو کنید و انتهای کوله را از داخل بگیرید و یا لباسی به دور دست خود بپیچید و  با نزدیک شدن گرگ دست چپ را جلوی دهانش بگیرید(مانند سگ که آستین و پاچه را می گیرد گرگ هم همین کار را خواهد کرد)  و زمانی که حیوان در گیر دست چپ شما است ،حالا با خنجر (که نوک آن به سمت پایین است)در گردن حیوان فرو کنید(در اینجا تفاوت مارک خنجر را خواهید فهمید!).<br />
3- اگر با خنجر نتوانستید کاری کنید و یا نداشتیدتنها راه شما اینست که با تمام قدرت کوله را یا پارچه دور دست را در دهان گرگ فرو کنید تا خفه شود.<br />
باید بگویم کار بسیار سختی است.اما راه دیگری ندارید.<br />
تمام کسانی که با گرگ درگیر شدند از این دو طریق توانستند نجات یابند. روش مبارزه تن به تن با گرگاس و سگ هم همین است.<br />
4- فراموش نکنید که هوشمندی و قدرت در آن نیست که با حیوانات درگیر شوید، بلکه در رعایت کردن سه مرحله قبل است تا مجبور به مبارزه نشوید.‎

نویسنده:

          

۱۸۸ دیدگاه

  1. ايرج الموتيان می‌گه:

    بسیار آموزنده بود.مخصوصا درزمستان.تشکر.

  2. عباس عباسیان پور می‌گه:

    امیدوارم هرگز مجبور به کشتن هیچ حیوانی نشم…ولی به هرحال دانستنی خوبی بود.سپاسگذارم.

    • آنام می‌گه:

      فکرکردی به این راحتی هاست ؟؟؟؟ گیر گرگ بیفتی تا تکه پاره نکنه دست بردار نسیت مگه اینکه رامبو باشی یا مطالبی که گفتن انجام بدی .

      • امیر می‌گه:

        اره حتما…خخخخ. گرگ از سرو صدای زیاد میترسه دادا بی داد کنی فرار میکنه چه برسه به رمبو که تفنگ داره با رگبار میزنش

  3. محمد جواد میرزایی می‌گه:

    خوب بود باید امتحان کرد مرسی

  4. اسمان می‌گه:

    سلام
    مطلبی که گذاشتید بسیار مفید بود. با اجازتون تو وبلاگمون ازش استفاده میکنم.
    در صورت تمایل برای تبادل لینک، بهم اطلاع بدید. ( گروه کوهنوردی ارفه قائمشهر)
    همیشه پیروز ،پایدار و ایرانی باشید

  5. محمد می‌گه:

    به نظر شما استفاده از اسپری فلفل نتیجه ای داره

    • امیرحسین می‌گه:

      سلام محمد جان من خودم چند بار مورد حمله گرگ قرار گرفتم هیچی مثل یک چوب دستی کار ساز نیست اولش ترس داره ولی ضربات پیاپی و محکم کارسازه

  6. مهدی می‌گه:

    اسپری فلفل عالیه،باهاش میشه حتی خرس قطبی رو هم فراری داد،اینو تو یک فیلم مستند دیدم، ولی راههای خیلی راحتی برای ترساندن گرگ وجود داره که با تحقیق از اهالی و بزرگان روستا از جمله پدربزرگم که چند بار با گرگها درگیر شده بود یاد گرفتم:
    ۱-استفاده از چوب دستی محکم برای درگیری خیلی خیلی بهتر از هر نوع خنجری است.راحتتر اینکه با چوب دستی به یک ظرف فلزی محکم بکوبی تا صدای زیادی ایجاد کنه،گرگ دیگه جرات نمیکنه به شما نزدیک بشه،حتی استفاده از ترقه پرصدا هم خیلی کارساز و راحتتره
    ۲-استفاده از نور در شب معجزه میکنه،گرگ جرات نزدیک شدن به آتش رو نداره و به هیچ وجه به اون نزدیک نمیشه، بجای آتیش میشه از نور چراغ قوه (پر نور) هم استفاده کرد. نور چراغ قوه رو تو چشم گرگ بندازید جرات نمیکنه به شما نزدیک بشه.

  7. Mani می‌گه:

    به نظر تون اگه بیلچه به همراه داشته باشیم اونو بیلو دنبال خودمون بکشونیم کارسازه ؟!

    • امیرحسین می‌گه:

      mani جان اگه بیلچه سبک باشه خوبه ولی چوب دستی هم به عنوان عصا میشه استفاده کرد هم وسیله دفاعی خوبیه راحتم میتونی تهیه کنی اگه خواستی بگو تا بهترین و محکمترین چوب تو اینجور درگیریا بگم چیه

  8. امیرحسین می‌گه:

    هرکی هر اطلاعاتی در مورد حیوانات و حشی خواست بگه تا بنویسم من خودم با کمک یک نوشته اینترنتی که حدود ۳سال قبل خوندم تو اون شب تاریک که داشتم برای ابیاری باغ میرفتم مورد حمله گرگ هار قرار گرفتم و اون لحظه اول خدا و دیگه هیچی یادم نمی یومد اولشم فکر کردم سگه و لی بعد از کشتن شاهدان این ماجرا که حدود۵ نفر بودند و یکی از انها دامپزشک بود گرگ بودن اون رو تایید کردند و طی تصمیم و قولی که به خودم و خدا داده بودم بر این شدم تا به عزیزانی که میخواهند به مکان هایی بروند گه گرگ دارد و حتی احتمال میرود در ان گرگ هست بروند بنویسم در ضمن اطراف منطقه ما حدود ۳۰ سال بود کسی گرگ ندیده بود و نکته اخر چوب دستی سلاح بسیار بسیار بسیار خوبیه و من دیگه هیچ وقت بدون چوبدستی هیجا نمیرم همیشه همراهمه یا داخل ماشینمه با تشکر که این مطلبو تا اخرش خوندید

    • درود دوستان
      اینکه میگید چوب دستی سلاح خوبیه در مواجهه با گرگ درست نیست امروزه گرگها هوشمندتر از قبل شدن و میدونن که با خوردن چند تا چوب دستی نمی میرن اما میدونن با خوردن یه ضربه کارد یا خنجر احتمالا میمیرن و تا جایی که من میدونم گرگها به افرادی که خنجرهای بزرگی همراه دارن نزدیک نمیشن این رو چوپان هایی که زیاد با گرگ ها در زمستان مواجه شدن میگن.
      حیوانات مثل گرگ، کفتار و پلنگ از نظر قدرت جسمی از انسان برتر هستند اما هوشمندی انسان در استفاده از ابزار هست که میتونه باعث غلبه انسان بر حیوانات بشه. شما پلنگ رو در نظر بگیرید شما اگه یه توپ رو پرتاب کنید قدرت دید پلنگ اونقدر دقیقه که میتونه حرکت اون توپ رو فریم به فریم ببینه پس وقتی یک خنجر دارید نمیتونید بدون فریب دادن با اون به پلنگ ضربه بزنید چون با قدرت دید و سرعتی که داره با اولین اشتباه کار آدم تموم میشه. بنابراین همونطوری که دوستان اشاره کردن باید با یک دست یا یک وسیله ای یک انحراف در دید پلنگ ایجاد کنید تا دستی که خنجر رو درش دارید در زمان ضربه زدن نبینه و این هم در صورتی هست که درگیری تن به تن شده باشه.
      شما با یه خنجر میتونید از پس پلنگ هم بربیاید ولی نیاز به تمرکز و تمرین دارید تا بتونید ترس تون رو در شرایط مختلف کنترل کنید. حیوانات از آدم هایی که نمیترسن وحشت دارن.
      در مواجهه با گرگها هم باید دقت کنید که گرگها گله ای شکار میکنن و یکی از گرگها مسئولیت و رهبری شکار رو به عهده داره و اگر شما اون رو از بین ببرید گله گرگها انسجام و شجاعت خودش رو از دست میده دقیقا مثل ارتشی که فرمانده خودش رو از دست داده باشه پس بهتره هنگامی که درگیری با گرگها صد در صد شد شانس تون رو هدر ندید و هوشنمندانه اون گرگ رو پیدا کنید و اون رو از پا در بیارید.
      گرگها گاهی اوقات به خرس های گریزلی هم حمله میکنن به این صورت که هر کدوم از غفلت و نقطه کور خرس استفاده میکنن و یه زخمی بهش میزنن تا کم کم بتونن اون رو از پا در بیارن! بنابراین شما باید یه جایی رو پیدا کنید که برای دفاع از خودتون حداقل نقطه کور رو داشته باشید.
      نکته آخر اینکه همه حیوانات میدونن که زندگی مهمتر از گرسنگی کشیدن هست پس اگر احساس کنن که نمیتونن شما رو از پا دربیارن یا اینکه ممکنه زخمی بشن و جونشون رو از دست بدن با شما درگیر نمیشن. البته این قاعده کمی برای کفتار ها تفاوت میکنه چون اصولا حیوانات گستاخی هستند.

  9. مایک می‌گه:

    دستتون درد نکنه.خنجر عالی برای کوه چه برندهایی رو توصیه میکنید؟چه اندازه ای باشه؟؟
    درمورد گراز چی کنیم؟؟

  10. امیرحسین می‌گه:

    با سلام خدمت شما اگر بتوانید خودتون با فنر تخت ماشین خنجری بسازید بسیار عالی از برند های خوب هم کلمبیا و یک تکه ی aseخوبه من با اکثر خنجرها کار کردم اولا تاشو نباشه حدود ۱۵الی ۲۰ سانتی متر حد اکثر۲۵ این اندازه موجب میشه تمرکز نقطه ضربه بیشتر بشه و ام در مورد گراز این موجود به خاطر شکل سرو گردن نمیتونه در حالت دویدن به طرفی برگرده و باید حتما دور بگیره و نیاز به مکان باز داره تا برگرده میتونید هنگامی که گراز به سمتتون اومد فرار کنید و ناگهان به طرف چپ یاراست برید اون وقط نمیتونه دیگه شمارو دنبال کنه اگه خواستید از خودتون دفاع کنید زمانی که ناگهان به طرفین حرکت کردید میتوانید با چوب یا چماق به یکی از پاهاش ضربه بزنید البته گراز کم حمله میکنه مدتی پیش با دوستان به سفری رفته و چند گراز را مشاهده کردیم که خوشبختانه با دادو فریاد و پتاب سنگ فرار کردندتا میتوانید به انها صدمه نزنید ولی در صورت خطر جانی با تفنگ با فشنگ چهار پاره و یا با شیئ تیز و بلندی که در بدنش فرو برود کار را تمام کنید میتوانید با کمک یک اهنگر نیزه هم بسازید

    • مسعود می‌گه:

      فک نکنم چوب گزینه خوبی باشه تو اون شرایط ضربه چوب ما برای گرگ حکم نوازش رو داره پیشنهاد من باتوم برقی و قمه هستش من یه مدت پیش از زنجان یکی گرفتم خیلی بهتر از این چاقو سوسلیای استیله

  11. مایک می‌گه:

    ممنونم….دستتون درد نکنه!

  12. امیرحسین می‌گه:

    خواهش میکنم قابلی نداشت

  13. کاوه می‌گه:

    باعرض درود واحترام به محضرشریف دوستان عزیز مسائل و راه حل هایی در بالا مطرح گردید که هریک به جای خود خوب و کارامد بود تجارب این بنده حقیر نیز چنین است
    اولین و اخرین دشمن انسان ترس است ترس باعث از بین رفتن ادراک و عملکر صحیح در هرشرایط نامطلوبی می شود یک نترسید ۲ کنار هم بمانید ۳ اتش بپا کنید ۴ سعی کنید از منطقه خطر به اهستگی در حالی که اماده روبرویی کامل دارید عقب نشینی کرده و به مکان امنی چون ماشین جانپناه و غیره پناه ببرید حتما یک دست خود را با لباس پیراهن و غیره کلاف پیچ نمائید هرچه قطور تر بهتر از چوب دستی برای دورنگه داشتن استفاده کنید صوت های بلند بزنید ترس از خود نشان ندهید می توان از اتش الکل جامد پودر شده در قیف و پرتاب ان اسپری و دورکننده های الترا سونیک و خیلی از موارد دیگر استفاده نمود اما توجه داشته باشید که اینها همه موقتیست گرگ ها حیواناتی باهوش درنده و تکامل یافته هستند در صورت پیداکردن فرصت حمله را اغاز خواهند کرد خصوصا در زمستان و قعطی غذا غبل از هرگونه طبیعت نوردی از محلی ها و یا اینترنت محیط زیست و رویش گیاهی ان منطقه اطلاعات لازم راکسب نموده و ابزار و ادوات لازم را همراه داشته باشید واین را بدانید که درهمه شرایط تصمیم و عکس العمل صحیح می تواند جان شما و یا دوستانتان را نجات و یا به خطر بینداز (وخطر ناک ترین موجود در کوه انسان می باشد و باید از او ترسید جهت خنده ) موفق و تندرست باشید

  14. محسن می‌گه:

    با سلام استفاده از لباس بالای سر وافزایش قد کشیدن لباس بر روی زمین وچرخاندن چفیه همگی تمرکز حیوان را بهم وزند واجازه حمله را به خود نمی دهد

  15. امیر پلنگ می‌گه:

    سلام و عرض خسته نباشید به همه ی دوستان و هموطنانم . این راهکارهاییرو که شما عرض کردید هنگام حمله ی یک گرگ عملیه وگرنه در مورد حمله قرار گرفتن بیشتر از یک گرگ(۲-۳-۴و…)بهتر است خودتان تسلیم شوید و از همه اول اشهدتان را بگید چون اگر هر چقدر هم وسیله ی حمله داشته باشید به سه تا گرگ اثری نداره . من خودم تجربشو داشتم اینارو میگم چون یه بار رفته بودم صحرا واسه ابیاری تقریبا عصر بود و اواخر تابستون سه تا گرگ نزدیکم شدن و چن دقیقه ای بهم خیره شدن منم که از ترس …. نشستم زمینو اونارو نگاه کردم اصلا تکون نمیخوردم(نفسم نمیکشیدم ) که اشهدمو گفتم و منتظر حملشون بودم که یدفعه راهشونو گرفتن و رفتن منم همونجور ماتم زده بود . خدا اگه بخواد نگه داره ،نگه میداره. ممنونم همه ی مطالبو خوندید .با تشکر از مدیر وبلاگ و بینندگان

    • پوریا می‌گه:

      خدا بهت رحم کرده
      وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ

    • محمد می‌گه:

      خدا بهت رحم کرده؛من شیش تا گرگ بودند کارمون ندادند من و برادرم بودیم دونفر؛بهار بود مثل این که گرسنه نبودند ؛تو منطقه گوجگی کلات نادری

    • محمد می‌گه:

      چیزی که اکثر دوستان فراموش کردند اینه که گرگ ها گله ای هستند اکثرا؛خیلی کم توقع یک گرگ رو داشته باشید اکثرا گله ای هستند؛من با پسر عموهام میریم کوه برای گیاهان دارویی اکثرا بهار؛یه بار سهل انگاری کردم و دونفره رفتم که شش تا گرگ ما دونفر رو تو دره دیدند راه رو بسته بودند ؛نمیدونم چه طور شد که از فاصله دویست متری نزدیک تر نشدند تقریبا ؛فقط میدونم خدا رحم کرد بهمون

  16. امحمد می‌گه:

    سلام ببخشید چوب محکم و خیلی سفت برای چوب دستی و عصا چه نو ع چوبی هست اگه میشه کمک کنید هرچی چوبدستی از درخت کندم یه دونه که به سگ میزنی میشکند اگه سایتی یا چوبشو معرفی کنید

  17. امحمد می‌گه:

    نه اونقدر سگ هار اطرافمون هست که وای اطراف باغ تا میریم میریزند دورمون وقتی هار باشن تازه بچه هم همراهت باشه میفهمی

  18. امیر حسین می‌گه:

    چوب زبان کنجشک یا گردو عالیه

  19. میکاییل می‌گه:

    ولی در کل نباید بزارید اصلا جسارتش رو پیدا کنه که با شما روبرو بشه!!راه های زیادی هست که گفتن!!مهمترینش اینه که شما چه رفتاری بخوای از خودت نشون بدی!!

  20. محسن گرگی می‌گه:

    خدای نکرده اگر تنها بودین و توسط گرگها یا گرگی مورد حمله قرار گرفتین هرگز نذارین ترس بهتون غلبه کنه ! خونسرد باشین اگه کنار آب هستین سریع به عمیقترین نقطه آب پناه ببرین اگه اطرافتون درخت وجود داره سریع از نزدیکترین درخت بالا برین اگه درخت یا منبع آبی اطرافتون نباشه دنبال تکه چوب یا هر وسیله ای که بشه باهاش گرگ رو ترسوند باشین و اگه ابزار مناسبی هم نتونستین برای دفاع ازخودتون بیابین هر چقدر میتونین قلوه سنگ جمع کنین و با فریاد کشیدن بلند و پرتاب سنگها بطرفشون گرگ یا گرگها رو بترسونین!

  21. امید می‌گه:

    به نظر من اگه طرف رزمی کار باشه میتونه با چند ضربه ( مخصوصاً لگد ) دخل گرگ یا هر حیوون دیگه ای رو بیاره،چون دوستم تکواندو کاره،یه بار یه سگ رو جوری زده بود که سگه پا گذاشته بوده به فرار

    • sina می‌گه:

      من هم تکواندو کار کردم هم کیک بوکس . دو تا هم سگ دارم .به هیچ وجه نمیشه . اولین ضربه ای که زده بشه پا رو می گیره . فکش که قفل بشه نمیشه هیچ کاری کرد . برای امتحان یه پارچه بلند بردار بذار اون طرفشو سگ بگیره . لازم نیست سگ هارم باشه . به عنوان بازی هم که باشه اصلا نمیتونی پارچه رو از دهنش بکشی . چه برسه به پا .

    • علیرضا می‌گه:

      دوست عزیز
      مورد داشتیم نیسان به سگ زده بعد بلند شده رفته… مشت و لگد به سگ و گرگ اونم وقتی وحشی شده و به شما حمله کرده مثل نوازش می مونه، مگه اینکه به نقاط حساس از قبیل پوزه (نه جمجمه) و چشم یا ستون فقرات (از پشت ضربه وارد بشه) و ضربه هم واقعا فوق العاده باشه… در غیر اینصورت بدون سلاح امکان پذیر نیست

  22. reza می‌گه:

    به نظر من همیشه یه دونه اسپری تحت فشار مثل اسپری زنگ یا حشره کش داشته باشن با یه دونه فندک وقتی جلو امد فندک رو روشن کنید بعد اسپری رو به سمتش بگیرد و اتش رو تماشا کنید چون تو یه لحظه اتیش زیادی روشن میشه میترسو پامیزاره به فرار
    البته این تئوری بود عملیش با گرگ رو برو نشدم
    راستی گرفتن چراغ پر نور تو چشم گرگ رو شنیدم که خیلی اثر داره

  23. پوریا می‌گه:

    یه سوال خیلی مهم و حیاتی دارم لگد زدن به دهان و صورت گرگ و یا سگ میتونه مفید باشه؟
    همیشه که کوله و حنجر ممکنه همراه آدم نباشه
    فرار کردن چی؟ (مثلا” سرعت دویدن من بالاست ) سرعت سگ و گرگ چقدره؟
    تا چقدر به تعقیب انسان حریصه؟
    لطفا” بعد از پاسخ گویی من رو مطلع کنید

    • جابرلطفی می‌گه:

      بسمه تعالی سلام دوست عزیز.حین حمله گرگ وسگ ونزدیکی اونا به شما دیگرمجال لگد زدن نمیدن.وهرچه سرعت شمازیادباشه درکناره گرگ وسگ کمه چون سرعت انسان ۳۰الی۳۵کیلومتردر ساعته وهمچنین سرعت گرگ ۸۰وسرعت سگهای معمولی۶۰کلیومتر برساعت میباشدوهرچه فرار بکنی خودت رو به درد سر میاندازی .درضمن اونا خستگی ناپذیرندوشما زود خسته میشویدبیشتر گرگ ها برای تغذیه از شما انهم درزمستان حمه ور میشوندولی سگ هافقط برای زخمی کردن یعنی شکست شمادر مقابل خودشون تلاش میکنند.به جزسگ های وحشی /اکثر گرگ هادر فصل های گرم حمله نمیکنندوبا دیدن شمااز شمافاصه گرفته واز دور نگاهتان میکنندگرگ ها حیواناتی وحشی اند وذاتشون اینجوری که بطور کلی از انسان میترسند.مگراینکه گرسنه باشند یابعلت های دیگری حمله کنندبرخی از راه های دفاعی مفید میتوانند این چنین باشند۱-همراه داشتن چوب دستی۲-اسپری فلفل درصورت امکان۳-همراه داشتن یک سگ تربیت شده خوصا”درفصل های سرد۴-بالارفتن ازدرختان درصورت وجود فرصت وزمان میتواند کار ساز باشد۵-جاهایی که بیشتر حدس وگمان میرود که درانجا گرگی باشدنزدیک نشوواز همه مهم تر اینکه در موقع حمله حیوانات استرس نداشته باشی وخودت راگم نکنی خیلی خوبه.

    • امیر می‌گه:

      با سلام میشه بگید اگه ۱۲-۱۳-گرگ حمله کردند چیکار کنیم وگه ۳ تا ادم باشیم میتونیم گرگارو فراری بدیم

    • سینایس می‌گه:

      گرگ ها به طور متوسط روزی ۵۰ یلومتر میدوند بولتم که باشی نمیتونی در بری

    • مسعود می‌گه:

      سرعت سگ به طور متوسط ۵۰ کیلومتر برساعته سرعت بهترین دونده المپیک به ۴۵ هم نمیرسه!!!

  24. یه دوست می‌گه:

    بهترین راه اسلحس . یه هفت تیر میکشی یه تیر میزنی به یکیشون بقیه فِرار میکنن

  25. پری خفن می‌گه:

    این گرگ اصلا شوخی نداره ها من یه بار با اقام رفته بودیم کوه یه دفعه برگشتنی راهمونو گم کردیم پایین کوه گل و لای بود من لیز خوردم وقتی شوهرم دستم رو گرفت اونم افتاد شه دو تا گرگ اومدن دنبالمون یه کیشون داشت سینه مو بو می کرد که یه دفعه صدای زوزه اومد هردو شون برگشتن بای یه سرچ و چولو تو خونه فهمیدم گرگ از جنس گرگ خاکستری بودن

  26. محمد می‌گه:

    اصلاعاتی که در مورد گرگاس دادی عالی بود و اکثر حمله به انسان هم این جانور انجام میده . یک فیلم زیبا هم هست به اسم گرگ سک که در مورد همین حیوان است توصیه میکنم حتما ببینید.

  27. جابرلطفی می‌گه:

    بسمه تعالی باعرض سلام.شمامیتوانید دید مثبت تری از این موارد داشته باشید.مثلا”به جای استفاده از خنجروچاقو چوب دستی استفاده کنیدهدف این نیست که حیوان را بکشیم.بلکه بتوانیم ان راازخود دورکنیم.وجود سگ تربیت شده در کناره مابرای جلو گیری از حمله گرگ ها مناسب است یا حین حمله حیوانات اگر فرصت یافتیم بجایی برویم که حیوانات ازیک سو بتوانند حمله کنند نه از هر سو.وسعی نکنیم واردقلمرو اونا بشیم

  28. علی می‌گه:

    کارد با فنر در های کرکره ای مغازه ها بدرد میخوره؟فنر تخت ماشین پدر آدم در میاد تا درستش کنه

  29. علی می‌گه:

    با عرض سلام خدمت دوستان عزیز. کوه زیاد میرم خصوصا واسه چیدن آلوی جنگلی و میوه های دیگش. یه بار با فاصله ۱۰ متری از خرس بودیم ک البته توی رودخونه بود چون خواب بودیمو حتی اتیشم روشن نبود البته روز بود. متوجه لغزش سنگ های رودخونه شدیم ک دیدیم بله خرسه. با یکم سر و صدا فراریش دادیم اما واقعا زیباست .و پر ابهت. یه شب مهتابی ۳ نفر بودیم با ۲ تا سگ درشت هیکل. میشه گفت از فاصله ۵۰۰ متری یه بلوک گرگ مثله سگ سر و صدا میکردن ک نیمه های شب بود. واقعا ترسناکه. دوستان حتما اگه سگ دارن همراهشون ببرن ک زنگ هشدار خوبیه. طبیعت در عین زیبایی و مهربانیش میتونه واسه ادمای سهل انگار خطرناک باشه. مرافب خودتون باشین. یا حق

  30. آرش می‌گه:

    با سلام.خیلی دوست داشتم بدونم که گرگ از سگ میترسه؟یعنی با یک سگ تنومند اهلی مبشه از حمله گرگ در امان بود؟

    • علی می‌گه:

      آرش جان به عقیده شخصی من و تجربه ای که ۱ بار واسم اتفاق افتاد با اطمینان میگم میشه. چون داشتن یه سگ تنومند یه زنگ هشدار واسه خودت و گرگ محسوب میشه. حواس سگ از انسان برتری داره میتونه حادثه و وجود گرگ رو از دور حس کنه. این یعنی چی؟ یعنی فرصت داری خودتو با شرایط وقف بدی حالا میخاد بالا رفتن از درخت باشه یا امادگی ذهنی و جسمی واسه درگیری. واقع بین بودن بهتر از خوشبین بودنه…..! یا علی

    • اميرحسين می‌گه:

      سگ نژاد سراب سگیه که توی درگیری میتونه از پس گرگ بربیاد

    • محمد می‌گه:

      دوست عزیز چند تا سگ هم نمیتونن از پس یه گرگ بر بیان فقط سر یه گرگ رو میتونه گرم کنه که فرار کنید. اصلا رو سگ حساب نکن/ راه مقابله با گرگ سر و صدا و آتش و ترقه … و آخرین راه اگر مجبور به درگیری شدی اینه که یه دستت رو تو لباس بپیچونی و به دهنش بدی تا گاز بگیره و با دست دیگه حدقه چشماش رو در بیاری/ انشا ا… که برای کسی پیش نیاد ولی من یه بار اینطور درگیر شدم و البته خودمم کلی زخمی شده بودم ولی یکیشون که آسیب ببینه بقیه میرن سر وقت اون و تو رو بی خیال میشن

  31. امید می‌گه:

    اون دوسم که میگم تکواندو کاره ، رزمی کار معمولی نیس که ، پنج ساله داره تکواندو کار میکنه، دان دو تکواندو هم داره ، پسر خوبیه ، اهل دروغو دغلم نیس ، من تات حالا ازش دروغ نشنیدم ، خودس مبگف که اون موقع هم خیلی ترسیده بودم ، هم خیلی عصبانی بودم ، اونقد که اگه شیرم جلوم بود ، میزدمش

  32. امیر می‌گه:

    اقا من خودم تاحالا با ۲ گرگ در افتادم ولی گرگ ها موجودات بی رحمی هستند برای بهترین راه برای کشتن اون ها یک چوب بلنده که سرش نیزه داشته باشه و اگر نه چاقو رو دستش جدا کنید و با طناب به سر چوب ببیندید اینجوری بهتره و…… ا

  33. مرتضی می‌گه:

    سلام درموردنوع چوب باید بگم چوب گردوحرف نداره ولی ما تو جنوب یعنی دامنه های جنوبی زاگرس درختی مثل کنار یا همو سدر داریم که چوبش از فلز هم استحکامش بالاتره و دومین چوب درخت الوک یا بخورک )نوعی بادام کوهی که دونه های ریزی داره و خیلی مفید ومقوی و خوشمزه چوب این هم خیلی و حشتناک محکمه و سومی چوب درخت ارژن که اگه اگه گیر بیادعالیه در مورد حمله حیوان وحشی به انسان باید گفت آغا هیچوقت بدون آمادگی و ذهنیت قبلی و بدون تجهیزات و درمهمتر از همه تنهایی وبدون اموزشهای قبلی پاتونو تو طبیعت نزارید سعی کنید همیشه گروهی و با یک یا دوتا باتجربه و حرفه ای برید .. بعنوان یه کوهنورد دارم صحبت میکنم چوندر طبیعت هران ممکنه یه حادثه اتفاق بیفته حالا هر چی میتونه باشه

  34. هادی می‌گه:

    عالی بود امیدوارم گرگم بهم حمله نکنه

  35. به نظر من ی شات گان یا کلاش داشته باشی از همه چی بهتره

  36. محمدصابر می‌گه:

    سلام دوستان گلم.
    در مورد این دوستمون که مدل چوب محکمو میخواست اقا مرتضی کامل گفت.ارژن از قدیم قدیمعا معروف بوده .شش ماه پیش یه دوره گرد دونه ایی ۱۵۰۰۰تومن میفروخت.بعد در مورد فنر کرکره من خونه دارم .یه حالت فنریت داره که خدایی نکرده اگه تو درگیری گرگ قرار بگیره شخص امکان داره کارایش پایین بیادو تو فرو رفتن به بدن گرگ حالت خم شدگی بگیره..بنده یه کارد شکار دارم خیلی مناسبه.الیاژ خوب و براقی داره نوک خیلی تیز.الارقم محکم بودنش از طرح ظریف و خوبی هم روش استفاده شده.NO:034به خارجی کلونبیاروش حک شده و یه نشان عقاب.بعدش یه مکانهایی که تو طبیعته حتما یه وسایلی باید همراه داشته باشه شخص.چون گرگ یا حیوان وحشی دیگه فرق نداره بخاطر خوی درندگیش خودشو به اب و اتیش میزنه.اول کارد مناسب.یه تیکه حدود ۲۰-۲۵٫مثل همین که گفتم.چوب دستی.از نوع مقاوم چون من تو درگیری خیابانی دیدم که بایه ظربه شکسته چه برسه گرگ.طناب.چراغ قوه.کوله.کفش مناسب برای مواقع فرار.یه تجربه از قدیمیها چوب دستی و به گردن و تن گرگ نزنید کع کاری بهش نمیکنه.فقط جمجمه.پشت گوشش.یه عکسی از یه کشاورزی دیدم چند ماه پیش از ایلام در درگیری باخرس طفلک صورتش دیگه خودشم نمیتونست شناسایی کنه.و واقعا متاثر شدم.ان شالله که هیچ موقع این چنیت حوادثی پیش نیاد و از طبیعت لذت ببرید یا علی

  37. محسن می‌گه:

    دوستان به نظرتون ترقه کپسولی خوبه؟؟؟ جواب میده؟؟؟

  38. کسمایی می‌گه:

    ترقه کپسولی هم خوبه.چاقو هم خوبه.تفنگ هم خوبه.اما اگر آدم با تجربه نباشه.هیچ چیزی کافی نیست.
    من بهتون میگم تجربه و رعایت قواعد کوهنوردی مقدماتی مهمترین چیزها هستند.

    • محسن می‌گه:

      خب جناب کسمایی با این تفاسیر ما برای دفعه اول باید توسط گرگ ها خورده بشیم و دیگه تجربه بدردمون نمیخوره 😀 😀 😀 من و دوستم با دوچرخه میخواستیم به منطقه کوهستانی بریم خواستم بدونم گرگ های ناگهانی حمله میکنن؟؟؟ ما باید چیکار کنیم؟؟؟ اصلا امکان اینکه حمله کنن هست،نیست؟؟؟؟

  39. محسن می‌گه:

    البته با تشکر از دوستان و جناب کسمایی بابت پاسخ ها

  40. کسمایی می‌گه:

    :)
    تجربه ی کارآمد خیلی سخت بدست میاد.مثلا من خودم امسال ۳تا تجربه کارآمد داشتم و خودم متعجبم که هنوز زندم!!:)
    اما یسری حالت ها هم واقعا نیاز به تجربه دارن.مثلا حفظ خونسردی و زیرکی و چابکی وقتی یه حیوان وحشی بهتون حمله میکنه خیلی سخته.
    اما معمولا اینطوریه که حیوانات وحشی مثل گرگ ها خیلی از اوقات افراد رو در کوه زیر نظر میگیرن بدون اینکه توسط انسان دیده بشن.پس حتما ناگهانی حمله میکنن.
    نکته ی اول و مهمی که در متن هم نوشته شده این هست که جسارت حمله رو ازشون بگیرید.یعنی انقدر محکم و آماده حرکت کنید که تصور کنند شما از اونها خیلی قوی تر هستید.
    اما در کل تجربه ی من اینه که اگر میخواید به مناطق بکر و دست نخورده برید حتما با تعداد نفرات زیاد و آماده برید.(البته کلا توصیه میکنم این طور مکان ها رو اصلا نرید چون تجربه من میگه حتما یه حیوون وحشی اونجا هست که بهتون حمله میکنه.)
    اما اگر منطقه ای هست که توسط انسان ها به طور مرتب و حداقل دوره ای رفت و آمد داره خیلی نگران نباشید ولی در فصل زمستان و کمبود غذا باز هم باید آماده باشید.
    در کل تصور میکنم بد نیست اسپری فلفل و چاقوی کوه سایز ۶-۷ به همراه داشته باشید و افراد گروهتون رو بدون اینکه بترسونید برای برخوردها آگاه کنید.

  41. David villa می‌گه:

    با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان واقعا تبریک میگم به شخصیت گرگ که این همه منتقد و معترض و طرفدار داره من نظرات دوستان رو خوندم خیلی جالب بود بعضیا تا حدود درست می گفتند خیلی نکات ارزنده اشاره کردن اما من به شخصه گرگ رو یه موجود افسانه ی و ملکه می دونم بجای اینکه ازش بترسیم و بفکر چوب و تفنگ باشیم برای نسل این حیوان افسانه ی که روز به روز کم می شوند باشیم. شما بنگرید این حیوان روزی نباشد… مثل پلنگ مازندران که نسلش مثل دایناسورها منقرض شد. گرگ هم یه موجود در حال انقراض است یکم بفکر باشیم اونا با ما کاری ندارن مگر تهدیدی برای اونا باشیم. من گرگ رو تسحین میکنم که ندیدم از نام گرگ در سیرک یا جز حیوانات رام شدنی باشه. باتشکر

  42. David villa می‌گه:

    باسلام
    نزدیک به نوروز ۹۵ هستیم امشب ۲۸ اسفند هست تقریبا سه روز دیگر عید هست سال نو رو به تمام فارسی زبانان تبریک میگم.من گاها مطالعات روی گونه گرگ داشتم بر حسب اطلاعاتم عرض میکنم اگر گرگ شمارو گاز بگیرد بزاق دهان حیوان به خون مخاطب اغشته شود بلافاصاله مخاطب به بیماری هاری مبتلا می شود و خوی گرگ می گیرد گرگینه شدن خیلی نزدیک هست. با تشکر

  43. محمد می‌گه:

    سلام به همگی نظرات همه جالب بود من میگم تبر عالیه واسه همچین موقعیت هایی من خودم یک بار با کفتار روبه رو شدم البته ترس که داشتم ولی با جراحت شدید دست من به پایان رسید امید وارم کسی با حیوانات وحشی رو به رو نشود یا علی

  44. اکبر می‌گه:

    فک نکنم نویسنده درگیری مستقیم باگرگ داشته , به این سادگیا نیس که با خنجر یا چاقو بزنیش حتی اگه دستتم تو دهنش باشه و با اون دستت بخوای بزنیش سریع عکس العمل نشون میده و…
    من اهل یکی از روستاهای فریدن اصفهانم , تا الان بیش از هزار بار گرگ دیدم ولی فقط سه بار درگیر شدم تجربه ی من میگه بهترین چیز برای کشتن یه گرگ یه تبره اافرادی مثل ما که چوپان یا عشایرن اکثرا تبر دارن
    نظر من اینه اگه میخواین برین بیابون یه تبر همراه داشته باشین به همه کار میاد

  45. کسمایی می‌گه:

    انسان در طبیعت زندگی میکند.و طبیعت خود را باز سازی میکند.ما باید تمام توانمان را به کار گیریم تا با طبیعت سازگار و همسو شویم.مبادا که روزی طبیعت انتقامی سخت از ما گیرد.
    برخورد با طبیعت باید آگاهانه باشد و علاوه برآگاهی نیاز به توان و هوشمندی برتر دارد.
    اینکه حیوانات وحشی در کنار ما باشند پدیده ای زیباست اما ناچارا باید برای درگیری هایی که به سبب نادانی ما در رویارویی با آنها ممکن است پیش آید آماده بود.
    در برخورد با حیوانات وحشی باید حداکثر توانمان را بکار بندیم تا کار به درگیری و چالش مبارزه برای بقا نرسد. زیرا هنگامی که یک خرس به شما حمله میکند شما نمیتوانید به او بگویید تو نباید من را بخوری زیرا من هرگز تو را نمی خورم.
    اصل بقا برای ما انسان ها در طبیعت جلوگیری از درگیری است زیرا ما عملا توان مبارزه با حیوانات وحشی را نداریم.پس همه ی تلاشمان را باید بکنیم تا کار به رویارویی و درگیری نرسد و این را باید با رفتارشناسی حیوانات بر قرار کنیم که تعامل ما با طبیعت منجر به زندگی ما درآن میشود نه از بین بردن یا نبرد با آن.

  46. سعید می‌گه:

    در رفتن به طبیعت ساز و کاری تهیه کنید که سریعا به آتش دسترسی داشته باشیید. حداقل یه اسپری کوچک آتش زا + فندک در جیب داشته باشید حیوانات از آتش میترسند و در غریزه آنها ترس از آتش نهادینه شده.
    حالا نیایید بگید مثلا سگ دیدید کنار آتش.حیواناتی مثل سگ که میبینید کنار انسان در کنار آتش هست جریانش فرق میکنه اینها از بچگی در کنار انسان و آتش بزرگ شده اند. حتی همانها هم اگر انسان کنارشان نباشه هیچوقت به طرف آتش نمیروند.

  47. پدرام می‌گه:

    سلام هیچی در دسترس نداشته باشی ونه درخت ونه رودی کنارت باشه و ۱۰-۱۲تاگرگ هم بهت حمله کنن باید چی کار کنیم؟

  48. محمد می‌گه:

    اشهدو ان لا اله الا الله

  49. علی می‌گه:

    من بشخصه از ادمی که مثه چشام بهش اطمینان دارم شنیدم این قضیه رو. ئ بقیه که شاهد بودنم تایید کردن. ما یکی از اقوام نزدیکمون سگ داشتن. خونشونم وسط بیابون بود. توی زمستون. و اون منطقه هم پر از گرگ… البته وقتی میگم سگ. واقعا سگ بوده و فقط داستان اون سگ یه کتاب میشه… خلاصه میگفت یکی از همسایه ها (کسایی که تو همون اطراف خونه داشتن) اومده به فامیل ما گفته گرگ اومده شب سراغ سگش و تا این بیدار شده دیده گوش سگشو کندن. خلاصه این فامیل ما سگ خودشو برده بود گذاشته بود دمه خونه اون همسایه خودشم خونشون خوابیده بود. سگ اون اقای همسایه رو هم بسته بود تک این سگ خودش. میگفت خلاصه شب هی سرو صدا اومد اقای همسایه خواست بلند شه بره بیرون. من نذاشتم. گفتم خیالت راحت باشه بخواب. و صبح که بیدار شده بودن دیده بودن سگا سر جاشونن و کل اون منطقه که سگا بودن و اطرافش برفا خون بوده. و خون همینطور رفته بوده… که اینطور که میگفت احتمالا یکی دوتا گرگو سگه زده و بقیه گرگا دیگه نیومدن نزدیک سگ و بجاش گرگ زخمیو خودشون لتو پار کردن. فقط خواستم بگم سگ داریم تا سگ و گرگ هم داریم تا گرگ… ممکنه یه سگ دوتا گرگو بزنه ممکنه همون سگو یه گرگ تیکه و پاره کنه..
    و اینکه سگ دیگه ای دیدم یکبار تو شهرستان که انقد گرگ زده بود دندوناش از بین رفته بود.. میگفتن خاصیت گوشت گرگه که دندونو اینطور میکنه..

    • Amir babi می‌گه:

      راست میگه من پسر خالم به سگ سرابی قول فشن دارن تو باغ یکروز قلاده سگو گرفته رفته صحرا که یهو متوجه شده که ۴ تا گرگ بهشون حملمه کردن سگه همه گرگ هارو جر میده

  50. راستین می‌گه:

    بهترین راه توی جاهای جنگلی جیپ یا ماشین شاسی بلند قوی هستش وقتی گرگ دیدی یکیشون زیر کنی بقیه میزنن به چاک در ضمن من فکر میکنم ئتفنگ شات گان هم خوبه

    • بهراد می‌گه:

      شما وقتی با ماشین شاسی بلند میری توی طبیعت اولا اینکه شما وارد خانه حیوونهای بیچاره شدی
      دوما وقتی سوار ماشینت هستی هیچ خطری تهدیدت نمیکنه پس بجای اینکه حیوون بیچاره رو زیر کنی بهتره خودت از خونه اونها دور بشی.

  51. حسین می‌گه:

    سلام.اگر گرگ بهتون حمله کرد و شما هیچی نداشتین
    ۱دست ضعیفتون رو بزارین داخل دهان طرف
    ۲شصت دست قوی ترتون رو داخل چشم گرگ فرو ببرین
    یاهم کلا لباس هاتون رو دربیارین و لخت
    مادر زاد بشین

  52. طبیعت گرد تنها مهربون ولی خشن می‌گه:

    سلام مطلب و نظرات جالبی بود

    والا هر چی ما رفتیم در دامان طبیعیت جز آدمیزاد چیز دیگه ای بهمون حمله نکرد تجهیزاتمونم غارت نکرد!

    گرگ؟خرس؟کفتار؟…..
    منور ،چراغ قوه قوی،الکل جامد،فندک تفنگی سریع،ترقه قوی،فراریشون بدید راحتتتتت،
    منورتون جوری جا سازی کنین که تا دیدید داره میاد همین که از لباستون کشیدید بیرون سرش باز بشه(حواستون باشه خودتونو نسوزونید)
    منورو تکون بدید تا بترسه هم زمان ترقه رو اتیش کنین بندازین واسش حمله نمیکنه اگر باز فرار نکرد منور دوم رو روشن کنین که اگر خاموش شد دیگه الفاتحه میشین!چون حیوونی که با این ترقه ها و منور فرار نکنه شما رو غذای لذیذو خوشمزه ای فرض کرده که راحت دست بردارتون نیست:))
    الکل جامد رو روشن کنین یه اتیش سه سوته راه بندازین البته با ترقه اتیشی هم میشه خیلیم باحاله فقط حواستون باشه جاهایی که پوشش گیاهی زیادی داره ترقه اتیشی نندازین،
    خلاصه اگر این چیزا باشه حمله نمیکنن،درسته خرجش زیاد میشه ولی خب میخوای بری یه جایی که لذت ببری نه جونتو از دست بدی البته مراقب طبیعتم باشین خرابش نکنین

    و شوکرقوی اونم دوتا جهت جلوگیری از جنو انس!که انس واقعا خطرناکه!
    رو حیوون دلم نیومده امتحان کنم،
    فقط با همون چیزایی که بالا گفتم فراریشون دادم چند بار ،البته شب بوده ندیدم چین فقط زرتو زورت منور و ترقه و اینا روشن میکردم :)))))))))
    حالا چی بودن فرار کردن نمیدونم:))))))))
    یه قمه هم دارم خودم نگاش میکنم میترسم تا حالا از غلافش بیرون نیاوردم :))))
    یه تبر کوچولو هم دارم که خیلی خوش دسته یه بار باهاش تفننی پیاز خورد کردم تو طبیعت:)))))

    ولی از شوکرم چند باری استفاده کردم رو ادم:)))))
    میخواستن خفت گیری کنن فک نمیکردن بچه مثبتا هم شوکر داشته باشن خلاصه از خجالتشون شدید در اومدم :))

    خیلی دلم میخواد کلت داشته باشم ولی پولشو ندارم که هیچ جراتشو که ندارم اونم هیچ میدونم اگر تنها باشم ادم خفت گیر باشه میچکونم ماشه رو:))) که این یکی همه چیه به خاطر همین تو فکرش نیستم اصلا:)))))

    یادتون باشه اصلا از شوکر استفاده نکنین،به هیچ عنوان شوکر رو روی صورت روی گردن روی قفسه ی سینه ی کسی نزنید،که احتمال زیاد طرفو بکشید،

    راستی ترقه ای استفاده کنین که صداش زیاد باشه ولی اتیش نزنه،واسه ایجاد صدا و فرار حیوونا،چون گاهی مجبورید پرتش کنین اگر اونجا پوشش گیاهی داشته باشه یه منطقه رو به اتیش میکشید،البته خدای نکرده،

    ترقه اتیشی جدا داشته باشین
    مرسی که خوندین کماکان ادما رو خطرناک تر از گرگو کفتار میدونم

    راستی کفتارو سرچ کنین تا نرفتم یه کلیپ دیدم کفتاره از شکم حیوون بیچاره شروع میکرد زنده خواری،به نظرم تنها حیوونی که اگر باهاش روبرو بشم دلم بیاد شوکر مخصوصم رو حرومش کنم کفتار باشه البته امیدوارم به من حمله نکنه چون واسش گرون تموم میشه زنده زنده میسوزونمش :))))))

  53. پويا می‌گه:

    با عرض سلام و تشکر از مطلب خوبتون ما یه بار رفتیم کوه نمک ابرود توش یه گرگاس فکر کنم بهم حمله کرد
    فکر مى کنم دلیلش داشتن جوجه کباب داغ تو دستم بود که همراه سیخ داشتم مى خوردم من و دوستام صخره نوردیم و به قسمتاى مختلف طبیعى ایران زمین براى اینکار مى ریم خلاصه گرگ یا گرگاسه بهم حمله کرد منم به جز سیخ هیچى نداشتم سعى کردم به پوزش حمله کنم که یکم پوزشو بریدم اما کار ساز نبود منو انداخت زمینو به گلوم حمله کرد من پشت دست چپمو گذاشتم تو دهنش که نتونه حمله کنه و با دست راست یکى از چشاشو فشار دادم فورى ولم کرد بعد با سنگ بزرگ شرو کرد زدن تو سرش تا گیج شد .بر طبق تجربه مى گم اگه گرگ بهتون حمله کرد با خنجرتون یکى کناره سرش بزنید یکى تو قوزک پاش من با سیخ همین کارو کردم یکم مث دیوونه ها دور خودش چرخید و دیوونه شد بعد چند تا زوزه غمناک کشیدو مرد. در ضمن من بعد از این حادثه به شدت از خوردن اب دورى مى کردم و به شدت گیج بودم و واسه خودم داستان مى ساختم (طبق گفته دوستان) که معلوم شد دچار بیمارى هارى شدم که الحمدالله به موقع بردنم درمانگاه به خیر گذشت علائم هارى عبارتند از امتناع از اب خوردن گیجى هذیان گویى و هضم نکردن غذا کامروا باشید

  54. پويا می‌گه:

    دلیل دچار شدن به هارى هم گذاشتن دست چپم تو دهن حیوان بود اگه گرگى دستونو زخم کرد سریع سعى کنید ضد عفونیش کنید و بى وقفه اب بخورید شما حدود ١ ساعت زمان دارید بعدش دچار اختلال در سیستم عصبى مى شید در ضمن ممکنه جاى زخم باعث بیمارى کزاز بشه دلیلشم معمولا لثه هاى عفونى گرگه در مورد کزاز هم باز خوردن اب فراوان و ریختن الکل ( بسیار دردناکه) روى زخم کار سازه من مورد حمله سگ وحشى هم قرار گرفتم که با اطمینان بهتون مى گم تشخیص سگ گله از وحشى اسونه سگ گله گوشاش بریده است و اگه از منطقه دلخواهش برین بیرون کارى باهاتون نداره اما سگ وحشى بهترین روش براى درگیرى بدون اسلحه گرفتن گوشاش کشیدنش به سمت چپ یا راست(بستگى داره چپ دست باشید یا راست دست اگه راست دستید سگو به سمت چپ بکشید و برعکس) اونو زمین بندازید و مک با زانو رو دنده هاش فرود بیاید (لگد اصلا پیشناهد نمى شه چون حیوون احتمالا پاچتونو مى چسبه)

  55. امین می‌گه:

    ممنون…خیلی اموزنده بود ولی…. ولی من نمیتونم یک حیوان رو بکشم یا بهش اسیب بزنم

  56. امین می‌گه:

    لطفا بگید ک چیکار کنم…. اخه من واقعا نمیتونم :-(

  57. علي می‌گه:

    چوب دستی از جنس چوب سنگین و سفت در ضمن سبک وزن باشه حالت دوکی مانند که ضربه انتهای چوب مانند چکش عمل میکنه یک تبر از فنر ماشین درست شده باشد از چاقو فروشی های زنجان میشه با قیمت مناسب تهیه کرد من فکر میکنم تا حدودی برای دفاع از حیوانات وحشی موثر باشه

  58. علی می‌گه:

    دوستان یک موردی که خودم در مورد حمله گله های سگ استفاده کردم و بسیار موثر بوده استفاده از ترقه های کپسولی موجود در بازاره که سگ ها رو به راحتی فراری میده
    نمیدونم این راهکار چقدر بر روی گرگ تاثیر داره ولی تاثیرش روی فراری دادن سگ ها فوق العادس

  59. امين می‌گه:

    برای اینکه شکار گرگ نشین،خودتونو ناااز بگیرین بعدش بهش بگین منم دوستت عزیزم.دیگه بات دوست میشه و کاریم بات نداره وبا خوبی و خوشی میتونین به طبیعتگردیتون ادامه بدین😂😂😂

  60. rasoul می‌گه:

    با سلام: دوسوم نوشته قابل خوندن نیست در هم ریخته است روی همدیگه رفته واصلا مشخص نیست نمی دونم چرا؟ شاید در سیستم من اینجوری است شاید هم در تمام سیست ها لطفا برسی کنید.از{ رعایت سه مرحله قبل است تا فراموش نکنید}
    خراب است در هم ریخته

  61. فرناز می‌گه:

    من دیدم صدای زوزه سگ میاد ترسیدم اومدم سرچ کنم معنیش چیه به سایت شما رسیدم،الان خیلی بیشتر ترسیدم!

    • nima می‌گه:

      سگ که گاز نمیگیره،اصلا ترس نداره فقط پارس میکنہ تا سگ یکی رو گاز نگیره نمیاد شمارو گاز بگیره(اونایی که سر به سر سگ بزارن رو گاز میگیره یا اگه بچه باشی اونم به احتمال بیست درصد گاز بگیره) سگ اومد طرفت وایسا یکم پارس میکنه بعدشم میره

  62. علی می‌گه:

    (سلام تمام مطالب درست) (اما تا در موقعیت قرار نگیری معلوم نمی شه چه کاره هستی) ولی خیلی مهمه که اول نترسی ودست وپات شل نشه )چون از قدیم گفتن ترس برادر مرگه (خیلی خلاصه بگم) من روزی رو که با هاشون روبروشدمو هیچ وقت فراموش نمی کنم دو ماه از دوره آموزشیم در دوره های خاص گذشته بود اومده بودم تهران )
    که برای عروسی یکی از اقوام دعوت شدم شهرستان) هیچ وقت یادم نمیره ساعت ۶ خورده ای بعداز ظهربود یه سوز برف خیلی کمی میومد سال ۷۵ روستایی که زدم بیرون تا خود شهرستان نیم ساعت از مزارع راه بود خلاصه گفتم پیاده برم ازجاده نروم زود تر میرسم چشمتو روز بد نبینه از کوچه باغها رد شدم رسیدم به یه زمین بزرگ قبل اززسیدن دو تاشونو دیدم که از راه آب یه باغ اومدن بیرون رفتن توی او زمین باز منم مسیرم همون جا بود اول فکر کردم سگ یا شغال هستن چون خیلی سریع اتفاق افتاد منم یک چیزی شبیه داس اما دسته چوبیش کمی بلند بود همراهم بود اول با دیدن اون دو تا جا خوردم ولی خودمو جمو جور کرده اقا وقتی از اون کوچه باغ اومدم توی او زمین باز کوپ کردم ۱۶ تا۱۷ گرگ ولی می دونستم اگر خودمو ببازم تموم کارم دستو پام شل شده بود اما خودم سفت گرفتم مگه میشه قدم هامو سفت بر می داشتم یه مقدار خاک برداشتم پشت سرم وگوشم مالیدم که وی عرقمو حس نکنن دستامو خاکی کردم در نهایت ارام حرکت کردن به انها پشت نکردم ارام ازشون دور شدم به نزدیکی های جاده اصلی خودمو رسوندم به من نگاه می کردن وبراشون مهم نبود که من اونجام هنوزم برام جای سواله که به من حمله نکردن ولی خیلی مهمه که اون لحظه خودتونو نبازین تا جایی که میشه وحرکت های تند انجام ندین که باعث عکس العملشون نشه رفتم خونه حمام لازم بودم چون اون لحظه از ترس ارضا ع می شید اون لحظه به چیزی که فکر می کردم این بود که اخرش مرگه ولی باید من تا جایی که می توانم چند تا از اینا رو باید بکشم برای دفاع از خودم بعد بمیرم اما این اتفاق خدا رو شکر نیوفتاد خودتونو تا جایی که می توانید نبازید حیوان ها خیلی با هوش هستند همان حس ششم خودتونو نبازید

  63. nima می‌گه:

    سگ و که راحت میشہ بزنی من سگ آدم گیرم زدم و اصلا ازشون نمیترسم،گرگ هم اگه سر و صدا کنید فرار میکنہ میره ترسناک تر از انسان هیچ موجودی نیس:|من یہ گرگ تو باغ دیدم انقدر داد زدم و به سرعت با چوب رفتم طرفش فرار کرد:|بہ اسپیکر ببرید صداشو زیاد کنید عمرن بیاد طرفت

  64. سوادکوهی می‌گه:

    با سلام دوستان…تمام مطالب در مورد یه گرگ تنهاست یا گرگاس… اگر گرگ هفت تایی حمله کردن چی… ما سه نفر چن سال پیش به ارتفاعات سفر کردیم… دم غروب در حال برگشت با زوزه ی گرگ با فاصله ی دور مواجه شدیم..سراسیمه با بدبختی آتش ب پا کردیم… هفت گرگ پهلوون طوری که یکی جلو بقیه به ترتیب پشت سرش مارو یافتن..ماها دست چپ را نمد پیچ کردیم…بهترین گزینه نمد هستش.. یکی از دوستان که تجربه ی رویارویی با گرگ رو داشت زیر نمد یک چاقو مهرو موم کرد و حمله رو دوستم با حفظ فاصله از اتش اغاز کرد ..طوری که گرگ ها با نگاه به ما عقب نشینی کردن و از غفلت رفیقم استفاده و ناگهان حمله کردن و ما هم اتش رو سمتشون پرت کردیم .متاسفانه پای چپ دوستم دریده شد که همان گرگی ک پاشو درید به دست بنده با کارد زخمی و فرار کرد.همین دوستم ک مصدوم شد دست چپشو تو دهن یه گرگ دیگه محکم فرو کرد و گرگ سقط شد..به دللیل چاقویی که بین انگشتاش زیر نمد بود… راهکار قشنگی..خدا ب ما رحم کرد… خدا هیچکسو نصیب گرگ نکنه..چون هدفش از پا دراوردنه…فقط نترسید..هر چند بی فایدس..ولی سعی کنید… خیلی وحشتناکه ما ک مجبوریم بازم به ارتفاعات بریم.خودمونو سپردیم دست خدا… مدیر وبلاگ پست هات خوب بود..فقط گرگ تنها..از گرگ هفت تایی برامون بگو..خلاصه حدالامکان جاهایی ک گرگ داره بدون اسلحه و تنها نرید..یاعلی

  65. سوادکوهی می‌گه:

    شلیک هوایی … مواد اتش زا .. دود زا… راستی لیزر های سبز تمرکزشونو بهم میزنه خیلی… امتحان شده… بهترین وسیله ب نظر من شوکر ..چهار شوکر دست دو نفر باشه ک پشت به پشت وایساده باشن…همیشه ضربه رو به گرگی بزنید که اول صف وایساده..گرگها رهبر دارن..اونو منصرف کنید از حمله… همه ی اونایی که مورد حمله گرگ قرار گرفتنو درک میکنم..یه لحظه به ادم حس این دست میده ک خودکشی کنه..ولی خدا نمیخواد خورده بشی.. اونایی ک جوونای مردمو با کارد میزنن و میکشن یه بار گیر گرگ ها بیفتن تا از قمه زنی شون اونجا هم خط و خش بندازن..این گوی و این میدان.. مرد های واقعی اونایی هستن تو این صحنه ها خودشونو نباختن..

  66. مهران می‌گه:

    و خداوند آتش را آفرید…..
    اگر مثل من کوهنورد و بیابانگرد هستید معمولا همراه خود آتش داشته باشید، چوب آغشته به نفت و بنزین و فندک
    تمامی حیوانات از آتش وحشت دارند، خزنده و چرنده و درنده و جهنده!!!!!

  67. pedram 7 می‌گه:

    سلام گرگاس قوی تره یا گرگ چرا؟

  68. یزدان پناه می‌گه:

    ممنون از مطالبتان (جناب مدیر و نظر دهندگان که تجربیات خود را در میان گذاشتن )

  69. پویا می‌گه:

    ههههه فکر کردین الکیه ۲ماه پیش وقتی رفته بودم باغمونو اب بدم ۲تا گرگ به من حمله کردم از ترس لال شده بودم تا اینکه سگام رسیدن

  70. آبتین می‌گه:

    بنظر من برای اینکه چاقو از دستت نیوفته میتونی یه چسب یا پارچه ی نازکی داشته باشی تا چاقو رو به دستت بچسبونی از دستت نیوفته ، اگه شال دارید دور گردنتون بپیچید چون حیوانات وحشی گردن رو نشونه میگیرن ، پارچه ممکنه خطای دید هم براشون ایجاد کنه ، اگه برای چسبوندن چاقو به دستتون چسب یا پارچه نداشتید آستینتون رو جلو بکشید و چاقو رو توش فرو کنید و دسته ی چاقو رو از داخل آستین نگه دارید ، اگه دستکش دارید توی دستکش فرو کنید ، اگه چاقو نداشتید چشم حیوون رو نشونه بگیرید ، این تکنیک ضربه به چشم حتی توی کوسه ها و تمساح هم جواب میده چه برسه سگ و گرگ ، البته کوسه رو میتونید شش هاش رو هم پاره کنید با دست ، کلا خواستم مطلع باشید =)

  71. آبتین می‌گه:

    ولی نظر من رو بخواید هیچی بهتر از اسپری فلفل نیست ، اما توی اقیانوس گیر کوسه افتادید بهتره چیز براق ک توجه جلب کنه نداشته باشید به منزله ی تحدید میدونن غالبا

  72. داود می‌گه:

    بهترین سلاح به ترتیبی که تهیه اش هم آسونه اول توکل به خدا بعد غلبه به ترس. لباس مناسب و حفاظت از نقطه های حساس بدن. چوب دستی محکم. خنجر تیز. اسپری حشره کش به همراه فندک فشارقوی که میشه باهاش آتیش مثل آتیشی که از دهن اژدها بیرون میاد درست کرد. ترقه کپسولی. نیزه تیز با دسته بلند. تبر تیز با دسته کوتاه. آتش افکن و اسلحه های شکاری مجاز. آتش افکن رو میتونید با پیستوله های سم پاشی که در بازار هست درست کنید به جای سم بنزین بریزین توی مخزن و نازل رو جوری تنظیم کنید که نازک بپاشه یه فندک بگیر زیرش تا مسافت زیادی رو آتیش پرتاب میکنه.

  73. ویدا می‌گه:

    من امروز دیدم که یه نگهبان بدبخت رو تو خدافرین گرگ خورده واس همین گفتم به سرچ کنم در مورد این مسئله . من زیاد اهل طبیعت بکر رفتن‌نیستم ولی مثلا تو جاده ماشینمون خراب شه خدایی نکرده آدم تو همچین موقعیتی قرار بگیره سریع میتونه با فندک یه لباسی رو آتیش بزنه تاثیری داره ؟؟؟

  74. اشنا می‌گه:

    اقایون سلام یکی از دوستان پر تجربه بگه چوب درخت ارژن یا ارزن همون بادام تلخه میگن خیلی محکمه

  75. اشنا می‌گه:

    اقایون سلام یکی از دوستان پر تجربه بگه چوب درخت ارژن یا ارزن همون بادام تلخه میگن خیلی محکمه
    کممممممممممک

  76. دانلود فیلم می‌گه:

    خسته نباشید مرسی به خاطر این وبسایت زیبا

  77. حسام می‌گه:

    سلام من و داداشم تو یکی از ارتفاعات جنگلی مشغول طبیعت گردی بودیم که دوتا کرک غول بهمون حمله کردن من پاورلیفتینگ کار هستم و قدم ۱۹۰ و و زنم ۱۳۵ کیلویه برادرمم یو اف سی کاره قهرمانی هم داره من چماق داشتم داداشم نانچکو هردومون قد ۱۹۰ خوب من گونی برنج دور دستم پیچیدم و برادرم هیچی دور دستش نپیچید گرگها اومدن جلو رژه میرفتن بعد تبدیل شن به ۴ دوتا ما رو محاصره کردن دوتای دیگه حمله حالا گرگی که به داداشم حمله کرد خبر نداشت نانچکوی فولادی سنگین پشت کمربندش جاسازی کرده چنان با نانچکو کوبید تو سر گرگه جمجمش ترک خورد از دماغش به شدت خون بیرون میزد و همین حین به منم حمله شد توسط دوتا گرگ که یکیشون رو بلند کردم به طوری که وقتی دستمو گاز گرفت نشستم روش و تمام وزنمو انداختم روی گردنش که لامصب خفه نمیشد حدود ۵ دقیقه فشار میدادم با زانوم میزدم تو صورتش تا اونم مرد یکی دیگه که از پشت بهم حمله مرد اونم جمجمش ترکید توسط نانچکو گرگ اخر هم که فلنگ رو بست دوستان نانچکو به شدت کشندس ولی یه پیشنهاد بهترم دارم داییم از ژاپن شمشیر سامورایی برای خودش خریده بود تیغه بلند تو زمستون بود گرگ بهش حمله کرده بود اینطور که خودش میگفت تا گرگه تکون خورد فرق سرش نصف شد

    • اسماعیل می‌گه:

      من خیلی خوشم اومد. اسم این فیلم چی بود؟

    • فریدون می‌گه:

      برادر من من حاضرم قسم بخورم داستانسرایی کردین .عزیزان گرامی گرگ در حین زیبایی وکمیاب ونادر بودن موجود بسیار باهوش بی رحم فرصت طلب زیرک وفوق العاده جر وقویی هست .من خودم بچه روستا هستم ۴۱ سالمه تا ۲۹ سالگی تو دشت بیابون وصحرا وده زندگی کردم .من شما وتمام کسانیکه داریم پشت کامپیوترمون تز ونظر میدیم به ولله اگر دوتا گرگ رو تنهایی مقابلمون ببینیم بقدری میترسی ووحشت میکنیم که فقط یه چیز میتونه کمکمون کنه اونم لطف خداست که باعث بشه به هردلیل بهمون حمله نکنن فااصله زمانی حمله دوتاگرگ ( یشتررونمیگم)تا مرگ فرد حداکثر سی ثانیه هست وتوی اون سی ثانیه اولا بقدری تپش قلبت بالامیره که احتمال سنکوب وپس افتادن از ترس بسیار بالاست ودر حقیقت بسیاری از افرادی که طعمه گرگ میشن قبل از پاره شدن از ترس ایست قلبی میکنن .پیچیدن پارچه دور دست و قمه سامورایی ونانچیکو وبادست چشم گرگ رو در اوردن فقط قصه ست مگر افرادشکار چی ماهر باشن اونم باز توشرایط بسیار خاص گرگ شست میخوره یا فرار میکه عزیزان من بچه کوه وروستا که ور دست پدر خدابیامرزم چوپانی هم کردم چند نکته بعنوان کوچیک همتون میگم : اولا گرگ ها به انسان حمله نمیکنن بجز سه حالت در دوحالت فقط زخمیتون میکنن در یک حالت هرچی بجر تفنگ دستتون باشه که اونم اگر زیاد باشن بازم بکار نمیاد مرگتون حتمی هست .مورد اول زمانیست که به قصد حمله به گوسفند یا چیز دیگه ای اومدن با شما درگیربشن -حالت دوم وارد قلمروشون بشید اگر سمج نشید و عقب نشینی کنید نمیکشنتون اما اگر قصدشون غذا باشه مثل توی برف و بیابون وهوای سرد دیدن گرگ اونم از یکی بیشتر یعنی مرگ حتمی است .توی برف تنها سه تاگرگو هرکس ببینه هرکی باشه معذرت میخوام در وهله اول خودشو خیس میکنه اگه جان پناه نزدیکش باشه شانسی داره والا تمامممم

  78. هه هه می‌گه:

    به نظرم با تانک بریم هم امن تره هم خسته نمیشیم

  79. ارسلان می‌گه:

    آقا حسام احیانا چیزی نزدی برادر؟مگه گرگ چغوکه یاشلغم ؟الحق که منو یاد پاندای کونگفو کار انداختی
    آقا نظر من اینه اگه گرگ بهتون حمله کنه که معمولا تکی حمله نمیکنه حداقل دوتایی حمله میکنن ۹۹درصد کشتت برادر بعد در جواب دوستمون آقا حسام باید بگم شما ۱۳۵ کیلو درمقابل یه بوفالو ۶۰۰کیلویی که اتفاقا به دوتا خنجرم بالای سرش مجهزه(شاخ) فک میکنی خیلی قدرتمندی!!!!؟؟ یه سرچ تو آپارات بکن ببین چطوری دویاسه تاگرگ چطوری اون بوفالو رو جرررش میده تازه بوفالو به اون پوست و گوشت کلفتش، شما که گوشتت گوشت انسانه (ضعیف ترین بافت گوشت درمیان جانداران) خداشاهده سه سوت جررت میدن لطفا آقایون داستان بافی نکنن و دوستان بیچاره ای که اومدن اینجا اطلاعات کسب کنن رو به غلط نکشن مگه شوخیه با دوتا یا سه تا گرگ شما درگیر بشید و تازه شما پیروز بشید!!!! خنده آوره بخدا مدیر سایت لطفا تذکر بدید یوقت میبینی یکی از مخاطبان تون واقعا ازجلوش گرگ درومد واون موقع فک کنه با چوب یا نانچوکو ازپسشون برمیاد آقا به والله اگه با هرکدوم ازین آشغالایی که گفتین (بجز وسایل آتش زا) باشید، مگه گرگ احمقه دستی که توش خنجره ول کنه بره آستین الکی تو رو گاز بگیره!!جوری اون دستیکه باهاش چوب یا چاقو یا هر زهرماری دیگه رو سریع میقاپه که خودتم باورش نمی کنی. درپایان بهترین چاره دوری از قلمرو اونا هستش والا اگه واقعا گرگ به قصد حمله سراغتون بیاد هیچکاره اید.
    والسلام

    • آرش می‌گه:

      سلام واقعا در موقعیت باشی متوجه میشی که چقدر تصمیم گیری سخته
      من سال ۷۶ تو شهر همدان تو میدون چراغ برق ساعت دو نیمه شب ۴ تا گرگ دیدم چون گردنه اسدآباد بسته بود اتوبوس ما رو اونجا پیاده کرد و رفت ما دوتا بودیم من و دوستم
      لازمه بگم که من سالهاست شکارچیم تو فاصله ۱۵۰ متری فکر کردم اونا سگ هستن دوستم میگفت نترس سگ هستن اونا ولی من سریع تشخیص دادم
      یه ماشین خاور پارک بود کنار خیابون سریع من رفتم بالا ازش دوستم کنار خیابون منتظر ماشین بود ک وسیله ایی چیزی بگیره که یهو با فریاد من متوجه شد که دارن میان سمتمون
      اول قلدوری کرد ولی وقتی قسمش دادم اونم اومد بالا تو لحظه آخر یکی از گرگا چان خیز برداشت براش که کم مونده بود بگیرش
      من خنجر هم داشتم ولی اصلا نمیشه استفاده کرد دور خاور میچرخیدن اینقدر داد زدیم و رو سقف خاور پا کوبیدیم که رفتن تو خیابونای اطراف شهر و بالاخره یه سواری اومد و ما پریدیم توش و نجات پیدا کردیم
      کلا میگم خیلی خیلی صحنه سختیه مواجه شدن با گرگ
      لطفا خالی نبندین و واقعیات رو بگین
      من با عرض شرمندگی از طبیعت بگم تو کوه تنفنگ داشته باشم گرگ نگام کنه بهش شلیک میکنم چون اعتباری به برآوردهای گرگ نیست
      لطفا تو مواجه با گرگ با دانش عمل کنید ممنون

  80. مورتازا می‌گه:

    من تا حالا با ۵ تا گرگ درگیر شدن و همین الان هم درگیر هستم. و همش میخان پول منو هاپولی کنن رفیق نا باب رو میگم چطور باهاشون مبارزه کنمآتیش روشن کنم یا قمه

  81. عبدی می‌گه:

    نمیدونم دوستان واقعا با گرگ روبرو شدن یا اینکه فقط تصور وفکرشو میکنن .به نظر بنده که بچه کوهستان زگارس غرب هستم وشغلم تهیه ذغال چوب بود توی کوه های کردستان وکرمانشاه فقط یه چیز میتونم از تجربه های خودم وخانوادم در مواجهه با گرگ بگم اینه که دعا کنید خودتون ویا هیچ کس در معرض حمله گرگ قرار نگیره والا قضیه بسیار مصیبت بار تموم میشه گرگ اگر از ۲ قلاده بیشتر باشن وگرسنه باشن بدون شک طرفو میکشن بسیار باهوش وقوی هستن .اینکه دوستان میگن با دستت پارچه ببیچ وبکن تودهن گرگ شاید یک یا دوبار در کل تاریخ افراد خیلی خیلی خوش شانسی تونستن این کارو بکنن اونها هم کسانی بودن که با گرگها دایم دست وپنجه نرم میکردند .گرگ اگر خدای نکرده مقابلتون قرار بگیره یعنی میخواد حمله کنه والا باهوشتر ازون هست که برعکس خرس یهو سر راه هم سبز بشین چوب یا هرچی دستتون باشه با یه خیز بلند وغرش خلع سلاحتون میکنه وبا اولین ضربه پنجه قویش تو صورت ادم فکر وتمرکز وواسه حمله رو میگیره اصلا فرصت نمیده ونمیتونی از ترس داد بزنی چه برسه به اینکه لباس بپیچی دور دستتو با خنجر عرض اندام کنی بنابر این اگر گرگ حمله کرد فقط راهش اینه فاصله مجال داد بالای درخت پشت بام نمیدونم ماشین هرجا که بشه فرار کنید فکر مبارزه با گرگ رو از سرتون بیرون کنید اگر گرگ حمله کرد وبه بدن شمارسید شانس زیادی ندارید زنده بمونید وکمتر از چند ثانیه از ترس واضطراب بیهوش خواهید شد .عزیزانی که تاحالا گرگ رو از نزدیک فقط تو باغ حش دیدن لطفا نظر ندن ودیگران رو تشویق به مبارزه نکنن ۰کلام اخر : جایی که احتمال میدین گرگ هست تنهایی نرین رفتین از ماشین فاصله نگیرین .اگر گرفتین خونتون پای خودتونه گرگ بسیار بسیار بسیار بیشتر ازونی که میبینید وازش میدونید وحشی وقوی وباهوش هست .ما انسانها هستیم که زیستگاهشونو نابود میکنیم غداهاشونو ازبین میبریم اون بیچاره ها فقط برای غذا ودفاع از قلمروشون میجنگن پس به قلمرو شون احترام بزاریم .شکارها رو از بین نبریم به لونه شون نزدیک نشیم اصلا علاقه ای به رویارویی با انسان ندارن .فیلم خاکستری روببینین یکم از حقایق ذاتی گرگ درش نمایش داده شده .یاحق

    • احمد می‌گه:

      کاش دانشمندان کشف کنند چرا در مواجه با گرگ انسان نمیتواند فریاد بزند؟
      گرچه ما شاهد بودیم که گرگ چجور گوسفند را با خودش میبره بدون آنکه زحمت حمل گوسفند را بکشه
      در کل گرگ بسیار سحرآمیزه

  82. احمد می‌گه:

    سلام
    من به عنوان کسی که در روستا زندگی کرده و هم اکنون هم کوهنوردی می کنم، عارض شوم که انسان در مواجه با گرگ حتی توان فریاد کشیدن را هم از دست میده چه برسه به دفاع، میتونید از چوپانهایی که گرگ به گله اش حمله کرده سؤال کنید؟
    اما یک نکته حائز اهمیت است: حتی اگه شیر به انسان بخواد حمله کنه از جلو حمله نمیکنه چون چهره انسان آنقدر سهمگین هست که حیوانات از آن میترسند پس اگه زمانی مواجه شدید به صورت عقب عقب حرکت کنید تا مدت زمان حمله حیوان را کاهش دهید(چه در صورت حمله گروهی فقط بر خدا توکل کنید)

  83. غلارضا می‌گه:

    سلام به همه .گرگ حیوان خطرناکی هست من یه خاطره از ۷ سالگی دارم بد نیست بخونید .این خاطره مربوط به سال ۱۳۶۵ هستش .ما در کدودکی بنده در یک روستااز توابع شازند اراک زندگی میکردیم پدر خدابیامرز بنده کارگر یک مجتمع گاوداری کار میکرد وکارگر اونجا بود این گاوداری وسط بیابون بود وتا روستای ما حدود ۱۰ کیلومتر فاصله داشت ولذا پدرم اونجا یه خونه کوچیک داشت وبرای رفت وامد به خونه از دوچرخه استفاده میکرد .درست یادمه زمستان سال۱۳۶۵ وزمان جنگ بود من ۷سالم بود عصر ۵ شنبه ای بود که بخاطر بارش برف مدرسمون تعطیل شده بود بارش برف قطع شده بود ولی حدود ۴۰ سانتی متری برف روی زمین بود وهوا به شدت سرد من به اتفاق برادر بزرگترم که حدودا ۲۵ سالش بود مقداری غذا وخوراکی برداشتیم که برای پدر که نمیتوانست خونه بیاد ببریم ساعت دو عصر بود پیاده راه افتادیم ویک چوب دستی دستمون گرفتیم ورفتیم بازحمت وسختی خودمون روبه خونه کوچک بابا رسوندیم وضمن تشکر کلی هم دعوامون کرد که چرا توی این برف رفتیم پیشش خلاصه ساعت ۷ شب بود که میخواستیم با پدر برگردیم که کاری براش پیش امد وبه برادر بزرگم گفت شما با یکی از کارگران با تراکتور به روستا برگرد واونم سوار شدوبرگشت من موندم پیش پدرم تا فردا صبح باهم برگردیم خونه کوچیک وسط دل بیابون بود وحدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری با گاوداری فاصله داشت .شب که صاحبکار بابا با جیپش میخواست بره خونشون به بابام گفتش که یه سری به موتورخونه اب کشاورزی برنه ببینه درها بسته است وبرف پشت بامشو پایین کنه بود که موتور اب کشاورزی توش بود حدود ۵۰۰ متر با خونه فاصله پدرم میدونست من میترسم گفت پاشو باهم بریم سری به متورخونه بزنیم چوب دستی وکبریت واینا برداشت وبعدشام راه افتادیم هوا مهتاب بود وخیلی خیلی خیلی سرد باورتون نمیشه اشک چشمهای من توی صورتم یخ میزد پاهام منجمد شده بود وتوی چکمه های کوچیکم پر برف شده بود چند متر مونده بود به در موتورخونه برسیم چشمتون روزبدنبینه دم در موتوخونه که رسیدیم یهو دیدم پدرم گفت یا قمر بنی هاشم نگاش کردم دیدم باوحشت داره نگاه میکنه ودستمو کشید گفت بدوسریع خداشاهده نگاه کردم پشت سرم دیدم حدود ۱۵ یا۲۰ تا حیوون توی نورمهتاب توفاصله ۱۰۰متری باسرعت توی برف میکوبن ومیان طرفمون شانسمون برف زیاد بود ونمیتونستن درس بدوند واز طرفی درب اهنی موتورخونه قفل نبود ومن وبابا کشید وباسرعت رفتیم توی موتورخونه وپدرم در آهنی روبست دررو محکم نگهداشته بود به من گفت بگرد کلید برق رو پیدا کن توی همین حال که من تو تاریکی دنبال کلید برق میکشتم گرگها خودشونو محکم به درب اهنی میکوبیدن وبابام با کمر محکم درو نگهداشته بود برقو روشن کردم ویه میخ طویله دادم پدرم واونم توی جاقفلی دربجا کرد ودرو محکم کرد من ترسیده بودم وگریه میکردم بابام گفت نترس اینجا نمیتونن بیان ارتفاع سقف موتور خونه زیاد نبود برای همین گرگهای لعنتی رفته بودن روی سقف موتورخونه وصدای خش خش پنجه کشیدنشون روی پشت بوم میومد میخواستن سقفو سوراخ کنن هوا سرد وبود ودنودنام میخورد به هم دیگه اون موقع تلفن وموبایل و اینا نبود که جون ما رو اونشب کبریتی که پدرم همراهش بود نجات داد چاقوشو در اورد ومقداری چوب که داخل موتور خونه بود رو ریز ریز کرد وبا زحمت آتیشی به پا کرد یم یه چوب ضخیم بود اونو با زحمت تکه تکه کردیمو گذاشتیم روی اتیش اتیشو بردیم کنار دریچه کوچکی که کنار یکی دیوارها بود تا دودش بره بیرون البته کلی دود پیچید توی موتور خونه ار دریچه کوچیک پدرم نگاه میکرد ومیگفت گرگها نشستن پشت در ساعت از دو شب گذشته بود پدرم چرت میزد ولی خدای خر خر گرگها وپنجه انداختنشون به در آهنی وکندن پشت بام نمیزاشت از ترس چشمامو ببندم باورتون نمیشه طوری به در میکوبیدن من فکر میکردم کسی اومده کمکمون پدرم گفت اینا نمیرن تا ما اینجا باشیم اینها هم نمیرن پشت در آهنی از طرف داخل یخ زده بود ویه تیکه سفید بود بالاخره جرات کردم وبه پدرم گفتم منو ببر کنار دریچه تا ببینم گرگها رو وقتی نگاه کردم از ترس کپ کردم خداشاهده چندتاشون اندازه یه الاغ یکم کوچکتر بودن اصلا باسگ قابل مقایسه نبودن هیچی تا حدود ۱۰ صبح اونجا موندیم وکارگرهای دیگه وصاحبکار بابا که نگران شده بودند ساعت ۱۰ با داد وفر یاد وچوب اومدن وماکه ندیدیم ولی اونا گفتن که وقتی مارودیدن گرگها فرار کردن .این خاطره من از گرگ بود که کاملا باتمام وجود ترسو اونشب حس کردم و ترسمون وکمک خدای بزرک زمانی برامون بیشتر روشن شد که موقع برگشتن همه دیدیم که جای رد پای گرگها درست دنبال رد پای مابوده یعنی اونها از زمانیکه از خونه راه افتادیم مارودیدن وتعقیبمون کردن که شکر خدا زمانی رسیدن که ما نزدیک در موتورخونه بودیم .اینم خاطره من ازگرگ .البته یه بار دیگه در سن ۱۷ سالگی یه مواجهه با گرگ براتون میگم بعدا

  84. مصطفی می‌گه:

    دوستان اگر کسی خاطراتی یا برخوردی از گرگ داره اینجا بگه خیلی دوست دارم بدونم کسایی که با گرگ مواجه شدن چه اتفاقاتی افتاده براشون و چطوری نجات پیدا کردن…حقیقتا گرگ حیوانی بسیار باهوش و بسیار قوی و بسیار بی رحم هست.

  85. اشنا می‌گه:

    اقایون چوب محکم لطفا نظر دهید

  86. ناصر می‌گه:

    پسر دایی من بعد از آبیاری میاد که مسیر اب رو عوض کنه یعنی بند رو ببنده ساعت ۴ صبح بوده میبینه دوتا سگ بزرگ نزدیک شدن و دندونشون رو نشون میدن و خرناس میکشن با بیلی که دستش داشته اول روشون آب میپاشه و دادوبیداد میکنه تا برن ولی میبینه فایده ندارهیکم که دقت میکنه میبینه گرگن مسیرهای زمین کشاورزی معمولا دو طرف جاده کانالهای ابیاری نسبتا کوچیکی وجود داره ، عقب عقب میره داخل جوی آبیاری یا همون کانال از شانس اون اطراف خوبهای ابیاری عمقشون حداقل تا سینه یه مرد معمولیه بعد که میره داخل گرگها جلوش میچرخیدن و دنبال فرصت بودن واسه حمله که پسر داییم با بیلی که دستش بود اجازه نزدیک شدن بهشون نمیداده که یکیشون میشینه و اونیکی با برمیگرده و پاهاش شروع میکنه ریختن و پرتاب گل به صورتش که از شانسش وا د چشماش نمیشه که گرگها هم همینو میخواستن که گل و خاک به چشمانش بریزه و نتونه ببینه و راحت حمله کنن بعد که گل رو میزنه به صورتش برمیگرده و حمله میکنه که پسر داییم با یه ضربه محکم با نوک بیل جلوشو میگیره و گویا زخمیش میکنه که زوزه کشان فرار میکنه و دومی هم دنبال گرگ اول فرار میکنه بعد از رفتن به گفته خودش تا نیم ساعت بیرون نمیاد و با موبایل زنگ میزنه میان دنبالش میبرنش بماند که خودشو خراب کرده بود

  87. چوپان کورد می‌گه:

    سلام ما چوپانها واسه دور کردن حیوانات وحشی از گله از وسیله ای به نام قلاب سنگ استفاده میکنیم سبک و قابل حمله مهماتش همه جا پیدا میشه فقط استفاده ازش مهارت خاص میخوادکه بتونی به هدف بزنی . این وسیله تشکیل شده از دو تکه بند محکم و یک قطعه چرمی به نام چلهکه سنگ در آن قرار میگیرد . ای وسیله میتواند حیوانات وحشی را از فاصله دور هدف قرار دهد و از نزدیک شدن آنها جلو گیری نماید . ضمنا بسیار کار آمد میباشد

  88. محمد09351593403 می‌گه:

    من خواهش میکنم سایتها مدیری داشته باشه که نظرات کنترل کنه واراجیف ودروغهای افراد هرزه راتوسایت نشون ندهید که کثیف تر وپست تر ازدروغگو وجود نداردایرانی وحلال زاده هرگز دروغ قلم نمیزند دروغگو اشغال جامعه هست ووقت انسان نباید بابت اشغالها هدر رود پس کنترل کن ودروغگو را توسطل اشغال دیلیت کنید تلفن من دربالاهست

    • سید می‌گه:

      هر کی یه روشی برای مبارزه داره.ما باید خودمون مطالب رو برانداز کنیم.راست و دروغش پای خودشون.
      خدارو شکر گرگ که به ما حمله نکرده فقط یبار یه سگ جوان به من حمله کرد.جالبش اینجاست وقتی با تمام زورم بهش لگد میزدم مثل فنرعمل میکرد انگار یه بچه بهت لگد میزنه.دیدم حریف نمیشم یه اجر پیدا کردم خواستم بزنم کمرش خورد به پوزش یه لحظه گیج شد رفت زیر ماشین.منم که موهام سیخ شده بود.حالا فکر کن گرگ باشه اونم ۲تا.وای وای.اینم یادم رفت بگم ۹۶کیلو وزن دارم ولی کم میاوردم

  89. انوش می‌گه:

    بهترین راهکار استفاده از تفنگ واقعی و اگه امکانش رو نداشتین تفنگ بادی خوب هستش تا به سمتتون اومدن تو سرش شلیک کنین پشت سر هم انشالله که نجات پیدا میکنید

  90. خوشناموند می‌گه:

    با سلام، واقعاً عالی بود چون ممکنه برای هر کسی پیش بیاد

  91. محمد می‌گه:

    سلام.به نظرمن باید یه اسپیکر با یه فلش که روش پر اهنگ اکسیژن و باس که صدای بلند دارن همرات باشه اهنگ پخش کن شروع کن به سنگین راه رفتن.ادعایی راه برو.سوت بلند بزن.جیغ بزن.وهمراه اهنگ تکون بده.
    اگه تاثیر نکرد دیگه یه زنگ بزن ادرس خونتون بده لااقل یه حلوا میخوریم😂😂😂

  92. لینکور می‌گه:

    سلام.واقعا وبسایت خوبی دارید

  93. یاشار می‌گه:

    عالی بود مرسی

  94. علی می‌گه:

    سلام به همه دوستان , من رو درو تا حالا با گرگ مبارزه نکردم ولی یکبار : حدود سال ۹۲ , وسطای پاییز بود . برادرم رفت تا شیشه های ماشین را تمیز کنه و من هم همراهش با ۲ تا چراغ قوه رفتم , یکی چراغ قوه زوم دار با لامپ XPE با ۲۹۱ لومن نور و یک چراغ قوه معمولی ۹ لامپ , برادرم چراغ قوه روم دار رو در دستش گرفت تا از خوب تمیز شدن شیشه اطمینان حاصل کنه , بعد از تقریبا ۱۰ دقیقه یه لحظه دیدم یه صدایی اومد و یه چیزی با سگ پدربزرگم درگیر شد , باور کن اونقدر بدنم داغ شده بود از ترس که نفهمیدم چکار کردم , سریع من و برادرم سوار ماشین شدیم و در خانه پدر بزرگم هم باز موند ( حیاط داشت) بعدش برادرم با نور چشمک زن رو حالت تمام نور سمت گرگ انداخت و شاید باورتون نشه ولی واقعا گرگ بیخیال شد رفت , واقعا چراغ قوه یا لیزر تو شب معجزه میکنه , سگ پدربزرگم به شدت زخمی شده بود ولی خوشبختانه زنده موند و بعد از بهبود شاید تا حدود سی چهل روز اصلا نزدیک خانه پدربزرگم نمی آمد , اینایی هم که میگن با خنجر میزنم و…. تو شرایطش نبودن تا ببینن اصلا زبونت بسته میشه و مغزت مثل زمان امتحان ریاضی دادن قفل میکنه .
    توصیه من به دوستان اینه که حتما یک چراغ قوه زوم دار (با ۵۰ هزار تومان میتوان یک چراغ قوه خوب خرید) و یک چوب دستی و تعدادی ترقه حتما به همراه داشته باشند , و حتی هنگامی که هیچ خطری را احساس نمیکنید هر از چند گاهی یک ترقه را روشن و پرتاب کنید , لیزر هم برای گیج کردن حیوانات بسیار کاربردیه و برای مثال سگ معمولا نور لیزر را دنبال میکنه تا بگیرش مثلا :-) ولی بعد از یه مدت دو هزاریش میفته سرکار بوده , رو گرگ تست نکردم ولی چراغ قوه انداختن در چشم هر حیوانی در شب واقعا کاربردیه , با تشکر

  95. مرتضی می‌گه:

    سلام،من زاگرس نشینم با دوستام گاهی اوقات کوه نوردی و طبیعت گردی میریم،قدم ۱۸۷ و ۱۳۰ کیلو وزنمه و بدنسازم.اینو بگم من از هنمیت ،گرگ که دیگه سهله چون از گرگ خیلی ترسناک تر دیدم،یه بار من و با دوتا از دوستام رفته بودم طبیعت گردی ، دم دمای غروب چاداتیشاومد،اولش روشن کردیم،حدودیه ساعت بعد صدای زوزه گرگ اومد،اولش زیاد توجه نکردیم،ولی کم کم صداها بلندتر وبیشتر شد،از دور نگا کردیم،شبه چند تا شبیه سگ رو دیدیم کم کم که به نزدیک تر شدن متوجه شدیم گرگن،حدود ۱۵ تا گرگ میشدن،تقریبا به فاصله ۱۰متری ما که رسیدن وایسادن،دوستام خیلی ترسیده بودن،به دوستام گفتم اتیش رو روشن نگه دارین،تا من اینجا هستم هیچ غلطی نمیتونن بکنن،حدود یه ساعتی به زحمت اتیش رو روشن نگه داشتیم،کم کم چهار از گرگا به فاصله ۵متری ما اومدن ولی به خاطر اتیش جلوتر نمیومدن،کم کم اتیش داشت خاموش میشد،گفتم اماده نبرد باشید الانه که حمله کنند،با شدت خشم به چهر گرگی اومدن جلو نگا کردم وچاقوم رو دراوردم وبا شدت فریاد زدم، گرگا تقریبا به فاصله دومتریم رسیدن،اولین گرگ رو چنان محکم با پا به سرش زدم گیج خورد،دومی رو با کاردم به پشتش زدم و سومی که میخواست پام رو بگیره باشدت به صورتش زدم وگردنش شکست،گرگ چهارمی به طرف دوستام حمله کرد،با فریادی که روش کشیدم چاقوم به شکمش فرو کردم،سه تا گرگ دیگه دیگه اومدن به سمت ما،اولی رو با لگدم زدم پرت کردم زمین،دومی رو خوابوندم با کاردم گلوش پاره کردم سومی هم که پام رو گاز گرفته بود بلند شدم باکاردم تو فرق سرش،تو این ماجرا ،بقیه فرار کردن تقریبا ،۶ تا گرگ رو کشتم،درس هبرتی باشه برای بقیه گرگا تا منو دیدن فرار کنند.

  96. مرتضی می‌گه:

    سلام،من زاگرس نشینم با دوستام گاهی اوقات کوه نوردی و طبیعت گردی میریم،قدم ۱۸۷ و ۱۳۰ کیلو وزنمه و بدنسازم.اینو بگم من از هیچی نمیترسم ،گرگ که دیگه سهله چون از گرگ خیلی ترسناک تر دیدم،یه بار من و با دوتا از دوستام رفته بودم طبیعت گردی ، دم دمای غروب چادر زدیم،و اتیش روشن کردیم،حدودیه ساعت بعد صدای زوزه گرگ اومد،اولش زیاد توجه نکردیم،ولی کم کم صداها بلندتر وبیشتر شد،از دور نگا کردیم،شبه چند تا شبیه سگ رو دیدیم کم کم که به نزدیک تر شدن متوجه شدیم گرگن،حدود ۱۵ تا گرگ میشدن،تقریبا به فاصله ۱۰متری ما که رسیدن وایسادن،دوستام خیلی ترسیده بودن،به دوستام گفتم اتیش رو روشن نگه دارین،تا من اینجا هستم هیچ غلطی نمیتونن بکنن،حدود یه ساعتی به زحمت اتیش رو روشن نگه داشتیم،کم کم چهار از گرگا به فاصله ۵متری ما اومدن ولی به خاطر اتیش جلوتر نمیومدن،کم کم اتیش داشت خاموش میشد،گفتم اماده نبرد باشید الانه که حمله کنند،با شدت خشم به چهر گرگی اومدن جلو نگا کردم وچاقوم رو دراوردم وبا شدت فریاد زدم، گرگا تقریبا به فاصله دومتریم رسیدن،اولین گرگ رو چنان محکم با پا به سرش زدم گیج خورد،دومی رو با کاردم به پشتش زدم و سومی که میخواست پام رو بگیره باشدت به صورتش زدم وگردنش شکست،گرگ چهارمی به طرف دوستام حمله کرد،با فریادی که روش کشیدم چاقوم به شکمش فرو کردم،سه تا گرگ دیگه دیگه اومدن به سمت ما،اولی رو با لگدم زدم پرت کردم زمین،دومی رو خوابوندم با کاردم گلوش پاره کردم سومی هم که پام رو گاز گرفته بود بلند شدم باکاردم تو فرق سرش،تو این ماجرا ،بقیه فرار کردن تقریبا ،۶ تا گرگ رو کشتم،درس عبرتی باشه برای بقیه گرگا تا منو دیدن فرار کنند،البته خلاصه گفتم که طولانی نشه.

  97. علی می‌گه:

    سلام من یه بار با د تا گرگ روبه رو شدم پیشم ۳تا سگ بود داشتم در روستامون راه میرفتم بابام گفت که برم در کوه یک چشمه بود در انجا اب بیارم خدا به من رحم کرد که سگ ها رم پیم بردم رفتم ابو پر کردم زوزه ی گرگ ها را شنیدم تابستان بود و کمکم شب میشد اول از صدا ترسیدم بعد به راهم ادامه دادم از کوه به پایین میامد پایین کو هم درخت ها بود از توی درخت ها دو گرگ در اومدن قبل از در امدن سگ هام میفهمیدن هاپ هاپ میکردن ولی من به ان ها نگاه میکردم وقتی در امدن سسگ هام به گرگ ها حمله بردن یکی از گرگ ها فرار کرد یکی داشت مبارزه میکرد شب شده بود بابام با تفگ اومد وقتی گرگ را دید و چند بار به هوا شلیک کرد و گرگ پابه فرار گذاشت ان قدر ترسیده بودم که تاصبح وندم دهشویی

  98. علی می‌گه:

    من یه بار با ۲تا پسر خاله ام رفتم باغمون بابام و مامام گفتن شما بمونید اینجا ما میریم دارو های باباتو از شهر بیاریم بابام هم مریض بود من ۱۳ساله بودم اون یکی پسر خام از من ۲سال وچیک تر بود اون یکی هم ۴سال خلاصه مامام و بابا رفتم ما تو خونه مونیدیم تکو تنها خونه هم کوچیک بود تو باغ از اتاق یه زره کوچیک بودما داشتیم بازی میکردیم که ناگهان صدای زوزه های گرگ ها شنیده شددرم کلید داشت.درو با کلید بستیمو نشستیم کارتون نگاه میکردیم بعد زوزه های گرگ ها کنار هم می امد ما توجه نمیکردیم بعد از کنار در ما صدا امد بالای در ما هم شیشه داشت رفتم بالاو نگاه کردم دو تا گرگ دارندعوا میکنن انقدر میترسیدیم دعا میکردیم که مامام و بابام بیاد پسر خالم باید به دستشویی میرفت دستشویی هم تو بیرون بودگرسنه بودیم اونجا هم یخچالی نبودوقتی من گرگ ر ا نگاه میکردم ان منو دید و شروع به هر هر هر کردن کرد بعدش زوزه کشید و ۵تا دیگه گرگ امد از ترس گیره میکردم با سرشون درو میزدند که با شه من در گرفته بودم پسر خاله هام هم داشت چاقو کارت اماده میکردنهد که خدایه نکرده اگه بیان تو از خودمون دفاع کنیم در ان لحظه توجهم به تفنگ بابام رفت تفنگ شکاری داشت گرفتم توش گولوله بود میخواستم بزنم اما میترسیدم تفنگ سنگین بود در همان لحضه بابام و مامام اومدن و گرگ ها را دیدن چون تویه ماشین بودن امن همبودن بابام یک دوست داشت اقا ارش بود اسمش به او زنگ زد و اوهم امد و با تفنگش ۲تا گرگ را زد بقیه فرار کردن من به پچه ها بگم اگه تو خونه تنهایید توباغ نترسید در قفل کنید و منتظر امدن بزرگد تر ها بشین گرگ ها نمی تونن در را بشکنند پس نترسید

  99. کوهنورد تنها می‌گه:

    سلام بر دوستان – من مدت ۱۰ – ۱۱ ساله همیشه تنها به کوه میروم . حتی کوه های دور افتاده و پرت و خارج از شهر. سی تا از قله های ایران رو تنها و بوسیله جی پی اس صعود کردم. میتونم بگم هر چی نظر دادند همش چرت و پرته و دروغ. گرگ هیچ وقت به انسان حمله نمیکنه. اگرم ببیننت داری میایی میرن از جلو راهت کنار جوری که تو هیچ وقت اونارو نمی بینی. برید طبیعت حالشو ببرین.

    • فرزان می‌گه:

      چرته؟ چرتو پرت صفحه اول شناسنامته تو گوگل بزن کشته شدن مرد کوهنورد در کوهسار تهران شهر ما چالدران سرد ترین شهر ایرانه که تنها شهر بدون کولر در کشوره دو نفر در شهرماه توسط گرگ کشده شدن یکی با ماشن پنچر کرده بود با خانواده بود راننده رو جلو زن بچه اش خورد یکبارم یکی با اسب بود اسب فرار کرده و خود صاحب اسبو خوردن که کلش مونده بود بالای صدتا گرگ میان آشغالارو که اطراف شهر شهرداری میریزه پاره میکنن و میخورن البته تو زمستون تو گله هاشون سگ هم هست و من به عموم گفتم واون گفت سگ ماده میشه بعضی از جمله خود من با ماشین میرم نگاشون میکنم و نصف شب از نور چراغ نمیترسن توشون همه جوره هست گرگ ضعیف و قوی واقعا اگه اونجا با چوب صحله با ژ سه هم باشی پیاده شی تیکه تیکت میکنن اما بعضی وقتا که نزدیک شهر میشن و یدونه باشن فرار میکنن از نظر من و تجربه من اگه فرار کنی مساوی با مرگه چون غریزه اش فعال میشه حتی اگه گرسنه نباشن اگه سیر باشن زیاد کاری با آدم ندارن اگه گرسنه باشن و تو گله شون از اون گرگای گنده فرمانده باشه که نصف خر هیکل دارن فاتحه ادم خوندست در کل ترس رو دور کنید هنگام مواجه شدن سرو صدا کنید وسیله دفاع سنگ چاقو چوب هرچی که دارید نشون بدید هرگز پشت به گرگ نکنید که مساوی با مرگه خود گرگا هم شب فیس تو فیس میخوابن چون بهم اعتماد ندارن ما بقیش به حوصله قدرت گرگهاست و قدرت شما اینکه با خنجرم بزنی اگه گله باشن هر کدوم از یطرف گاز میزنن آدمو

  100. فرزان می‌گه:

    شهر ما چالدران سرد ترین شهر ایرانه که تنها شهر بدون کولر در کشوره دو نفر در شهرماه توسط گرگ کشده شدن یک پنچر کرده بود با خانواده بود راننده رو جلو زن بچه اش خورد یکبارم با یکی با اسب بود اسب فرار کرده و خود صاحب اسبو خوردن که کلش مونده بود بالای صدتا گرگ میان آشغالارو که اطراف شهر شهرداری میریزه پاره میکنن و میخورن البته تو زمستون تو گله هاشون سگ هم هست و من به عموم گفتم واون گفت سگ ماده میشه بعضی از جمله خود من با ماشین میرم نگاشون میکنم و نصف شب از نور چراغ نمیترسن توشون همه جوره هست گرگ ضعیف و قوی واقعا اگه اونجا با چوب صحله با ژ سه هم باشی پیاده شی تیکه تیکت میکنن اما بعضی وقتا که نزدیک شهر میشن و یدونه باشن فرار میکنن از نظر من و تجربه من اگه فرار کنی مساوی با مرگه چون غریزه اش فعال میشه حتی اگه گرسنه نباشن اگه سیر باشن زیاد کاری با آدم ندارن اگه گرسنه باشن و تو گله شون از اون گرگای گنده فرمانده باشه که نصف خر هیکل دارن فاتحه ادم خوندست در کل ترس رو دور کنید هنگام مواجه شدن سرو صدا کنید وسیله دفاع سنگ چاقو چوب هرچی که دارید نشون بدید هرگز پشت به گرگ نکنید که مساوی با مرگه خود گرگا هم شب فیس تو فیس میخوابن چون بهم اعتماد ندارن ما بقیش به حوصله قدرت گرگهاست و قدرت شما اینکه با خنجرم بزنی اگه گله باشن هر کدوم از یطرف گاز میزنن آدمو

  101. فرزان می‌گه:

    اینجا همه آرنولدن ماشاالله

  102. کوهنورد می‌گه:

    سلام،من چون با دوستام به دشت وکوه میریم ،گرگ هم دیدیم ولی فقط در دو مورد به ما حمله کردند.خودم رزمی کارم با یکی از دوستام که اونم رزمیکار بود و دوتا از دوستای دیگم رفتیم کوه،اواخر روز راه افتادیم و نزدیک کوه چادر زدیم تا صبح زود به سمت کوه بریم.من با خودم همیشه با خودم وقتی میرم کوه چاقو و لانچکو همره میبرم اون دوست رزمیکارمم همین طور.
    ساعت حدودای ۱شب بود که صدای زوزه گرگ اومد.ما تقریبا خوابیده بودیم،ولی فقط دوستم خوابش نمیبرد.یه هو مار بیدار کرد.گفتیم چی شده،گفت گرگ گرگ،بدجور ترسیده بود،از لای چادر نگا کردیم ۶ یا ۷ گرگ میشدن.اومدم بیرون.حدود بیست متری ما بودن.گفتم بچه اتیش روشن کنین،اینا اومدن واسه شکار ما.
    دوستام گفتن اینجا چیزی نیست برای اتیش روشن کردن،یه خورده به ما نزدیک شدن به ده متری ما رسیدن ،چراغ قوه به سمتشون انداختم،نمیترسیدن،گفتم ای بیشفرفا گم نمیشن.دوست رزمیکارم گفت اینا ول ما نیستن،گفتم هر چی برای دفاع دارین بردارین ،من یه دستم نانچکو و یه دستم چاقو بود،دوست رزمیکارم هم نانچکو دستش بود،دوستای دیگم با عصای کوه نوردی اماده دفاع شدن.دیگه خیلی نزدیک شدناولیش به دوست رزمیکارم یه.هو حمله کرد اونم چنانی با نچکو به فرق سرش زد که عقب رفت.دومی به سمت من اومد.منم ناچکوم رو چرخوندم محکم تو سرش زدم،سرش گیج خورد،گرگ دیگه میخواظت بهم حمله کنه اونم با نچکو زدم،یه ۷تایی ریختن روی ما یه گرگ که میخواظت پاهام رو بگیره با ضربه پام زدم تو دهنش بدبخت عقب نشست،گرگ دیگه رو با نانچکوم زدم تو سرش.اون یکی دوستام هم درگیر بودن،ولی یه گرگ که میخواست دستم رو گاز بگیره با ناچکو زدم هیچی بهش نشد دوباره که بهم حمله کرد با کاردم محکم زدم تو گردنش خون از گردنش زد بیرون گیج خورد افتاد زمین بقیه گرگا که اینو دیدن فرار کردن،خلاصه با هزار بدبختی وکشتن یه گرگ،برگشتیم خونه،الان دیگه با تجهیزات کامل میریم کوه،مثل تفنگ شکاری دوستم و تبری که اماده کردم برای کشتن این گرگای کثیف،از قضا ماجرای بعدی با همین تبرم دوتا گرگ شقه کردم که خواهم گفت.

  103. کوهنورد می‌گه:

    اما در مورد برخورد بعدی با گرگا ،من که تبر تقریبا بزرگ وتیز که سر گاو رو راحت قطع میکنه همراه بردم،این با همون دوستام ولی ۳نفری رفتیم با اون دوست زرمیکارم.تقریبا سال بعدش میشد،توی یه منطقه دیگه موقع برگشتن از کوه نزدیکای غروب،از دور شمایل چند تا گرگ رو دیدیم،ما سریع تر حرکت کردیم ولی گرگا دنبالمون بودن،تقریبا به فاصله صد متری ما رسیده بودن من ۵ تا شون میدیم،دوستم گفت گرگا دارن نزدیگ میشن،خوب کردم ،دیدم ۱۰ تایی میشن،اونم به فاصله خیلی نزدیک ۳۰ متری از ما ،گفتم فرار فایده نداره،الان میرسن،وایسادیم گرگا به فاصله ۱۰ متری ما رسیدن،۱۰ تا گرگ وحشی ،سه تایی اماده شدیم،من تبرم رو اماده کردم.دوست رزمیکارم ناچکو واون یکی چوب دستی داشت.
    یه چند دقیقه ای اروم وایساده بودن ولی کم کم نزدیک شدن، به فاصله سه متری ازما که چها رتاشون رسیدن حمله کردن،اولین گرگ که به سمتم حمله کرد با تبرم زدم تو گردنش،نصف گردنش رفت وخون از گردنش میزد بیرون،گرگ دوم رو که میخواست بهم حمله کنه زدم تو فرق سرش،سرش قارچ شد و در دم مرد وخون میزد بیرون،دیدم دوتا گرگ افتادن رو دوستم ،با تبرم زدم به پشتشون،بدبختا با اه وناله فرار کردن و خون بد جورازشون میومد فکرکنم مردن بدبختا،بقیه گرگ که این وضع رو دیدن فرار کردن.فکر کنم دیگه ما رو شناختن وجرات نزدیک شدن به ما رو ندارن،چون چند بار ی که باز اونجا رفتیم،یه بار گرگا رو دیدیم ولی دیگه نزدیک ما نشدن دونستن چه بلایی میاد سرشون که بسمت ما بیان.

  104. علیرضاrezaei می‌گه:

    سلام من یادمه از وقتی ۸-۹سالم بود با پدرم واسه آبیاری زمینای کشاورزی شب میرفتیم
    که زمین ما انتهاش به یه کال بزرگ میرسید که وقتی نور چراغ قوه رو به سمت کال مینداختیم حدود دوازده سیزده تایی چشم برق میزد ولی کاری نداشتند ولی زمستون چون یک کفتار همیشه تا ده متری ما میومد تفنگ ساچمه زنی (کمرشکن) رو با خودمون میبردیم که یک شب یک گرگ اونطرف کال زوزه میکشید ینی عین واقعیتو میگم بعد یکی شد چهار پنج تا بعد یک گله زوزه میکشیدند .و بعد چنتاشون نزدیک شدند بلافاصله پدرم یک گرگ رو نشونه گرفت و زد چنان صدا تو کال پیچید که بعد اون تا چند ساعت هیچ صدایی نشنیدیم .
    این ماجرا مال ۴-۵سال پیشه ولی پارسال که خودم تنها واسه آبیاری هندوانه ها رفته بودم تو اوج تابستونم بود ساعتای ده و نیم اینا بود که واسه این که ببینم مزرعه کامل آبیاری شده یا نه پایین زمین کشاورزی رفتم .اومدم تا چراغ قوه رو سمت درختای دشت گرفتم تو فاصله تقریبا ۱۵متری یک گرگ بالغ به من زل زده بود من هم چنان ترسیدم نمیدونستم چیکار کنم آخرش گفتم من بهش حمله میکنم میخواد هر چی بشه چون خیلی بد فقط به من نگاه میکرد و اصلا حس خوبی نبود و میخواستم تموم شه،
    با بیل با سرعت به سمتش دویدم و یه فریادی هم کشیدم . و بعد ایستادم دیدم خیلی راحت سرشو اون طرف کج کرد و رفت .انگار ازم نه ترسیده بود و نه میخواست فرار کنه .

  105. کوهنورد تنها می‌گه:

    سلام. لطفا کمتر خالی ببندین. گرگ واقعی انسان های مزخرف هستند. ببینم شماها کدومتون قله دماوند رو یک روزه صعود کردین؟!!! هر کی بچه دهات کوره است که نشد کوهنورد مثل این فرزان که بیچاره نقطه صفر مرزیه. این گرگ ها هم مثل اینکه شناختند این چالدرانی ها رو

  106. مرد کوهی می‌گه:

    سلام خدمت دوستان،من قبلا تو روستا زندگی میکردم،الان یه ۵ سالی که اومدم شهر،شدیدا از گرگ متنفرم،یه بار که گله رو برای چرا برده بودم دو تا گرگ به گله زدن و حدود ،۴ تا از گوسفندا رو کشتن،یه سگ ترسو داشتم که نتونست جلو گرگ وایسه.منم به جز چوب دستی چیزی همرام نبود.از اون موقع تصمیم گرفتم نسل گرگا رو تو منطقه خودمون با دوستم منقرض کنیم.
    من و دوستم سر یه لوله اهن رو به چاقوی بزرگ جوش دادیم،دوتا شبیه نیزه شمشری درست کردیم.
    رفتیم تو دل کوه،منتظر شدیم تا گرگا روببینیم،منو دوستم جثمون بزرگ و قوی هیکله،چند روزی میرفتیم تو دل کوه ولی خبری از گرگا نبود.روز چارمی که رفتیم نزدیکای عصر بود از دور سه چهار تا گرگ رو دیدیم،حدود ۲۰۰متری ما میشدن،ما به سمتشون رفتیم،حرکت نمیکردن،به فاصله ۳۰متریشون رسیدم،۶ تا گرگ بزرگ بودن،نمیترسیدن،کم کم نزدیکشون شدیم،به فاصله ده متری که رسیدیم دیدیم مثل این که اصلا نمیترسن،اونا یه خورده نزدیک ما شدن،سه تا ازگرگا به سمتون حمله کردن،اولین گرگ رو چنانی با سر نیزه زدم تو سرش که سرش خون زد بیرون دوی رو دستم زد تو گردنش و افتاد،سومی رو هم من زدم از پشتش،بقیشون فرار کردن،هر سه تا گرگ رو با طنابی که داشتیم از یه درختی دار زدیم،تا درس عبرتی برای بقیه گرگا بشه.

  107. آکام می‌گه:

    انسان ها فرمانروای زمین هستن،همه اینایی که گفتید چه دروغ باشه چه حقیقت،هیچکدومش غیر ممکن نیس و از آدم بر میاد
    ما الان داریم به درگیری میان دو نژاد مختلف میپردازیم،انسان و گرگ
    سبک مبارزه گرگ با انسان،آسمون تا زمین فرق داره،به همین خاطره که جرأت رویارویی با گرگارو در خودمون نمی بینیم،دوستان راهکار های زیادی رو گفتن که اکثرش کارآمد نیس ولی میتونه مؤثر باشه

  108. ق می‌گه:

    سلام خیلی ترسناکه من میخواستم باغ بخرم اما دیگه نمیخرم چون از سایه خودمم مبترسم

  109. محمدرضا می‌گه:

    الان امروز درحال جمع اوری بادام در حوالی سبزوار بودم که یک هو صدای زوزه ای از پشت تپه شنیده شد تا به خودم اومدم دیدم صدا ها دوبله شد جیغ کشیدم شغال ها فرار کنید همه به سمت ماشین دویدن من هم خودم رو انداختم پایین سریع به ماشین رسیدم سوار ماشین شدیم دیدم دسته گرگ به سمت ماشین اومدن دیدم گرگن بخدا هزار کیلو کم کردم مادرم توماشین قش کرده بود دیگه کیسه های بادام ولوازم هایمان را همان جا رها کردیم دقیقا این اتفاق زمانی افتاد که همه رفتن ساعت ۷ پنجاه دقیقه بود حتی پیر مردی که با الاغ هم بود رفتش خلاصه هر زوزه ای شنیدید نگید شغال یا روباه نتر سید بلکه اشتباه امروز منم همین شد که نزدیک بود جون خانوادمو خطر انداختم

  110. مصطفی می‌گه:

    من اهل سمنانم.اسم شهمیرزاد رو فکر کنم همه باید شنیده باشین حدود ۲۰ کیلومتری سمنان هستش و خیلی سرد و خوش اب و هواست تابستون هاش.یعنی اینقد خوبه و سرد کولر استفاده نمیکنن اونجا و گرگ هم زیاد هست توی کوه هاش.یکبار با پسر عمم رفته بودیم اونجا بعد از ظهر باهم رفتیم کوه که نزدیک شهر بود.هم چسبیده به شهر بود کوه و هم زیاد بلند نبود…رسیدیم تقریبا بالاهای کوه و افتاب کم کم داشت غروب میکرد.ما داشتیم چند تا عکس میگرفتیم باهم اون بالا یهو صدای زوزه شنیدیم اولش یکی بود بعدش صدای زوزه ها بیشتر شد ولی از راه خیلی دوری بود با ما فاصله داشتن از صداهاشون مشخص بود که دارن همدیگه رو صدا میزنن.من و پسر عمم اینقد ترسیده بودیم تا اونجایی که نفس داشتیم با سرعت از کوه اومدیم پایین ولی اون گرگا صدای زوزشون قطع نمیشد.گاهی من برمیگشتم پشت سرم و مسیر عقبمون رو نگاه میکردم ببینم دنبالمون هستن یا نه ولی صداشون وحشتناک بود و انگار هر لحظه نزدیک تر میشدن.خدا بهمون رحم کردش رسیدیم به جاده و کنار شهر .اینقد ترسیده بودیم بدنمون یخ شده بود صدای گرگ از نزدیک هم وحشتناکه.گرگ اینقدر ترسناکه وقتی به آدم نگاه کنه آدم بدنش شل میشه و دست و پاش قفل میشه…بعد طرف میاد اینجا میگه من سه تا گرگ رو کشتم و شیش تا گرگ رو کشتم…تا کی بعضیا فقط میخوان دروغ بگنآخه.نمیدونم کی میخوایم یاد بگیریم حرف راست بزنیم که کسایی که میان اینجا مطالب رو میخونن استفاده کنن و تجربه داشته باشن در مواقع خطر.یا حق

  111. Armin می‌گه:

    سلام دوستان بهترین روش ها داشتن یه سگ قوی و ترقه و نیزه است

  112. شکارچی گرگ می‌گه:

    من توی اذربایجان زندگی میکنم،توی نواحی کوهستانیش،ما خودمون گله داریم وخودم تنهایی بالای ۱۰ تا گرگ رو کشتم و بعدش دار زدم،این حیوان وحشی تا حالا چند راس از گوسفندای ما رو نفله کرده،عاقبت نفله کردن مرگ دردناک برای گرگه.
    خودم با اسلحه شکاریم چاقوی بزرگم که همراهم بود با پسر عموم یه بار گوسفندا رو به چرا بردیم.حدود عصر بود که صدای زوزه گرگا اومده،ما گوسفندا رو جمع کردیم که برشون گردونیم بعد از حدود نیم ساعت از دور سر و کله حدود ۷ تا گرگ پیدا شدن.منو پسر عموم اساحه شکاریمون رو اماده کردیم،گوسفندا رو تو یه نقطه جمع کردیم،چند دقیقه بعد گرگا بهمون کاملا نزدیک شدن،به فاصله بیست متری که رسیدن یکیشون رو با تفنگ سقط کردم،پسرعموم هم یکشون رو با تیر زد ونفلش کرد،بقیشون مثل سگ فرار کردن،گوسفندا رو بعدش جمع کردیم وبردیم،بعدا دوباره میگم با گرگا چکارا کردیم.

  113. فرزاد می‌گه:

    من هر وقت میرم صحرا مسلح میرم …یعنی خنجر و چماغ و کابل و…..دم دسترسمه…خیلی خیلی مشتاقم با یک گرگاس روبه روشم تیکه بزرگه گوششو بکنم لت و پارش کنم…….

  114. علی می‌گه:

    مسلح باشید.سلاح گرم و سرد در صورت امکان.حداقل با خود تعدادی ترقه های مخصوص فراری دهنده خرس و —–همراه داشته باشید.سوت با صدای قوی هم خوب است.بهتر است همیشه به گردنتان آویزان باشد.بهرحال حفظ خونسردی و نترسیدن و فرار نکردن بی موقع بعلاوه همرا داشتن وسایل مناسب مثل ترقه کپسولی قوی نجات دهنده است(bear banger

  115. سالار می‌گه:

    سلام من یه پسر ۱۸ساله هستم.دیروز با دوتا از دوستامون تو کوه های یکی از شهرستان های اصفهان بودیم.همه چیز داشت خوب پیش میرفت که یک دفه دیدیم صدای زوزه یه گرگ بلند شد خیلی ترسیده بودیم اصلا نمیدونم چی شد که زمان از دستمون در رفت اون موقع ساعت ۸/۵شب بود ما هم سریع بلند شدیم که وسایل و جمع کنیم و فرار. همین طور که میدوییدیم که از طریق مسیر اصلی فرار کنیم دیدیم که تو اول مسیر دوتا گرگ وایسادن. فکر کنم داشتن بقیه گله شون رو هم خبر میکردن. سریع مسیر رو عوض کردیم و هر سه تامون فلش گوشی هارو روشن کردیم اصلا احتمال نمیدادیم که اونجا گرگ وجود داشته باشه…خلاصه از تپه به سمت پایین دویدیم و به همون مسیر که اولش گرگ ها وایساده بودن رسیدیم و به شهر برگشتیم. فقط خداروشکر که به عقل ما رسید تا فلش گوشی هارو روشن کنیم.. طبق مطلبی که گفتید گرگا از نور میترسن. مرسی بابت مطالب آموزندتون.

  116. محمد می‌گه:

    با سلام و عرض ادب خدمت هموطن های عزیزم. نظرات و پیشنهادات تک تک دوستان جالب و کارامد ب نظر میاد. انشاالله ک هیچوقت مشکلی واسه کسی پیش نیاد… سوای زیبایی و سکوت کوه و جنگل و ارامشی ک داره میتونه برا ادمای سهل انگار خیلی خطرناک باشه… ب عنوان ی ادمی ک اکثرا تمام فصول سال کوه میره اینو خدمتتون عرض کنم ک جوانب احطیات رو در نظر بگیرین… تعدادتون کم نباشه… جاهایی واسه خواب انتخاب کنین ک نزدیک درخت باشه هیزم فراوون تهیه کنین برا شب مخصوصا… کارد کمری همراهتون باشه… اسپری واقعا کارسازه… و اما اگه شرایطشو داشتین سگای درشت واقعا عالین… دیروز از کوه برگشتم سمت ما گرگان چون گوسفند زیاد هست کوه زیاد میرن و این روزا موقع برگشت اکثر گله ها ب پایینه… دوا سگ الابای همراه داشتیم… ساعت ۷ صبح دیدم ی گله داره میاد پایین از قبل صدای سگاشو و فریاد چوپانشو از دور میشنیدم… این دوتا سگ شروع ب واق زدن میکردن وقتی چوپان پیشم رسید گفت اینارو از کجا اوردی من از بالا ک صدای سگاتو ب این کلفتی ک بودن شنیدم گفتم برم زودتر ببینم اینا چقدری هستن ک انقد صداش کلفته…! چوپانی با ۱۲ سال سابقه چوپانی توی کوه و دشت اعتراف میکرد ک اگه امثال سگ تورو داشتم غمم نبود! سگ با سگ فرق داره دیگه الان همه اطلاعات دارن ماشالا میدونن الابای چ نژادیه با چ جثه بزرگی… لاااقل ی زنگ هشداره خوبه… همینکه کنارته هوشیاره میتونه اگاهت کنه خودش دنیا می ارزه… طبیعت دوست ماست ما هم عاشقشیم ولی سوای از این علاقه میتونه دردسر ساز هم باشه ک با بی احتیاطی بدترم میشه….انشاالله دوستان هرجا ک میرن تنشون سلامت باشه و ب خوشی برگردن… فقط احتیاط و احتیاط و احتیاط… یا حق

  117. مجید می‌گه:

    با سلام ممنون از مطلب مفیدتون
    من و پسر عموم هفته گذشته تو منطقه ای نردیک شهرستان زواره استان اصفهان منطقه شکار ممنوع کهیاز بودیم ساعت ۲ بامداد خارج از روستا شب بیخوابه به سرمون زد با موتور از روستا دور شدیم و در یک مزرعه متروکه چایی اتیشی درست کردیم همینکه شعله اتیش کم شد گرگها شروع به زوزه کشیدن کردند واقعا ترسناک بود. اولین کاری که کردیم ریختن هیزم زیاد روی اتیش و برپا کردن اتیش با شعله های زیاد و پر نور بود بعد با صدای بلند فریاد میزدیم که صدای اونها قطع شد بعد از مدتی که صدا ها قطع شد خودمون را جمع و جور کردیم و با دردست گرفتن مشعل با شعله های بلند اومدیم نزدیک موتور و همینطور با اتیش روشن سوار موتور شدیم و فرار کردیم. خیلی خدا رحم کرد البته چوب ذستی محکمی داشتم ولی بعید میدونم حریف میشدیم و من تو فکرم بالا رفتن از درخت بود که خدا را شکر بخیر گذشت. نمیدونم اگه ترقه میتونست کارساز باشه یا گرگها میفهمن الکیه. دوستان نظر بدید ممنونم

  118. محمود می‌گه:

    سلام
    خوب بچه ها منطقه ایی که ما زندگی میکنیم همه نوع حیون وحشی دیدم به جز ببروشیر
    بنده ساکن روستاهای اطراف گرگان درحواشی جنگل گلستانم و سال ۸۵ اینا مورد حمله گرگ ها به صورت گروهی نزدیک بود قرار بگیرم وچون تو جنگل منطقه و کومه خودمون بودم و درختان آشنا بود زود رفتم بالا تا ساعت ها دورمیزدن زیردرخت ولی نجات پیدا کردم.
    داستانی که میگم فراتر از خاطره هست با برادرم و پسرعموهام و…۷نفری بودیم واسه رفتن به آبشار…که نمیتونم اسمشو بگم بعد وسط راه پسرعموم گفت فلانی من پلنگ دیدم و همه خندیدیم سال ۹۱بود بعد رفتیم جلو دیدیم وای پلنگه..همه سکوت کردیم خواستیم دراز بکشیم نبینه مارو چون تپه تپه بود اون قسمت جنگل و ۴۰ متری فاصله داشت ازمون که فامیلمون عقب تر بود بلند اسم یکی از مارو صدا کرد پلنگ مارو دید متاسفانه…
    فقط بگم وقتی دید غرشی کرد انگار زمین لرزید یا صدای اره موتوری توجنگل میداد…
    بعدش عرض۳ ثانیه کمتر رسید بهمون ما همه مثل گرگ گه به گله میزنه پخش و پلا حفظ جان فرارکردیم وقتی بعد چندثانیه برگشتیم دیدم داداشم که کونگ فو کاره قدیمی بوده به اون حمله کرده..با این حال منکه دیدم داره داداشمو زخمی میکنه انگارتوخواب بودم نمیتونستم کاری کنم از ترس زیاد…ولی بهتون میگم داداشم تا ۸ثانیه اینا راحت باهاش درگیر بود وضربه به سرش وارد میکرد با مشت یا با پوتینش ولی به قول داداشم از بس پلنگ‌سرعت و قدرت داشت مافکرمیکردیم داداشم ضربه ایی زده بهش ولی ضربه اونو نمیدیدیم متاسفانه اون روز کف و سرکن های داداشم جر رفتن و بالگدی که زد به پلنگ ولی سرعت زیاد پلنگ دندوناش پوتین و پاهاشو پانچ کرده بودازدوطرف و ازهمه بدترکشکک پاشو شکوند داداشم میگفت انگارباپوتک یکی زد زانومو…خلاصه با تفنگ ۴پاره ازپا دراومد اونم دونفرمون اسلحه داشتیم که پسرعموم جرات کرد تو درگیری ونزدیکش شد زد که به پای داداششم اصابت کرد ولی به خیرگذشت وپلنگ کشته شد..
    فقط بگم پلنگش خیلی درشت بود راحت ۶۰ تا۷۰ کیلو بود..مرده شده اشم ترسناکه..وقتی پلنگ حمله کنه هیچ راهی ندارید مثل گرگ بالای درخت برید یاسروصدا…انگاربگم داداشمو با یه اره موتوری تیکه تیکه داشت میکرد جلوچشام و کاریم ازتون برنمیادچون دست خالی هستین و خداروشکربرای دفاع از جان مجبوربه شلیک شد پسرعموم..
    حرف آخرحتی توجنگل جاهایی که منطقه خودتونه همیشه یه چاقو یااسلحه داشته باشید وقتی تو موقعیتش قراربگیرید پشیمون میشید بنده اونروزهم به خاطر تنبلی وسختی اسلحه نبردم.
    موفق باشید

  119. کاک بهزاد می‌گه:

    سلام بهترین شیوه برای دفاع درمقابل حیوانات وحشی استفاده از وسیله ای محکم برای زدنشان یا ایجاد سروصدای زیاد باانفجار یا هرچیزی که باشه.اگه وسیله ای دفاعی نداشتیددرصورت درگیری فیزیکی باحیوان چیزی به دور دست و ساعد خود بپیچید تا میتوانید به داخل دهان وگلوش فرو کنید اگه بتوانید ازداخل باهرچیزی زخمیش کنید بهتراست.فقط توصیه میشود که نترسید وفرار نکنید باور کنید اگه فرار کنید گربه هم باشه دنبالتون میاد.

  120. مصطفی می‌گه:

    سه باری تو زمستان با گرگ در افتادم مدتی کشید تا دوستانش از راه برسن و یکی از کارهای مهم شش دنگ بودن حواسه تا غافلگیرانه مورد حمله واقع نشوید و اگه دختر همراهتون هست یقینا بدانید که اگه شما هم نترسید او خواهد ترسید و شمارا به فنا خواهد داد چون بینی گرگ خیلی قویه تو زمستان و برای حفظ جان اون دختر میتونید از ابتدا یک قطعه چوب به طول حدودا ۶۰ cm و قطر ۶ الی ۱۰ سانت همراه داشته باشید تا در مواقع لزوم بتونیدجلوی دهن گرگ بگیرید و این رو هم بگم که هیچگاه اون رو پرت نکنید هیچگاه پرت نکنید…. و گرگ حیوان زیباییست در حفظ جان او بکوشیم و بدونیم که ما وارد قلمرو اون شدیم نه اون وارد قلمرو ما! در هر سه بار هم با موفقیت گرگ رو زنده رها کردم هرچند زخم هایی نچندان عمیق برداشته بودم

  121. علی می‌گه:

    سلام من در یکی از روستا های ارومیه زندگی میکنیم من ۲۹سالمه ۴۳تا گوسفند دارم یک روز رفتم کوه پیشم ۴تا سگ عراقی داشتم سال ۹۳بود خیلی سرما بود تو شب شبو تو کوه می گذروندم که ساعت ۱۱ خوابیدم و ساعت ۳ بیدار شدم و دیدم سگ هام دارن به منتقه ای که باغچه بود به اون طرف واق واق میکنند دیدم که گوسفندان به یجا جمع شده بودن و تکون نمیخوردن صدای زوزه گرگ هارو شنیدم بعد یکی پیشه من اومد اونم چوبان بود گفتکه من گوسفندانمو بردم تبیله تو هم ببر من از دور دیدیم برات نگران شدم زود گوسفندارو بردیم که سگ ها به گرگ ها حمله کردند اون چوبان گوسفندارو برد. منم رفتم دنبال سگ ها که با یک گرگ میجنگیدن خیلی وحشت ناک بود به دستم چوب گرفتم و منم گرگ را از دور میزدم که گرگ فرارار کرد منم سگ ها روگرفتم ورفتیم ادم باید قدر سگ هارو بدونه اگه ان ها نبودن گرگ ها به گوسفندان حمله میکرد از ان وقت به سگ هام احمیت زیادی میدم

  122. بابک می‌گه:

    تو روستامون یه مردی هست که گرگ را با کلاه پشمی خودش خفه کرده،منتها از مرگ برگشت گرگ لت وپارش کرده بود

  123. بهزاد می‌گه:

    داستان حمله کردن گرگها به زوّار امام حسین علیه السلام
    مهر ۲۵ام, ۱۳۹۴ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده
    تعدادی از اعرابی که از عراق به ایران آمده بودند و قصد زیارت امام رضا علیه السلام را داشتند را آمدند پیش من.به آنها گفتم آیا خاطره ای از زیارت های پیاده ی امام حسین دارید برای من بگوئید ؟

    یکی از آنها گفت : در ایام زیارتی امام حسین علیه السلام در ماه شعبان (در سالهایی که صدام هنوز به درک واصل نشده بود) قصد زیارت امام حسین را کردیم .

    شبها راه می رفتیم و روزها استراحت می کردیم چون اگر بعثی ها متوجه می شدند ما را تکه تکه می کردند چرا که صدام پیاده روی در زیارت امام حسین علیه السلام را ممنوع کرده بود .

    بهمین خاطر ما هم شبها حرکت می کردیم و روزها استراحت می کردیم .

    هیچ توشه ای هم همراه نداشتیم مبادا این توشه دست و پا گیر باشد

    و اگر مامورین ما را پیدا کردند بتوانیم به راحتی فرار کنیم .

    یک شب در مسیر پیاده روی دیدیم چراغ هایی از دور پیداست .

    از ترس مامورین صدام روی زمین دراز کشیدیم مبادا که مارا دیده باشند .

    کمی صبر کردیم …

    دیدیم ای داد بیداد چراغ ها در حال نزدیکی به ما هستند . با خود گفتیم شاید مارا دیده باشند و شاید هم ندیده باشند . همینطور درازکش روی زمین بودیم تا از ما دور شوند اما هرچه صبر کردیم دیدیم صدای قدمهای آنها نزدیک و نزدیک تر می شود.

    از ترس نفسهایمان در سینه حبس شده بود .

    دیگر نزدیک شده بودند و پنهان شدن فایده ای نداشت .

    سرمان را آوردیم بالا …

    یاللعجب !

    منظره ای وحشتناک ما را وحشت زده کرد .

    آن چراغ ها چشمان گلی ای گرک بودند که در تاریکی با نور مهتاب می درخشیدند و ما فکر می کردیم آنها مامورین صدام هستند .

    وحشت زده از مواجهه با گرگها مانده بودیم چه کنیم .

    فرار کنیم ؟

    بایستیم ؟

    چه کنیم ؟

    مانده بودیم .

    یکی از همراهان ما که بسیار هم ترسیده بود و دست و پایش می لرزید بند شد و ایستاد و از ترس شروع کرد فریاد زدن و جمله را خطاب به گرگها گفت .

    همانطور که فریا میزد گفت :

    ما زوّار امام حسین هستیم ، ایا می خواهید به زائر حسین حمله کنید ؟!

    همین جملات را می گفت و از ترس فریاد می زد .

    این دوست عرب ما می گفت :

    خدا را شاهد می گیرم وقتی این جمله ار دوستمان خطاب به گرگها گفت شنیدم که ولوله ای در میان گله ی پرجمعیت گرگها افتاد سپس راهشان را کج کردند و رفتند و به ما هم متعرض نشدند .

    و ما ماندیم و این کرامت زائر امام حسین !!

  124. هاشمش کن می‌گه:

    سلام. اهل داستان بافی های هندی نیستم. از یه سری مطالب نکته های جالب فهمیدم که بابتشون ممنونم. یه ماجرا شاید جالب برای خودم اتفاق افتاد میگم امیدوارم برای شما هم جالب باشه. چند وقت پیش تو جاده بجنورد به سمت گرگان اواخر جنگل گلستان نزدیکهای غروب زدیم کنار که جاتون خالی جوج بزنیم. یه جایی تو دامنه یه کوه بود کلی خانواده هم نشسته بودن. کم کم هوا تاریک شد و همه رفتن اما ما همچنان با کمال پررویی موندیم و در حال درست کردن چایی و جوجه بودیم یه چراغ قوه نه چندان قوی داشتیم و نور موبایلمون یهو صدایی از اطراف اومد وقتی متوجه شدیم دیدیم حدود بیش از ده تا گراز دورمون جمع شده بودن. خیلی ترسناک بود نزدیک نمیشدن اما با سرو و صدا هم دور نمیشدن آتیش هم اونارو خیلی دور نمیکرد. یه تابلو بزرگ آهنی بود با سنگ میزدیم بهش ولی بازم فاصله نمیگرفتن. تنها راهی که تونستیم یه مقدار دورشون کنیم و بریم سمت ماشینها پرتاب سنگ به سمتشون بود که اونارو تا حدودی میترسوند و فراری میداد اما دوباره بعد چند ثانیه برمیگشتن. تنها و بهتر بگم بهترین راه فاصله گرفتن ازشون و رفتن به جایی امن مثل ماشین یا یه جای بلند. وگرنه درگیر شدن و جا خالی دادن و… بییییییییفایدست. یا علی

  125. هاشمش کن می‌گه:

    یه نکته دیگه که ذهنم رسید اینه که تمامی موارد که دوستان گفتن اگه کارآیی داشته باشه در طول روز و موقعی که شما دید کافی داشته باشید وگر نه در شب شرایط واقعا وحشتناک میشه در خوشبینانه ترین حالت و با چراغ قوه میتونید نوع حیوون رو تشخیص بدید. نه میتونید تعداد و نه نوع آرایش حمله شون رو و نه حتی فاصله دقیقشون رو تخمین بزنید و نه حتی به محیط اطراف دید دارید که بتونید بهترین مسیر رو برای فرار یا پناه انتخاب کنید. و در اکثر مواقع به علت نداشتن دید کافی زمین میخورید که این شرایط رو خیلی بدتر خواهد کرد. انشاالله که برای کسی پیش نیاد.

  126. ممنون از مطالب مفیدی که به اشتراک می گذارید در حوزه ی کوهنوردی سایت خوبی دارید

پاسخ دادن به مجید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال