زندگینامه اعضاءگروه کاسپین

زندگینامه اعضاء گروه کاسپین

آقای حسام برومند

                                                   حسام برومند

2
حسام برومند.متولد۱۳۶۳٫قزوین.متاهل.کارمند.لیسانس کامپیوتر.قبل ازکوهنوردی به ورزش بدنسازی(پرورش اندام)وقایقرانی وکانا پلودرحد حرفه ای مشغول بوده،ولی دراین ورزش ازناحیه کتف دچارآسیب دیدگی میشود ودیگرقادربه ادامه این ورزش نمیشودوتوسط دوستش آقای سعیدمردانی به کاسپین معرفی میگرددواولین صعودش قله خشچال است.درفراخوانی که توسط هلال احمروهیئت کوهنوردی ازورزشکاران برای تشکیل گروه امدادنجات کوهستان میشود،ازبین ۱۵۰نفرشرکت کننده،جزء۲۰نفرانتخاب میشودوبرای گروه امدادنجات درحال آموزش وتمرین هستند.(امدادنجات کوهستان ازسخترین ودشوارترین کارهای کوهستان است).

صعودقله دماوند

صعودقله دماوند

کوه برایش آرامش بخش است.باکوه رفتن ازدنیای روزمرگی جدامیشودودرکوه خودرادرعالم دیگری احساس میکند.درکوه وارتفاع ازاین زندان خارج میشود. سختیهای کوه برایش شیرین است،نیازهای روحی وروانیش درکوه برآورده میشود.قبل ازکوه رفتن نسبت به طبیعت وزندگی فکری محدود وبسته داشت واززمانی که کوهنوردی میکند دیدگاهش به زندگی عوض شده است.صبورتروآرامترشده واززندگیش لذت بیشتری میبرد. وتاجائیکه بتواندبه کوه خواهدرفت.دوست ندارد دررختخواب نفسهای آخررابکشد.میگوید:اتفاقات گذشته برروی ذهن انسانها تاثیرمیگذارد.پدربزرگ ومادربزرگم دررختخواب فوت شدند.باتوجه به اینکه اطرافیان باجان ودل برایشان کارمیکردند،ولی ناراحتی آنها برایم ناخوشایندبود به همین خاطرنمی خواهم دررختخواب بمیرم.

9

به سنگنوردی علاقمنداست،ولی بعلت مشغله کاری نمیتواند زیادبه آن بپردازد.ازکوهنوردی خودراضی نیست.میگوید نمی توانم مستمربه کوه بروم.هروقت برنامه شاخصی باشد،شروع به تمرین میکنم وبعدازبرنامه شاید بعضی مواقع تادوماه به کوه نمی روم واین اصلاخوب نیست.ایراد منفی که بخود میگیرد اینست که:همه چیزراباهم میخواهم. کوهنوردی راماجراجوئی میداند.ورزش میکند تا آماده شودوبه کوه میرودتا ماجراجوئی کند.

5

شیرین ترین قله ای که صعودکرده راصعود دونفره قله دماوند با همسرش میداند.خانواده اش با کوه رفتنش موافق هستند. همسرش خانم ثمره مردانی،فوق لیسانس حقوق واستاددانشگاه آزادهستند وعلاقمند به کوه ودرصعودها همراهیش میکنند.

4

آرزوی تجربه کردن هیمالیا رادارد،اگرتااورست نتوانست برود به بیس کمپ آن هم رضایت دارد. رفاقت را به رقابت ارجح میداندوازاینکه حرفه ایها ازکوه درآمدداشته باشندرامنطقی میداند،بشرط آنکه سودجوئی نکنند وبخاطرپول فقط کارنکنند.وضیعت گروه راخوب ومتوسط ببالا میداند،فقط با شیب ملایمی درحال پیشرفت است.وازاینکه گروه یک گروه غیرانتفاعی است راارزشمند میداند.ولی برای پیشرفت سریعتربایستی به مادیات مقداری توجه شود.بعنوان مثال سرپرستهای برنامه باید تشویق شوند.سرپرستی کاری پرمسئولیت ودرگیرانه ای است.واین بایدبرای افراد جذابیت داشته باشد.اگرمیخواهیم پیشرفت کنیم باید بسمت حرفه ای شدن روی آوریم وبرای افراد شاخص گروه باید هزینه کنیم.تابتوانیم به صعودهای خارج کشورفکرکنیم.

3
افرادتاثیرگذار درکوهنوردیش
آقایان:فرهادشیروانی،محمدمردانی،ضیاءمیرسلامی،علی ساربان،رضاصادقی ودیگربزرگان کاسپین.
صعودهای شاخص
دماوند۳بار(جنوبی)،سیالان،سبلان،علم کوه،اشترانکوه،خط الراس خلنوبه نرگسها،توچال،دناوقلل دیگر
خاطرات
خاطره اول
صعودقله خشچال بعنوان اولین صعودم بود.من که تجربه ورزشهای هوازی رانداشتم،فکرمیکردم که هرچه بیشترعرق کنم ونفسهایم به شماره بیفتد بهتراست،بعدازمقداری طی مسیردچارگرفتگی عضلات شدم وچون حرکتمان هنگام عصربودبه شب خوردیم.گروه ازماجداشد،من واقای مردانی وشیروانی عقب افتادیم.پاهایم بصورت عجیبی قفل شده بود.اقای شیروانی چراغی رابمن نشان دادوگفت:تاآنجا برویم کارتمام است.هرچه میرفتیم به روشنائی نمیرسیدیم.با کمی دقت متوجه شدم آن روشنائی،ماه است که ازپشت کوه معلوم است.روی زمین درازکشیدم وگفتم دیگرنمی توانم بیایم ،من همین جا میخوابم شما موقع برگشتن بیائید ومن راببرید!!!ولی آقافرهادباتجربه ترازاین بود که من راآنجاتنها رهاکند.باهزارسختی ومکافات ساعت۳صبح به محل شب مانی رسیدیم.وفرق بین ورزش هوازی وبی هوازی تا آخرعمردرذهنم باقی ماند.

بعدازصعودخط الراس خلنو

بعدازصعودخط الراس خلنو

خاطره دوم
دریک برنامه ۳روزه صعود خط الراس خلنوبه نرگسها رفته بودیم.شب مانی اول،جای زیادی برای چادرزدن نداشتیم وما که چادرمان ۴نفره بود،مجبورشدیم ادامه مسیردهیم تاجای مناسبی پیداکنیم.ولی هرچه جلوترمی رفتیم جای مناسبی پیدانمیکردیم.وهوا هم داشت تاریک می شد.مجبورشدیم برروی یال چادرمان رابرپا کنیم.دروزش بادشدیدی چادررازدیم.نیمه های شب احساس سرما کردیم ،چشمانم راکه بازکردم دیدم،کاورچادررا بادبرده!!آقای شیروانی گفت:بریم بیرون کاورچادررابکشیم.بادکه خیلی شدیدبود وهواهم سردبود من گفتم:پول کاورهرچقدرباشه من میدم ولی ازچادربیرون نریم!!آقا فرهاد گفت:پولش مسئله ای نیست،فقط تا صبح یخ میزنیم.مجبوربه خروج ازچادرشدیم.وخوشبختانه کاورچادربه میخ چادرگیرکرده بود.دوباره کاورراکشیدیم وخوابیدیم.

6
باآرزوی موفقیت برای حسام عزیزوهمسرمحترمشان

 

نویسنده:

          

۸ دیدگاه

  1. حسین سلیمانی می‌گه:

    درود برشماعزیز همیشه سرفراز وپاینده باشی

  2. آزاده قائمی می‌گه:

    امیدوارم که به آرزوتون برسید هیمالیا نوردی و اورست…

  3. حسام برومند می‌گه:

    ممنون
    با آرزوی موفقیت برای شما و سایر دوستان.

  4. کارگر می‌گه:

    اقای برومند امیدوارم همشیه درتمام مراحل زندگی پیروز موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال