زندگینامه اعضاءگروه کاسپین

زندگینامه اعضاءگروه کاسپین

آقای محمودذولقدر

 

                                                                 محمودذولقدر

8
محمودذولقدر.متولد۱۳۴۸٫تهران.بازنشسته آبگینه.متاهل دارای دوپسر.درحال حاضریک آموزشگاه زبان انگلیسی درتهران داردوبه تدریس زبان نیزمشغول است.قبل ازدوران سربازی به کوه وکوهنوردی فکرمیکند.وازاینکه بعضی هاشبانه به کوه میرفتندبرایش جالب بود.واین کارراکاری سخت ومشکل میدانسته. تااینکه بعدازسربازی درسال۷۲استخدام شرکت آبگینه میشودودرآنجا با آقای علیرضا خواجه وندازکوهنوردان گروه آشنا میشودوبصورت محفلی بادوستان شرکتیش به کوه میرود.ازدوستان آنزمان خودازآقایان”سعیدفانی،ابوالفضل برزگریادمیکند.

علیرضاخواجه وند،محمودذولقدر

علیرضاخواجه وند،محمودذولقدر

اولین صعودش قله میلداراست.ودرسال۷۷موفق به صعودقله شجاع الدین میشود.دردوران دانشجوئی توسط آقای برزگربا زنده یادحسن زرافشان (مدیرگروه سیمرغ)آشنا میشودواولین برنامه اش بااین گروه دریاچه ورشت جاده چالوس است.ازاین ببعد کوهنوردی رادرقالب گروه وبا برنامه ریزی ادامه میدهد.تااینکه باآقایان:دکترجوادی ودکتریوسفی آشنا میشود.(گروه فلات).سبلان،پلنگ چال،توچال،قلعه رودخان ازصعودهایش بااین عزیزان بوده.

دریاچه ورشت

دریاچه ورشت

دراین دوران دچارچالشی درزندگیش میشودواین چالش باعث میشود که مدتی ازکوه فاصله بگیرد.ولی برای اینکه ازفشارهای روانی نجات پیداکند،دوباره به کوه روی می آوردواین یاروفادارکمکش میکندتاازاین بحران موقتی سربلند وموفق بیرون بیائید.اصولاآدم درون گرائی هستم وزیاد درموردمشکلاتم با دیگران صحبت نمیکنم .ومتاسفانه این مسئله باعث تقویت فشارهای روانی میشود.ولی درکوه با فریادهای که برسرش میکشیدم بمقدارریادی تخلیه،و بعدازهرصعودخیلی آرام میشدم.

6

توسط آقای خواجه وند به گروه معرفی میگردد.ودرکنارکوه هرروزبه ورزش صبحگاهی میپردازد.کوه رازندگی معنی میکند،کوه تجربه زندگیست.درکوه بسیاری ازمسائل راتجربه میکنی،صبوری،همزیستی بادیگران،تحمل سختی،خواستن وتوانستن،دراوج ضعیفی آحساس قدرت،اعتماد بنفس.به آیه شریفه “والعصر”استناد میکند که انسانها درخسران وزیان هستند مگرکسانیکه عمل صالح انجام میدهند،ودراین آیه نیزانسانها به صبرسفارش شده اند.

2

کوه تاثیرمثبتی درزندگیش داشته ومعتقداست که باید به ایده آل فکرکنیم تا به نرمال دست بیابیم.شاگرد باید به ۲۰فکرکندتا بتواند۱۵بگیرد.ولی۱۵هم نمره قابل قبولی است.درصعودزمستانی خشچال ازسخن احمدآقامیجوجی یادمیکند که میگوید:که خداکند در۷۰سالگی به شجاع الدین برویم.به رشد معنویش بسیاراهمیت میدهدودوست داردازطریق کوه به تعالی ورشدبرسد.سختیهای که درکوه متحمل میشوی درکمال گرائی موثراست. صعودتمامی قله ها برایش دلنشین وخوب است ولی صعودزمستانی شیرکوه وخشچال رازیادترمی پسندد.

4

به سنگنوردی نیزعلاقمنداست وآنراماجراجوئی میداندولی ماجراجوئی رابرای سن خودش دیرمیداند،ولی اگرایمنی رعایت شود،طالب ماجراجوئی هست. سنگنوردی داخل سالن را بی روح ومصنوعی میداند ولی درداخل طبیعت زنده وپویا است. عاشق صعودهای زمستانی وصعوددرمه وطوفان رادوست دارد.وازصعودکوه پراوکه درشرایط طوفانی انجام شد،یادمیکند. بعلت مشغله زندگی نتوانسته دنبال مدرک برود،ولی آموزش درکوه رابسیارلازم وضروری میداند.هیمالیا رادوست دارد.اگرنتواند قله های بلندش راصعودکند به قله های دیگرش هم رضایت دارد.ودوست داردکه مسیردره آندسم راتجربه کند.

1

ازکوهنوردی استان اطلاعی ندارد ونظری هم نمیدهدواین مصاحبه ها رادرروند دوستیها وجذب افراد موثرمیداند.دراین جلسات که حالت خصوصی دارد بهترمیتوان صحبت کرد. .محیط کاسپین رادوستانه میداند وازاینکه عضوی ازکاسپین است افتخارمیکند .ولی ذکرچندنکته راضروری می بیند.دردرجه اول قانونمند بودن واحترام به قانون،داشتن بیمه ورزشی افراد،اظهارنظرهای مختلف دربرنامها باعث خرابی آن برنامه میشود.ازاشتباه نباید ترسید،چون هراشتباهی یادگیری جدیدی بدنبال دارد.یکنواختی باعث ازهم گسیختگی وپراکنده شدن اعضاء میشود.موافق درآمدشخصی افراداست،بشرط آنکه حداعتدال رعایت شود.اگرهزینه برنامها زیادشودافرادکمتری میتوانندشرکت کنند.درکوه چون رقابت نیست مسئولین کمتربه آن توجه میکنند.ازصعودهای شاخص درصدا وسیما باید گزارش تهیه کرد.جوانها دوست دارنددیده شوند،واین دیده شدن ایجادانگیزه درافرادمیکندوعضوباانگیزه برای گروه مفیدخواهدبود.
صعودهای شاخص
دماوند(غربی)،سبلان،علم کوه،کرکس وخشچال(زمستانی)،یخچال همدان(زمستانی)،پراو،توچال،شیرکوه،مسیرآبگرم سه هزاروقلل دیگر.
                                                                      خاطره
خاطره اول
بابرادرزاده ام به قله مردمی درزمستان رفته بودیم،ازرودخانه که ردشدیم برگشتم ودیدم که برادرزاده ام ازمسیرخارج شده ودرشیب تندی قرارگرفته ودرحال لیزخوردن است.ازروی برفی که یخ زده بود،بطرفش رفتم وخودم هم لیزخوردم وبا سرعت بطرف پایین میرفتم.یادآموزشهای که آقای شیروانی درمورد لیزخوردن روی یخ داده بودافتادم وسریع برگشتم وبافروکردن انگشتان داخل برف ازسقوط خودم جلوگیری کردم.ناخنهایم شکست،ولی متوقف شدم وازآسیب جدیتری جلوگیری شد.وآموزش صحیح درکوه مانع بسیاری ازحوادث میشود.

9
خاطره دوم
مسیرکهنه باغستان رفته بودیم،پیرمردی رادیدیم که مضطرب ونگران این طرف وآنطرف میرودولی چیزی نمیگوید.ماجراراازش سئوال کردیم گفت:خانمم دچارشکستگی قوزک پاشده ونمی تواند راه برود.باچندتکه چوب وچفیه هایمان برانکارد درست کردیم وآن خانم راتاجاده آوردیم وسوارماشین کردیم.بعدها فهمیدیم که آن آقا،آقای پیله ورمسئول اداره ارشاد استان هستند که الان درقیدحیات نیستند.

3
                                      کاسپین ستیغ قله هایت آفتابی باد!!
                         باآرزوی موفقیت برای ایشان وحضوربیشترشان درگروه

نویسنده:

          

یک دیدگاه

  1. کارگر می‌گه:

    اقای ذالقدر باوقار وخواستنی امیدارم در تمام مراحل زندگی شاد پیروز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال