زندگینامه اعضاء گروه کاسپین

زندگینامه اعضاء گروه کاسپین

آقای اکبراسکندری

                                                  اکبراسکندری

2
اکبراسکندری.متولد۱۳۳۴٫قزوین.متاهل دارای دوپسردودختردونوه.بازنشسته تامین اجتماعی.دیپلم ریاضی.کوهنوردی رابصورت طبیعت گردی ازسال۷۰شروع میکندودرسال۷۲اولین قله ای که صعودمیکند شجاع الدین است.وبجزاین با قله دیگری اشنا نبوده.معمولا بدون کوله وآّب وغذا به کوه میرفته.روزی روی قله شجاع الدین یک کوهنورد بهش آب میدهد وتازه متوجه میشود که بدون آب وغذا نباید به کوه برود!!

4

باآقای احمد خانبانها آشنا میشود وتصمیم میگیرند به قلعه حسن صباح رفته وازانجا به شمال بروند.بعدازرسیدن به قلعه متوجه میشوند طی این مسیربرایشان امکان پذیرنیست.درسال۸۹باآقای اکبرکارگراشنا میشوند وتوسط ایشان وارد گروه کاسپین میشوند.اولین قله ای که صعودمیکند قله سوری است.درکنارکوهنوردی به دوچرخه سواری ،دونیزمشغول است.مسئولیت دفترباشگاه تیراندازی با تفنگ بادی ورزشگاه الغدیررابعهده دارد ولی زیاددست به قبضه نمیبرد.

1

کوه باعث آرامشش میشود بطوریکه اگرهفته ای نتواند به کوه برود سراسرهفته کلافه است واحساس میکند چیزی راگم کرده است.کوه باتمام سختیها برایش آرامبخش است.وکوه رامظهراستقامت وپایداری وآیات خداوند میداند.وتا جائیکه مزاحم دیگران نشودبه کوه خواهدرفت.
صعود تمامی قله ها برایش شیرین است وهیچ فرقی بین قله ها نمی بیند.زیاداهل ماجراجوئی نیست ولی کوهنوردی حرفه ای راماجراجوئی میداند.وآماتورها نباید درکوه بفکردرآمد وپول باشند.توصیه اش به جوانها اینست که باافراد باتجربه وگروه به کوه بروند.درهرکاری آموزش ببینند وبعد وارد آن کارشوند.

9
همچنین آرزوداردتاپایان عمرش بتواند به کوه برود.شادی راکه ازکوه بدست می آورد سرتاسرهفته درزندگیش تاثیرگذاراست.(درکوه خندهای طولانیش دربین اعضاء گروه معروف است).کوه رارفاقت میداند،ورزشهای رقابتی رادوست ندارد. به شعارمعروف کوه قویترین فرد به پای ضعیفترین پایبند است. خانواده اش اول کاری به کوهنوردیش نداشتند ولی الان بهش گیر میدهند ومیگویند مارا هم باید ببری.ازکوهنوردی وکارگروه راضی است وامیدوارست که اختلاف سلیقه ها باعث پراکندگی گروه نشود.

6
افرادتاثیرگذاردرکوهنوردیش
آقایان:فرهادشیروانی،اکبرکارگر،امیرحسین تسنیمی
صعودهای شاخص
دماوند(غربی)،علم کوه،دنا،سیالان،سبلان،شیرکوه،زردکوه،توچال،پلنگ چال ودیگرقلل.

8
                                                       خاطره
خاطره اول
اولین برنامه ای که با گروه رفته بودیم قله سوری بود.دربرگشت ازقله ته کفشم درآمد با بندی که داشتم آنرابستم وبا آقای خانبانها پشت سریکی ازافرادتندروی گروه بطرف پائین حرکت کردیم.وازگروه جدا شدیم.ما که نمی توانستیم بپای اون راه برویم ازش عقب ماندیم وراه راگم کردیم ونمیدانستیم ازکجا باید برویم.آقای خانبان همیشه یک سوت همراه خوددارد.شروع به سوت زدن کرد وبعدازمدت کوتاهی افراد گروه متوجه صدای سوت شدند وبطرفمان آمدند وازسردرگمی نجات پیدا کردیم.

7
خاطره دوم
گروه صعود قله سبلان در۱۴و۱۵خردادراداشت.ازپناهگاه تا خودقله برف زیادی نشسته بود.وانعکاس نورآفتاب بسیارشدید بود.متاسفانه بعضی ازدوستان عینک خودرابرداشتند وبدون اینکه متوجه شوند دچاربرف کوری شدند.وبعدازپائین آمدن اکثردوستان دچاردرد شدید چشم شدند.وبا گرفتن قطره چشمی ازداروخانه اکثرا بهبود یافتند.

3
                            باآرزوی موفقیت برای مردخوش خنده کاسپین

نویسنده:

          

یک دیدگاه

  1. آزاده قائمی می‌گه:

    تندرست و همیشه در اوج باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال