زندگینامه اعضاء گروه کاسپین

زندگینامه اعضاءگروه کاسپین

آقای سیدحسین سکاکی
                                             سید حسین سکاکی

8
سید حسین سکاکی.متولد۱۳۳۸٫قزوین.متاهل دارای دودختر.بازاری.دیپلم.جزء هیئت موسس گروه وازبنیانگذاران ودردورهای قبل عضوهیئت مدیره بوده.دردوران دبیرستان کوه رابصورت محفلی بادوستان آغازمیکند.قبل ارسال۷۰باآقای نصرالله جوادی موفق به صعودقله سبلان میشود.

3

ودرمسیرآبگرم سه هزارتوسط آقای مرتضی حسینی بافرهادشیروانی آشنا میشودواین آشنائی تبدیل به دوستی بسیارعمیقی میشود،وهمچنان این دوستی ادامه دارد.وسرفصل تازه ای درزندگی کوهنوردیش آغازمیشود.درآن سالهادرکارگاه آقافرهاد دوریکدیگرجمع میشدیم وازهمان سالها فکرتاسیس یک گروه کوهنوردی شکل میگیرد ودربرنامه صعودقله زردکوه این تصمیم جدی میشود.

فرهادشیروانی،حمیدحاج بابائی،حسین سکاکی

فرهادشیروانی،حمیدحاج بابائی،حسین سکاکی

درکنارکوه ،فوتبال رادرحدباشگاه داری نیزانجام میدهد.درسال۸۹تیم شهاب قزوین راتشکیل میدهد.این تیم حدود۱۰۰نفرعضودررده نوجوانان،جوانان،بزرگسالان داشته ولی بعلت مشغله کاری قادربه ادامه کارنبوده وپرسپولیسی متعصبی است.

4

آمادگی جسمانی رازیرنظرآقای خانلری تمرین میکند.

9

کوه رافقط عشق به طبیعت میداند.کوهنورد حس خواستن وتوانستن راتجربه میکند.کوه همه زندگیش است،کوه خیلی چیزها بمایادمیدهد.حوصله،فرهنگ،آداب اجتماعی،دوستی،رفاقت،ودریک کلام بزرگی را. درکوه قماروجودندارد.چه به قله برسی وچه نرسی.درهردوحالت پیروز هستی. درورزشهای دیگرقماروجوددارد.ورزشکاری سالیان زیادی تمرین میکند،ولی دریک مسابقه اگرنتواند پیروزشودهمه زحماتش به بادمیرود ودرقمارورزش بازنده میشود.حریفش بایدشکست بخوردتا اوپیروزشودوخوشحالیش،مساویست باناراحتی وگریه حریف.ولی درکوه اینچنین نیست همنوردت کمک میکند که توهم به قله برسی،کوله ات راحمل میکند،آب وغذایش رابا تو تقسیم میکندوموقعی خوشحال میشود که همه بتوانندقله راصعودکنند.

5

رقابت درکوه خوب نیست وهرچه هست رفاقت است وبس.ازکشتن حیوانات حتی یک مورچه بیزاراست.وازاینکه فدراسیون ،کوهنوردی راماجراجوئی میداند،نه ورزش شاکی است وآرزودارد که روزی به چشم ورزش به آن نگاه کنند.صعودتمامی قله ها برایش شیرین است وفقط صعودقله دماوند ازهمه خاطره انگیزتربوده. کوه پیری ندارد وتاجائیکه بدنش اجازه دهدبه کوه خواهدرفت.خانواده اش باکوه رفتنش موافق هستند،ولی درمقطعی زیاده روی میکند وصدایشان رادرمی آورد.ولی وقتی کسل شدن وبداخلاق شدنش رامی بینند دوباره تشویق به کوه میکنند.

ابوالفضل حاج محمدی،زنده یادنبی کرمی،حسین سکاکی

ابوالفضل حاج محمدی،زنده یادنبی کرمی،حسین سکاکی

گروه برای صعودقله دنا رفته بودومن بخاطرعمل کیسه صفراء نتوانستم بروم.روی قله آقای حسینی بامن تماس گرفت وگوشی رابه آقای حاج محمدی وشیروانی دادوصعودقله رابه آنان تبریک گفتم وبعدازقطع کردن ،گریه کردم وبه خانواده ام گفتم :من دیگرنمی توانم به کوه بروم.آنها هم بامن گریه کردندودلداریم دادند.ودربرنامه بعدی که قله زردکوه بود،باتشویق خانواده وکمکهای خدابیامرزنبی کرمی وفرهاد توانستم قله راصعودکنم.

6

ازکوهنوردی خودراضی نیست،چون دیرشروع کرده ودوست داشت که بهترازاین باشد. ازوضیعت کوهنوردی استان تاحدودی رضایت داردولی آنرا کافی نمیداند وتوقع پیشرفت بیشتری رادارد.مسئولین نسبت به سابق باسوادتروعلمی ترشده اند،پس زمینه کوهنوردی راخراب میداند وامیدواراست که بهترشود.استخوان بندی گروه را محکم وخوب میداندوازاینکه جوانترها به کوه روی نمی آوردند نباید زیاد نگران باشیم.جوان فعلی دوست داردکه دیده شود،یک کوهنورد چندین برابریک ورزشکاردیگرزحمت میکشد وهزینه میکند ولی یک صدم آنهم دیده نمیشود.درکوه باید عاشق باشی ،کوه آدم غیرعاشق راپس میزند.ولی جوانی که باقی میماند ارزشمند وقابل ستایش است.

10

علت اینکه مسن ترها بیشتربه کوه علاقمند هستندرا ترس ازسکته میداند.ودوست دارند که کوه آنان راجوان نگه دارد. وبا کوه رفتن مداوم به جوانی خواهندرسید.درآمدبرای گروه رالازم میداند ،ولی مخالف درآمدشخصی است.مگرآنهای که حرفه ای کارمیکنندودرآمددیگری ندارند(درحد معقول).آینده گروه راخوب ومثبت می بیندبشرط آنکه پشت یکدیگرباشند وبا هم متحد وهمزبان باشند.به مدیریت زیادعلاقه ای نداردومعتقداست که مدیریت علم وآگاهی میخواهد وبیشتردوست داردخدمتگذارباشد تا رئیس.آرزوئی نمیکند که نتواند به آن برسد،فقط آرزودارد که یکی ازاعضاء گروه جزءفدراسیون جهانی باشد.ونسل به نسل کاسپین بگردد وسالیان درازفعالیت داشته باشد.واعضاء برای پیشرفت بایددانش علمی وفرهنگی خودرابالاببرند.

2
افرداتاثیرگذاردرکوهنوردیش
آقایان:فرهادشیروانی،علی ساربانها،ابوالفضل حاج محمدی،ضیاء میرسلامی،رضاسرایدری،رضا ملک زاده ودیگربزرکان کاسپین
صعودهای شاخص
دماوند(غربی،جنوبی،شمالی)،سیالان،سبلان،اشترانکوه،زردکوه،تفتان،سفیدقطور،خشچال،شاه البرز،شیرکوه،تزرجان،علم کوه ازسیاه سنگها وقلل دیگر.
                                                                خاطره
خاطره اول
صعودقله علم کوه ازسیاه سنگها رفته بودیم.حدودهای غروب آفتاب باخدابیامرزنبی کرمی به پناهگاه رسیدیم.داخل پناهگاه دوکوهنورد خانم اهل جمهوری چک درحال استراحت بودندوحجاب زیاد مناسبی نداشتند.(برای آنها عادی بود).من ونبی وضو گرفتیم وپشت به آن دوخانم به نمازایستادیم.بعدازنمازآن دونفربا مترجم خودصحبت کردند وشروع کردند به لباس پوشیدن وچیزهای دردفترخاطراتشان نوشتند.ماجرا را ازمترجم جویا شدم.مترجم گفت:ازمن سئوال کردندکه این دونفرچکارمیکنند،من هم گفتم که انها نمازمیخوانندوبه عقاید شمااحترام گذاشته ولباس پوشیدندودردفتر خودنوشتند که:دوکوهنورد ایرانی بعدازصعودقله خسته برگشتند وبجای استراحت ،مشغول رازونیازباخدای خودشدند،واین مسئله برایشان خیلی جالب بود.
خاطره دوم
بعدازصعودقله دماوند که اولین باربودبرروی بلندترین نقطه ایران می ایستادم،سجده شکربجاآوردم که خداوند عنایتی کردتابتوانم چنین کاری راانجام دهم.وجمله ای رافرهاد برایم گفت که سالها درذهن وخاطرم باقی مانده است:دراوج ایستادن همیشه پایدارنیست وباید بپذیری که بایدبه پائین برگردی،وهرصعودی،فرودی دارد.

7
                             جمله وتوصیه حاج حسین برای یک کوهنورد
                قبل ازگرسنگی غذا،قبل ازتشنگی آب،قبل ازخستگی استراحت.
                         باامیدآرزوی موفقیت برای مردخوش قلب کاسپین

نویسنده:

          

۶ دیدگاه

  1. آزاده قائمی می‌گه:

    آقای سکاکی بزرگ مرد کاسپین که همیشه ما رو با شوخیها و حرفهای زیباشون شاد میکنن،و همیشه خنده بر لب دارند،شادی و زنده دلیتون مستدام باد.

  2. website offline می‌گه:

    حاج حسین آقا : مردی با وقار از جنس باغ است و بهار . ناز نگاه و شوخ طبعی او نشانه ای از کوزه وجود اوست . پس از کوزه همان تراود که در اوست . اگر من نخستین انسان این کره خاکی بودم برای گفتن از عشق لب های اورا به دیوار نقاشی میکردم … و برای گفتن محبت دستان اورا …. و برای زیبایی قلب مهربانش را …. تورا دوست دارم که از دیار سرخپوشانی و نیم نگاهی بر قوی سپید داری !! دستانت را به من بده تا پلی از گیلان محبوبم برایت به تصویر کشم و بر بلندای آن بنگارم : من درد مشترکم مرا فریاد کن . همواره گامهایت طنین انداز عشق و بردباری و جمع عاشقانه ات پر از شادی و سرور

  3. ابراهیم برزگر می‌گه:

    حاج حسین آقا : مردی با وقار از جنس باغ است و بهار . ناز نگاه و شوخ طبعی او نشانه ای از کوزه وجود اوست . پس از کوزه همان تراود که در اوست . اگر من نخستین انسان این کره خاکی بودم برای گفتن از عشق لب های اورا به دیوار نقاشی میکردم … و برای گفتن محبت دستان اورا …. و برای زیبایی قلب مهربانش را …. تورا دوست دارم که از دیار سرخپوشانی و نیم نگاهی بر قوی سپید داری !! دستانت را به من بده تا پلی از گیلان محبوبم برایت به تصویر کشم و بر بلندای آن بنگارم : من درد مشترکم مرا فریاد کن . همواره گامهایت طنین انداز عشق و بردباری و جمع عاشقانه ات پر از شادی و سرور

  4. امیر حسین تسنیمی می‌گه:

    آقای حاج حسین سکاکی از بزرگانی است که که واقعیتهای گروه را مطرح میکنه آن هم با زبانی ساده و صریح همیشه پیروز باشید

  5. حسین سلیمانی می‌گه:

    درود بر حاج حسین خودمون همیشه سربلندوپیروز باشید فقط حاجی خاطره برنامه پررو رو میگفتی تا مابدونیم بالاخره قضیه چی بود؟هنوز حاج محمدی میگه شما بودی

  6. رضا خوینی ها می‌گه:

    با سلام خسته نباشی پهلوان آن معجون سیاه سنگها فراموشم نمیشودبا گذشت بعد از ۱۵ سال همیشه موفق وپیروز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال