زندگینامه اعضاء گروه کاسپین

زندگینامه اعضاء گروه کاسپین

آقای کامران داودی

 

                                                                         کامران داودی

کامران داودی،متولد۱۳۳۷،بیجار،متاهل،فوق دیپلم تربیت بدنی،دبیربازنشسته ورزش،دارای یک دخترو یک پسر.

photo_2016-12-18_21-13-27

ورزش را ازسن کودکی درکنارعمو ودائیش با کوهنوردی وژیمناستیک آغازمیکند.پدرشان کارمندبانک رفاه بودند.درسال ۴۶به قزوین منتقل میشوند.وورزش را ازسن ۱۰سالگی با ژیمناستیک ادامه میدهد.اسکی وکشتی کج(البته نمایشی که توسط مربی ژیمناستیکش آقای شیوائی تمرین میشده)را درکنارژیمناستیک انجام میداده.ازافراد آن دوران ازآقایان علی ساربان(ازموسسین گروه)،بهشتیان و سمعیی فر،یادمیکند.همچنین دروازه بان تیم فوتبال مدرسه شان هم بوده.دارای چندین مقام کشوری درژیمناستیک میشود.

 

photo_2016-12-18_21-16-15

بعدازانقلاب به کارمربیگری مشغول میشود.موفق به اخذ مربیگری درجه۱میشود.ازداوران بین المللی ازسال۶۲میباشد.درمسابقات جهانی سال۶۸درکشورآلمان بعنوان داورنمونه انتخاب میشود.همچنین چندین تورنمنت جهانی ازقبیل مسابقات جوانان دریونان سال۸۵،مسابقات کشورارمنستان درسال۸۰،ومسابقات درکشوررومانی را داوری کرده.درحال حاضرمدرس داوری ومربیگری،دبیرهیئت ژیمناستیک استان،رئیس کمیته داوران کشورمیباشند.وضیعت ژیمناستیک استان را خوب میداند.وچندین عضوتیم ملی دارد.ازشاگردانش آقایان:حسین باجیوند،منوچهرکاکاوند،حامدناصری،دادجووتقی پوریادمیکند.

photo_2016-12-18_21-14-13

بعلت آشنائی با براداران شجاعی ،آقای سمعیی فروهاشمیان،درکنارژیمناستیک به کوهنوردی هم میپرداخته.اولین دیواره سنگنوردی درقزوین درسالن شهیدگرامی توسط آقای شجاعی دایرمیشود.وبصورت محفلی با این عزیزان به کوه میرفته.قله میلدار،کافرمیدان،خشچال را درسال ۶۲صعودمیکند.درکنارکوه،سنگنوردی درسنگ سوری را هم تجربه کرده.تمامی خانواده اش اهل ورزش هستند.پسرش مربی بدنسازی است.دخترش خانم مژگان داودی ازبانوان کوهنورد گروه هستند.داماد گرامیش آقای حمید کیائی از کوهنوردان علاقمندو پر شورکاسپین هستند.خانمش نیز علاقمند به طبیعت وکوهنوردی هستند ودر صعودهای یک روزه ایشان را همراهی میکند.

photo_2016-12-18_21-14-31

آنزمان که به کهنه باغستان میرفتیم،بعلت خلوت بودن مسیرترسناک بود.وهیچوقت تنهائی این مسیره ها راصعودنمیکردیم.ازطریق آقای محمدرضا کبابیان با کاسپین آشنا میشودوفعالیت خودرا باگروه شروع میکند.

photo_2016-12-18_21-16-55

کوه وطبیعت را به دامان مادرتشبیه میکند.همانطورکه بچه دردامن مادرآرام میگیردوبه آرامش میرسد،انسان نیزدرطبیعت به آرامش وسکون میرسد.درکوه که هستیم ازتمام ساعات لذت میبری.حتی ازآفتاب سوزناک آن خسته نمیشوی.بهترین لحظات زندگیش را درکوه میداندوتا روزه ها شارژوسرحال است.باید با عشق وعلاقه به کوه برویم.وقتی با عشق وعلاقه به کوه میروی ازصدمات ناشی ازکوه جلوگیری میشود.رسیدن به عشق موجب رضایت خاطرمیشود.پاکی وصداقت را درکوه بهتردرک میکنی.مستقل وبه خودمتکی بودن رادرکوه یادمیگیری،وابسته بودن ازبین میرود.وتوان به مرورزیادمیشود.به همین خاطر شاگردان ژیمناستیکش را به رفتن کوه تشویق میکند.ازلطف ونعمت خداوندباید استفاده کردوبه تکامل وانسانیت رسید.همانطورکه تمامی پیامبران یا درطبیعت به وحی رسیدندویا کاری مرتبط با طبیعت داشتند.

photo_2016-12-18_21-12-18

کوه رارفاقت میداند.رقابت ،صلابت وبزرگی راازبین میبرد.کوه را بیشترورزش میداند.ودیدن مسیرهای جدید ونو برایش نوعی ماجراجوئیست.درآمدزائی ازکوه اگرمورد سوءاستفاده قرارنگیرد،اشکال ندارد.ولی کلامعتقداست که کوه را بعنوان حرفه نباید دنبال کنیم.شیرینترین قله ای که صعودکرده قله آزادکوه ودیدن دشت کمانکوه میداند.دوست داردکه روزی برقله دماوند،بلندترین نقطه ایران بایستد.ونیم نگاهی به صعودهای خارج کشوردارد.کاسپین راگروهی خوب وفنی میداند.افراد خاک خورده واخلاق مداری درآن وجود دارند.واگرروزی مدیرگروه شودبه امرآموزش وبیمه بسیاراهمیت میدهد.ازکوهنوردی خودراضی است وبه جوانها توصیه میکندکه با عشق وعلاقه به کوه بروند.ونگاه مثبت به طبیعت داشته باشند.

photo_2016-12-18_21-15-27

افرادتاثیرگذاردر کارش

آقایان:فرهادشیروانی،علی ساربان،ابوالفضل واحمدمیجوجی ومیرسلامی.ودیگربزرگان گروه.

صعودهای شاخص

آزادکوه،کمانکوه،نهراب،خشچال،شجاع الدین پیمایش دره کمجل ودیگرقلل.

photo_2016-12-18_21-12-37

                                                                          خاطرات

خاطره اول

تازه با کارسنگنوردی آشنائی پیدا کرده بودم.روزی هارنس وطنابی تهیه کردیم .با آقای گرامی وسمیعی فر،برای تمرین فرود به ایوان نیاق رفتیم.ما حتی پوشیدن هارنس رو هم بلدنبودیم.بعداز مقداری سر کله زدن هارنس رو پوشیدیم وطناب رو به خودمان گره زدیم وشروع به فرود رفتن کردیم.در یک شیب منفی دست من زیر طناب رفت وزخمی شد.بعدها که با کارسنگ بیشترآشنا شدم،متوجه شدم که چه کارخطرناکی انجام دادیم ،که خوشبختانه به خیری گذشت.

خاطره دوم

با آقای شجاعی برای تمرین سنگ به سنگ سوری رفته بودیم.برای استراحت نشسته بودم که یک چیزی روی دستم ریخت.نگاه کردم دیدم که عسله.اقای شجاعی گارگاهی زدند و کندوی عسل رو پائین آوردند.واین بهترین عسلی بود که درتمام عمرم خوردم.

                                     بسیارسفربایدتا پخته شودخامی

                                                                                          صوفی نشود صافی تا سرنکشد جامی

photo_2016-12-18_21-11-27

                                                                   باآرزوی موفقیت وسلامتی برایشان.

نویسنده:

          

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال