گزارش صعودگرده آلمانها

صعود گرده آلمانها

نفرات شرکت کننده:

خانم آزاده قائمی

آقایان:احمدمیجوجی،مهدی مسعودی نژاد

زمان اجرا:مرداد۹۵


                                                گزارش صعود به گرده آلمانها به قلم خانم آزاده قائمی

 

photo_2016-08-17_22-19-19

روزاول
ساعت ۱:۲۵بامدادچهارشنبه مورخ۹۵٫۵٫۲۰ به همراه آقایان احمد و ابوالفضل میجوجی و مهدی مسعودی نژاد و خانمها فاطمه قاضی و مهری رحیم زاده و من😊از اتوبان قزوین-کرج به سمت چالوس به راه افتادیم،

photo_2016-09-03_21-34-02

ساعت ۸به قرارگاه ونداربن رسیدیم بعد از فرستادن بارها با قاطر ساعت ۸:۵۰ به سمت سرچال به راه افتادیم،ساعت ۱۰:۵۰کنارکشتی سنگی رسیده وچند دقیقه ای استراحت کرده وازکنار تابلویی که روی آن نوشته شده بود دره اسپد وسرچال گذشته و به راه خود ادامه داده،با پشت سرگذاشتن سربالایهای نسبتا تند به  لیزانک رسیدیم. در سمت چپ خود دو آبشار کوچک که از دل کوه جاری بود  به چشم میخورد.  یک ساعت بعدبه پناهگاه سرچال در ساعت ۱۴:۱۵ رسیدیم .بعد از کمی استراحت صرف ناهار به سمت علم چال به راه افتادیم.

photo_2016-08-17_22-05-46

 

مسیر سرچال به علم چال مسیری بود سنگی که بعضی ازقسمتهای آن شامل تخته سنگهای بزرگی می شد،ساعت ۱۸:۱۵به علم چال محل استقرار چادرها رسیدیم،چادرهاو وسایل سنگین که توسط قاطرها زودتراز ما رسیده بودبه علم چال وبچه های عزیز زحمت کشیده بودن و چادرها رو برپا کرده بودن ما اندکی خوابیدیم وبعد شامی خورده وبا همنوردان گپی زده و رفتیم داخل چادرها برای استراحت .

علم چال

علم چال

روزدوم

پنج شنبه رو درعلم چال استراحت کرده و فرشاد و هم طنابش جلیل رو که صبح خیلی زود رفته بودن دیواره با دوربین رصدکرده وبرای آنها آرزوی موفقیت میکردیم و مرتضی و مجید هم طنابش هم آماده میشدن که برن برای ثابت گذاری در دیواره برای صعود و گشایش مسیر جدید در دیواره شمالی علم کوه در روز جمعه.روز پنج شنبه مابا استراحت و لذت بردن از تکاپوی بقیه همنوردان که هر گروه و تیمی روی یکی از مسیرها تلاش میکرد سپری شد. شب فرا رسیدوما برای فردا آماده میشدیم.

 

گرده ودیواره شمالی علم کوه

گرده ودیواره شمالی علم کو

روزسوم

ساعت۴:۳۰صبح جمعه بهمراه آقای احمد میجوجی و آقای مسعودی نژاد به سمت گرده به راه افتادیم،(مرتضی نوروزی و مجید حسنی نیز در دیواره سمت چپ ما مشغول کاری بزرگ در دیواره علم کوه بودن آنها کار خود را ساعت ۳صبح شروع کرده بودن گشایش مسیری جدید و بدون رول کوبی در دیواره شمالی).

برای رسیدن پای کارباید مسافتی را کوهپیمایی میکردیم و از دامنه شانه کوه که قسمتهایی از آن ریزشی و قسمتهایی شن اسکی بود می گذشتیم ساعت ۶صبح رسیدیم به قسمتی که به آن هفتی میگفتن و در مقابل ما خورشید هم در حال طلوع کردن بود که منظره بسیار زیباودیدنی بود.

photo_2016-08-17_22-17-43

(وقتی مسیر طی شده در پشت سر خود را نظاره میکردیم متوجه شدیم که تیمهایی هم در حال صعود به گرده هستند،که فاصله زیادی با ما داشتن) کار فنی ما از آنجا شروع میشد ما بعداز خوردن اندکی صبحانه آماده صعود شدیم که مسیرهای اول گرده رو بدون طناب طی کردیم،بعد از رسیدن به دو رکابی که در آنجا طناب ثابت هم کار گذاشته شده بودو ما برای اطمینان از طناب خودمون هم استفاده کردیم و شروع به صعود نمودیم.

بالای دو رکابی

بالای دو رکابی

مسیر بعدی سه رکابی بودو در روی دیواره پله رکابهای فلزی قرار داده بودن مسیرها رو یکی یکی پشت سر گذاشتیم بعضی قسمتها دیواره صاف با اندکی شکاف در دیواره ودر یکی از دیواره ها که قبل از سنگ سماور بود روی دیواره لایه ای ضخیم از یخ وجود داشت که امکان اینکه پا بذاری و صعود کنی وجود نداشت طناب ثابتی در آنجا وجود داشت که سر طناب ما، آقای مسعودی نژاد با استفاده از آن صعود کرد و بعد از زدن کارگاه من رو حمایت کرد که صعود کنم ومن اون قسمت یخ رو با استفاده از یومار رد کردم و بعد از رسیدن به کارگاه و زدن خود حمایت نوبت به صعود آقای میجوجی رسید و ایشون هم با موفقیت صعود کردن و پیش ما رسیدن بعد از این مسیر ما یه مسیرکوتاه و آسانی رو که تراورسی بود طی کرده ودرساعت ۱۱به سنگ سماور رسیدیم .

سه رکابی

سه رکابی

من بادیدن این سنگ خارق العاده اشک در چشمانم جمع شد چون چند هفته قبل از آن من عکس اون رو تو تلگرام دیده بودم و در دل خود میگفتم خدایا من کی میتونم به گرده بروم و در کنار این سنگ بایستم،سپاسگذارم اول از خدا و بعد از مربیان مهربان و دلسوزم احمد آقا و آقا مهدی که منو به یکی از آرزوهام رسوندن.

 

یک طول قبل ازسنگ سماور

یک طول قبل ازسنگ سماور

بعد از گرفتن عکس و استراحت به صعود خود ادامه دادیم،دو طول دیگر تامقصد مانده بود یک طول دیگر که طی شد برای صعود آخرین طول سرطناب و ته طناب عوض شد و احمد آقا سرطناب صعود کرد و بعد آقا مهدی و در آخر من که ته طناب باید صعود میکردم وآنها ساعت ۱۲:۳۵ از گرده آلمانها در آمدند و باموفقیت آنرا صعود نمودند .

 

سنگ سماور

سنگ سماور

و در آخرنوبت من رسید که باید صعودمیکردم و یکی از ابزارها که در دل شکاف برای
ثابت ماندن طناب قرارداده بودن رو باید بیرون میکشیدم این ابزار فرند نام داشت ودر دل شکاف جا خوش کرده بودو من موفق به بیرون کشیدن آن نشدم و نیم ساعتی تلاش کردم تا اینکه آقا مهدی فرود آمدن و با تلاشی که کردن موفق شدن ابزار رو بیرون بکشن و دوباره برگردن بالا و بعد از ایشون من صعود کردم و ساعت۱۳:۳۰گرده رو با موفقیت بیرون اومدم و بعد از کمی استراحت خوردن اندکی تنقلات به سمت قله به راه افتادیم .

 

طول آخرگرده

طول آخرگرده

نیم ساعت بعد به قله علم کوه رسیدیم .

علم کوه

علم کوه

و بعد از گرفتن عکس و سپاسگذاری از خدای کوهستان به سمت سیاه سنگها به راه افتادیم و ساعت ۱۵:۳۰به جانپناه سیاه سنگها رسیده و بعد از استراحت ساعت۱۵:۴۵به راه خود ادامه داده وبعد از گذروندن مسیرهای سنگی که هر آن امکان داشت سنگ از زیر پایت در برود وقسمتهایی که سیم بوکسل کشیده شده بود و باید از آنها کمک میگرفتی تا از صخره های سیاه سنگها عبور کنی و در آخر باید از شیبی که شن اسکی بود فرود بیایی تا به یخچالی که منتهی به علم چال میشد برسی،گذشتیم ساعت ۱۸:۰۵ به یخچال رسیدیم و تا چادرها نیم ساعتی هم پیمایش کردیم وبعد از رسیدن به چادرها و استقبال گرم دوستان وهمنوردانم باورم شد که من بالاخره موفق شدم.

جانپناه سیاه سنگها

جانپناه سیاه سنگها

شب را همانجا استراحت کرده(متوجه شدیم تیمهایی که بعد از ما صعود میکردن به خاطر تعداد زیاد افراد و ترافیک در گرده به تاریکی خورده وساعت ۲۲ به علم چال رسیده بودند) و روز شنبه بعد از خوردن ناهار و جمع کردن وسایل و فرستادن وسایل سنگین با قاطر ساعت ۱۲:۳۰به سمت سرچال به راه افتادیم و ساعت ۱۵به پناهگاه سرچال رسیده وشب را در آنجا استراحت کردیم. که یکی دوساعت بعدش مرتضی و مجیدهم به ما اضافه شدند و بعد از خوردن شام واستراحت خوابیدیم .

روزچهارم

صبح روز یکشنبه ساعت ۷:۱۵ از پناهگاه سرچال به سمت ونداربن به راه افتادیم و ساعت ۹:۳۵رسیدیم کنار کشتی سنگی و کمی آنجا استراحت کردیم،ساعت ۱۱:۱۵رسیدیم به قرارگاه ونداربن،بعد از استراحت و رسیدن ماشین ساعت ۱۲:۴۵از جاده چالوس به سمت قزوین به راه افتادیم که توقفی برای صرف آش داشته که مهمان خانم رحیم زاده بودیم و ساعت ۲۰:۴۵ وارد قزوین شدیم.

photo_2016-08-17_22-17-15

درانتهاذکرچندنکته حائزاهمیت است:
اول از خدا سپاسگذارم وبعد از آقای سلیمانی مدیر محترم گروه وتمام پیشکسوتان کاسپین که همه جوره برای جوانان گروه زحمت میکشند تا به اهداف وآرزوهاشون برسن،که هم مالی هم معنوی و ازجان ودل برای بچه ها مایه میذارند.

احمد آقا با وجود پلاتین در پایش مرا همراهی کردن تا با موفقیت صعود کنم.

آقا مهدی با سختگیریهایش در تمرینات کاری کردن که من هنگام صعود لذت ببرم.

هئیت مدیره کاسپین که هزینه برنامه را از گروه تامین نمودن .

آقای شیروانی مشوق خوب و پدر مهربان گروه که با دلگرمیهایش مرا مصمم تر میکردن برای پیشرفت.

و همچنین بقیه پیشکسوتان که واقعادلسوزانه و با گذشتن از خواست خودشان برای تک تک جوانان گروه وقت گذاشتند.
سپاسگذارم از همه شما عزیزان و امیدوارم بتونم با پیشرفتم گوشه ای از زحمات شما رو جبران نمایم.
                                                                 نویسنده گزارش:آزاده قائمی

                                         همیشه کوهنوردباشید.گروه کوهنوردی کاسپین.

نویسنده:

          

۵ دیدگاه

  1. farhad shirvani می‌گه:

    با ارزوی موفقیت و سلامتی برای تمامی اعضای کاسبین

  2. پیله چی می‌گه:

    با آرزوی سلامتی و موفقیت برای تمامی اعضا کاسپین شیروانی

  3. احمد میجوجی می‌گه:

    خانم آزاده قائمی گزارشتون عالی بود واز ان عالیتر ان صعود توانمند و مقتدرانه تان بود امید وارم که در تمام مراحل زندگی تون همچون صعود گرده تون موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>




ارسال